متن رأی
در تاریخ 1399/7/9 آقای ا. ف. گ. بطرفیت همسرش خانم ف. س. دادخواستی بخواسته گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. آقای ف. ن.
وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده ( زوجه ) اعلام وکالت نموده است. در جلسه رسیدگی مورخ 99/9/2 که با حضور خواهان و وکیل خوانده تشکیل گردیده خواهان اظهار داشت خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است. مهریه و اجرت المثل را پرداخت کرده ام و تاکنون نفقه وی را داده ام و جهیزیه را نیز از طریق دادگاه داده ام باضافه اینکه حدود مبلغ بیست میلیون تومان اجناس برداشته و رفته است. فرزند ان مشترک نیز از سن حضانت خارج شده اند و همسرم یایسه می باشد.
وکیل خوانده اظهار داشت موکل حاضر به طلاق نیست چنانچه خواهان مصر به طلاق خوانده باشد. با توجه به شروط ضمن عقد موکل متقاضی پرداخت نصف دارأیی خواهان که در زمان زوجیت بدست اورده می باشد. موکل در طول 40 سال زندگی مشترک متحمل زحمات زیادی شده و نقش زیادی در کسب اموال توسط همسرش داشته است. و چنانچه شروط ضمن عقد توسط زوجه احصای نشده باشد. یا فاقد شروط مذکور باشد. تقاضای پرداخت نحله از ناحیه خواهان را دارم. سپس دادگاه اظهارات زوج را در صورتمجلس منعکس نموده که در قسمتی از اظهارات خود گفته است. مهریه و اجرت المثل و نفقه زوجه را داده ام و از باب نحله چیزی ندارم. به ایشان بدهم و زوجه حدود یک میلیارد تومان طلای مرا برده است. و حدود بیست و هفت سال است. جدا زندگی می کند و منزل مستقل دارد. ودر خانه پدری اش زندگی می نماید. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند.
تصویر دادنامه های ارائه شده از ناحیه زوج حاکیست که به موجب گزارش اصلاحی شماره 1351 – 97 شعبه *در مورد دعوی زوجه بطرفیت زوج بخواسته مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت زوجین طبق صورتجلسه دادگاه توافق نموده اند که مبلغ 496/480/000 ریال از قرار ده میلیون تومان در تاریخ 97/8/30 و مابقی در تاریخ 97/11/5 توسط خوانده به خواهان پرداخت گردد. و بر اساس توافق انان گزارش اصلاحی صادر گردیده است. و هم چنین طبق صورت جلسه مورخ 97/9/26 زوجین در خصوص جهیزیه با هم توافق نموده و زوج متعهد گردیده اقلام جهیزیه مندرج در صورت مجلس را به زوجه مسترد دارد. و همچنین به موجب دادنامه شماره 1511 – 97 صادره از شعبه *زوج به پرداخت مهریه مافی القباله زوجه با احتساب ان به نرخ یوم الادا و پرداخت خسارت دادرسی در حق زوجه محکوم گردیده است.
سرانجام دادگاه پس از اظهار عقیده قاضی مشاور ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره 1580 مورخ 1399/9/17 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز علقه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه مساعی دادگاه و تلاش داوران در اصلاح ذات البین و انصراف زوج از طلاق زوجه منتج به نتیجه نگردیده و زوج کماکان اصرار بر طلاق و متارکه دارد. لذا دعوی و خواسته خواهان را وارد و ثابت تشخیص و با لحاظ نظر موافق قاضی مشاور و باستناد مواد 1133 و 1143 و 1148 قانون مدنی و مواد 26 و 29 و 34 قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش بین زوجین جهت اجرأی صیغه طلاق صادر و بلحاظ یایسه بودن زوجه نوع طلاق را باین و مدت اعتبار گواهی صادره را سه ماه از تاریخ ابلاغ رأی قطعی یا قطعی شدن رأی اعلام و در خصوص حقوق مالی زوجین در اجرأی ماده 29 قانون حمایت خانواده بشرح زیر اتخاذ تصمیم نموده است.
در خصوص مهریه و اجرت المثل ایام زوجیت و نیز نفقه زوجه، احکام مقتضی صادر شده است. و زوج مطابق احکام صادره اجرت المثل ایام زوجیت زوجه و مهریه ایشان را پرداخت نموده است. و نفقه ایشان را مطابق حکم صادره پرداخت می نماید. و جهیزیه نیز به زوجه مسترد گردیده مشارکت در اموال ( تنصیف دارأیی ) مورد توافق زوجین نمی باشد. فرزند ان مشترک زوجین از سن حضانت خارج شده اند و اختیار انتخاب زندگی با هر یک از زوجین با خود انها می باشد. پس از ابلاغ رأی صادره زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 2190 – 99 مورخ 1399/11/20 با اعلام اینکه شرط تنصیف دارأیی مورد توافق زوجین در سند ازدواج نبوده و نحله نیز زمانی به زوجه تعلق میگیرد که اجرت المثل تعیین نشده باشد.
و اجتماع این دو ممکن نیست لذا رأی تجدید نظر خواسته را صحیح و مطابق موازین قانونی و دلایل موجود در پرونده و اعتراض زوجه تجدید نظر خواه را غیر موجه تشخیص و باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض تجدید نظر خواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1399/11/27 به زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1399/12/16 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت می گردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: