متن رأی
در تاریخ 1398/4/30 آقای م. پ. ب. از طرف خانم س. ش. بطرفیت آقای س. ب. ک. دادخواستی بخواسته صدور حکم طلاق بعلت عدم پرداخت نفقه از تاریخ 1396/12/13 و ترک زندگی مشترک از سوی خوانده و نیز عسر و حرج زوجه و تخلف خوانده از شروط ضمن عقد نکاح مستندا بمواد 1119 و 1129 و 1130 قانون مدنی تقدیم و به پیوست دادخواست تصویر دادنامه حضوری شماره 190 – 98 مورخ 1398/3/29 صادره از شعبه *که بموجب ان حکم بر محکومیت آقای س. ب. ک. به پرداخت نفقه معوقه از تاریخ 1396/12/13 لغایت 1398/3/11 و هم چنین به پرداخت خسارات دادرسی و حق الوکاله در حق زوجه خانم س. ش. محکوم گردیده است. را ارائه کرده است. دادخواست مطروح حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه دادرسی مورخ 1398/6/10 خوانده حضور نیافته و لایحه ای تقدیم ننموده لیکن خواهان و وکیل وی حاضر شدند و وکلای خواهان لایحه دفاعیه ای تقدیم نموده اند که پیوست پرونده می باشد.
وکیل حاضر خواهان اظهار داشت خواسته بشرح دادخواست و لایحه تقدیمی است. زوجه خواهان اظهار میدارد. 96/9/13 عقد نمودیم و در دوران عقد بسر میبرد زندگی مشترک اغاز نشده است. ولی دوشیزه نیستم خوانده همکار مادرم بوده و مادرم مغازه دار است. و از ان طریق با من اشنا شده است. از اول ازدواج اختلاف داشتیم از 96/12/13 ایشان رفتند که رفتند و خیلی تلاش کردم که اشتی کنم که بمن پاسخ داد که تفاهم نداریم من حتی پیامک های او را مکتوب دارم. اینقدر از این ادم انزجار و نفرت گرفتم که اصلا برأی من حیثیت نمانده است. این اقا اصلا نمی خواهد مرا ببیند. س – علت درخواست طلاق شما چیست؟ از اول اختلاف داشتیم من کوتاه امدم زندگی ام را دوست دارم. چشمهایم را بستم خودم را گول می زدم از 96/12/13 رفتند زنگ میزدیم جواب نمیداد واسطه فرستادیم جواب نمیداد تنها حرفش طلاق بود در این یک سال حتی یک بار خانواده اش به خانه ما نیامدند که ایا عروس من زنده است. یا نه. مهریه ام 114 سکه است. که 14 سکه را در قبال طلاق بذل مینمایم نسبت به جهیزیه و اجرت المثل ادعایی ندارم. جهیزیه ام را نبردم. جهت اثبات مراتب ادعایی خود شاهد دارم.
معرفی میکنم تقاضای استماع شهادت شهود را دارم. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده است. در این اثنا آقای س. ب. ک. در تاریخ 1398/5/14 دادخواستی بخواسته الزام به تمکین بطرفیت همسرش خانم س. ش. تقدیم که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و در لف پرونده مروبط به دعوی طلاق زوجه قرار گرفته و با دعوی طلاق مطروحه تواما مورد رسیدگی قرار گرفته است. د رجلسه رسیدگی مورخ 1398/6/26 که جهت رسیدگی به دعوی تمکین مطروحه با حضور زوجین تشکیل گردیده زوج خواهان اظهار داشت خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است. سال 96 عقد کردیم در دوران عقد هستیم و عروسی نکردیم همسرم دوشیزه نمی باشد. تا اردیبهشت سال 98 با همدیگر مشکلی نداشتیم قرار بود عروسی نگیریم. خانه و مقدمات تمکین فراهم است. ولی همسرم تمکین نمی کند. زوجه خوانده اظهار داشت الان بعد از یک سال و شش ماه که این اقا رفته است. و بعد از اینکه من دادخواست طلاق دادم و بعد از اینکه به نفقه محکوم شده است. این اقا یادش امده که زن دارد. من شاهد دارم. و ایشان با مادرم که مغازه دار هست همکار است.
بارها همکارهای مادرم واسطه شده اند که چرا بیخود گذاشتی رفتی بارها تلاش کردم در حال حاضر پرونده طلاق دارم. تقاضای رسیدگی توأمان را دارم. دادگاه قرار رسیدگی توأمان دو دعوی مطروحه را صادر نموده است. در این اثنا آقای س. ح. ح.
وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه از جانب زوج اعلام وکالت نموده است. در جلسه رسیدگی مورخ 98/7/24 که جهت استماع گواهی گواهان خواهان ( زوجه ) تشکیل گردیده از طرف زوجه چهار نفر شاهد باسامی شاه ص. ط. م. و س. چ. و ح. ت. و م. ا. تعرفه شده اند که دادگاه اظهارات انان را استماع و در صورتمجلس تنظیمی منعکس نموده و سپس زوج خوانده اظهار داشت من با طلاق مخالف هستم من فقط میگویم که اخلاق پزی خانم باید درست شود. در 96/9/13 عقد کردیم از سال 97 بین ما کدورت پیش امده است. اخلاق او خوب نیست و رفتارش بد است. و خودش را میزند از برج 3 سال 97 به بعد با همسرم ارتباط ندارم.
وکیل زوج اظهار داشت موکل قصد ادامه زندگی مشترک با زوجه را دارد. اغلب شهود زوجه نقل قول نمودند و شاهد ماجرا نبودند و در پاسخ به سوال دادگاه مبنی بر اینکه موکل شما رأی نفقه صادر شده را پرداخت کرده است. اعلام داشت: خیر دادخواست تقسیط مطرح کرده است. موکل دارأی مغازه پوشاک است. که اجاره است. 8 سال در این شغل فعالیت دارد. داوران منصوب زوجین باتفاق نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند و سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 1097 مورخ 1398/8/6 پس از ذکر خواسته خواهان ( زوجه ) و توضیحات وکیل ایشان در جلسه دادرسی و دعوی تمکین مطروحه از ناحیه زوج و توضیحات ایشان در جلسه دادرسی و مدافعات وکیل زوجه در قبال دعوی تمکین مطروحه با احراز رابطه زوجیت بین طرفین و موثر واقع نشدن مساعی دادگاه و تلاش داوران در اصلاح ذات البین با استدلال اینکه 1 – گواهی گواهان که به قطع و یقین به صحت اظهارات زوجه مبنی بر اینکه زوج از اسفند سال 96 ببعد همسرش را بدون دلیل بلاتکلیف رها نموده و در این مدت هیچ سراغی از او نگرفته است.
گواهی داده اند 2 – ملاحظه دادنامه شماره 190 – 98/3/29 حوزه 2212 شعبه *مبنی بر محکومیت خوانده به پرداخت نفقه معوقه از مورخه 96/12/13 لغایت 98/3/29 که پس از صدور اجرأییه به شماره 96 – 98/5/6 زوج هیچ اقدامی نسبت به پرداخت نفقه ننموده است. و علیرغم اینکه در امر فروشندگی لباس دارأی سابقه می باشد. مبادرت به تقدیم دادخواست تقسیط نموده که تا کنون پرداخت نشده است.
لذا عسر و حرج زوجه خواهان را در ادامه زندگی مشترک ثابت تشخیص و باستناد ماده 1130 و تبصره ماده 1133 قانون مدنی و مواد 26 و 27 و28 و 29 و 33 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 حکم به الزام زوج به طلاق زوجه صادر و به سردفتر طلاق نمایندگی در اجرأی صیغه طلاق اعطای نموده وقوع طلاق را با توجه به بذل 14 سکه بهار ازادی از مهریه، خلع و عده ان سه طهر و هم چنین اعتبار حکم صادره را شش ماه از تاریخ ابلاغ رأی فرجامی یا انقضای مهلت فرجامخواهی اعلام و توضیح داده که زوجه در این پرونده ادعای مالی مطرح ننموده و طرفین فاقد فرزند مشترک می باشند و در مورد دعوی زوج بطرفیت زوجه بخواسته الزام زوجه به تمکین با استدلال منعکس در رأی حکم بر بطلان دعوی زوج خواهان صادر نموده است.
پس از ابلاغ رأی صادره زوج محکوم علیه نسبت به ان تجدید نظر خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدید نظر *وارد رسیدگی شده و پس از یک سلسله اقدامات و استعلام از واحد اجرأی احکام مدنی شورأی حل اختلاف و وصول پاسخ سرانجام بموجب دادنامه شماره 1167 – 99 مورخ 1399/5/12 اعتراض تجدید نظر خواه را غیر وارد و دادنامه تجدید نظر خواسته را مطابق اصول و موازین قانونی تشخیص و ضمن رد تجدید نظر خواهی تجدید نظر خواه باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدید نظر خواسته را تایید نموده است. پس از ابلاغ دادنامه مذکور به طرفین دعوی، آقای م. ر. ز. ب. از طرف زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میگردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: