خلاصه جریان پرونده
در این پرونده ر. ص. پ. ا. وایقان در 99/4/28 با تقدیم دادخواست به خواسته طلاق به لحاظ عسر و حرج به طرفیت ح. م. طرح دعوی نموده و اعلام کرده در 71/4/15 با خوانده ازدواج نموده و یک فرزند مشترک دارند مشارالیه در هشت سال قبل ازدواج مجدد نموده و از ازدواج دوم نیز یک دختر دارد. شعبه *در 99/5/15 با حضور قاضی مشاور تشکیل جلسه داده است.
خواهان گفته 15 سال است. که جدا از همسرم زندگی می کنم و مرا از منزل بیرون کرد مهریه ام هفتصد هزار تومان بوده که دریافت کردم. اکنون 6 سال است. ازدواج مجدد نموده و مرا به حال خود رها کرده و از نظر مالی دچار مشکل هستم. دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر نموده است. داور زوج گفته ایشان حاضر به طلاق نیست. داور زوجه اعلام کرده موفق به صلح و سازش نشده است. قاضی مشاور نظر به صدور حکم طلاق داده است. دادگاه به موجب دادنامه شماره *99/5/27 باتوجه به جدایی 15 ساله زوجین از لحاظ جسمی و از اینکه زوج ازدواج مجدد نموده است. و نظر قاضی مشاور و قاعده لاضرر حکم به الزام زوج به طلاق زوجه صادر نموده است. زوجه مدعی هیچگونه حقوق مالی نمیباشد. آقای ح. م. نسبت به دادنامه اعتراض نموده است. و شعبه *به موجب دادنامه شماره *99/6/25 دادنامه بدوی را نقض و حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی صادر نموده است. و صرفا اشاره نموده که علت ازدواج مجدد زوج عدم تمکین زوجه بوده است. خانم ر. ص. پ. ا. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان در زمان شور قرائت می گردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *99/6/25 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه فرجامخواهی خانم ر. ص. پ. ا. و ا. ان نسبت به دادنامه شماره *مورخه 99/6/25 صادره از شعبه *که به موجب ان با نقض دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم بر بطلان دادنامه دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج صادر گردیده وارد و موجه می باشد. زیرا اولا مفارقت جسمانی طولانی ( بیش از 15 سال ) زوجین و نظریه داوری و قاضی مشاور همگی دلالت بر عدم صلح و سازش ایشان برأی ادامه زندگی مشترک دارد. و دادگاه تجدیدنظر باید مطابق مواد 27 و 2 قانون حمایت خانواده در رد نظرات ذکر شده مستدلا اظهار نظر می نمود که مفاد دادنامه از این جهت دارأی نقص جدی است. ثانیا صرف اینکه زوج در یک مقطع زمانی رأی تمکین اخذ نموده و انهم صرفا به قصد ازدواج مجدد بوده و همسر سابق را با دو فرزند رها نموده کافی برأی رد ادعای زوجه نیست. مفاد تعهد نامه زوج در خصوص ازدواج مجدد وی بشرح برگ 46 پرونده حکایت از این دارد.
که زوج هیچ علاقه ای به زوجه نداشته و قصد ادامه زندگی با وی را ندارد. و اخذ حکم تمکین صرفا بهانه ای حقوقی و قانونی برأی فرار از پرداخت نفقه و سایر حقوق مالی زوجه می باشد. ثالثا اینکه مگر میشود. با رها کردن زوجه در مدت 15 ساله و تشکیل زندگی جدید با همسر دیگر برأی همسر اول که تنها زندگی می کند و مدعی است. هیچگونه توجه مالی هم به او نمی شود. عسر وحرج ایجاد نشود. هر روز این زندگی قطعا زوجه را ازار روحی و روانی می دهد. و دادگاه تجدیدنظر صرفا با یک استدلال عدم تمکین همه این موارد را نادیده گرفته است. رابعا اینکه زوج مدعی علاقه به همسرش می باشد. ضرورت دارد. دادگاه با احضار از ایشان سوال نماید. در طول 15 سال گذشته چه مسکن مناسبی برأی همسر و فرزند ش تهیه نموده است. صرف نظر از اینکه هزینه زندگی و نفقه ایشان پرداخت شده باشد. یا خیر. لذا باتوجه به مراتب ذکر شده مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رأی منقوض ارجاع می نماید.
با نقض دادنامه و اعاده پرونده شعبه *در مورخه 99/12/9 تشکیل جلسه داده است. خانم ص. ( زوجه ) اظهار داشته دو فرزند داریم و از سال 86 با زوج افتراق جسمانی داریم. درسال 91 حکم تمکین صادر و من قبول کردم ولی سه بار مراجعه کردم بتوانستم به علت تهید به زندگی ادامه دهم. و بنده را از منزل بیرون نمود. حقوق مالی نمی خواهم فقط تقاضای طلاق دارم.
وکیل زوج نیز اظهار داشته زوجه حاضر به تمکین نشده وموکل ناچار ازدواج مجدد نموده و از دادگاه مجوز گرفته است. مهریه 12 سکه بوده که پرداخت شده و حق و حقوق زوجه پرداخت شده است. موکل می تواند هزینه هر دو زندگی را بدهد. زوجه در عسر و حرج نیست و زوجه تا خرداد 99 زندگی مشترک داشته است. زوج گفته در طول سال پنجاه یا 100 یا 200 هزار تومان پرداختم. در خرداد 99 دویست و پنجاه هزار تومان پرداختم. زوجه گفته در طول سه سال سه بار به منزل امده ام که زوج مخالفت کرده است. دادگاه با ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره *99/12/10 باتوجه به افتراق جسمانی زوجین و عدم پرداخت نفقه کافی با استماع اظهارات زوجین با بذل حقوق مالی توسط زوجه دادنامه بدوی را تایید نموده است. آقای ح. م. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ فرجامخوانده خانم ر. ص. پ. ا. وایقان در زمان شور قرائت می گردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 00 */12/10 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد.