یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: فسخ نکاح به جهت تدلیس با عنایت به متن دادخواست

🗓 1405/05/15⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیتجدیدنظر
تاریخ رأی1405/05/15
شماره دادنامهثبت نشده
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنوانعنوان پالایش‌شده
📄

متن رأی

خانم م. ب. به وکالت از م. ح. به طرفیت خانم ا. ر. ف. به خواسته فسخ نکاح مورخ 89/8/6 در دادگاه خانواده *در تاریخ 98/5/13 مطرح نموده که پرونده به شعبه *ارجاع گردیده است.

وکیل خواهان در متن دادخواست گفته است. موکل با توجه به اینکه فردی نظامی است. در سیکل اداری محل کارش متوجه می شود. مدارک همسرش فاقد اعتبار است. و با مراجعه به ثبت احوال و تحقیقات ویژه محلی متوجه می شود. همسرش تابعیت افغانی دارد. در صورتی که شرط ازدواج موکل به طرفین ایرانی بودن زوجه بوده است. و این مهم که زوجه تابعیت افغانی دارند توسط خوانده و خانواده است. در روز خواستگاری عنوان نشده است. که تابعیت افغانی دارند با توجه به مراتب و به جهت تخلف از شرط صفت تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر فسخ نکاح دارم. مطالبه هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل را خواستار شده است. در جلسه مورخ 98/6/11 که وکیل خواهان و وکیل خوانده که کاراموز وکالت به نام س. ت. گلچینی در جلسه حضور داشته اند وکیل خواهان خواسته خود را به شرح دادخواست تقدیمی اعلام نموده است.

وکیل خوانده گفته است. فسخ نکاح بر مبنای افغانی بودن زوجه وکیل خواهان مطرح نموده است. ولی برأی اثبات ادعای خود دلیلی ارائه نداده است. علاوه بر ان ایشان شکایت تدلیس در نکاح نیز مطرح نموده که منجر به منع تعقیب شده ( شعبه *( 98081 ) خوانده محترم موکل بنده در مقطعی به دلیل طرح دعوی مطرح شده شناسنامه ایشان منع خدمات بوده که از سال 97 مشکل شناسنامه ایشان نیز حل شده و اسناد سجلی انها مسترد شده است. و هم چنین مطابق قانون مدنی هرگونه شرطی که عدم وجود ان باعث ایجاد حق شود. باید در عقدنامه قید شده باشد. یا بطریق دیگری بین زوجین شرط شده باشد. در حالی که در عقدنامه زوجین شرطی درج نشده است. لذا با توجه به مطالب فوق و اینکه استفاده از خیارات فوریت دارد. صدور قرار رد دعوی مورد استدعاست زوج در پرونده طلاق محکوم به پرداخت شده است.

وکیل خواهان گفته است. تقاضای استعلام از اداره ثبت احوال مبنی بر اعلام هویت خوانده و پدرش ح. ر. ف. شده است. که ایا نامبرده وجود خارجی دارد. یا نه طبق گفته موکله پدر خوانده فردی افغانی می باشد. که متاسفانه فرد دیگری برأی خود و خانواده اش هویت جعلی درست کرده است. در سامانه ثبت احوال هویت موکل معلوم و محرز است. دادگاه پس از ختم دادرسی طی دادنامه *مورخ 98/6/12 رأی خود را بدین شرح صادر نموده است.

در خصوص دادخواست خواهان م. ح. با وکالت م. ب. به طرفیت خانم ا. ر. ف. با وکالت س. ن. به خواسته فسخ نکاح به جهت تدلیس با عنایت به متن دادخواست تقدیمی و ضمایم ان نظر به اینکه به موجب رونوشت سند نکاحیه رابطه زوجیت فی مابین طرفین محرز و مسلم است.

وکیل خواهان اظهار داشته موکل به موجب سند ازدواج مورخ 89/8/6 با خوانده محترم ازدواج نموده موکل با توجه به اینکه فردی نظامی می باشد. و در سیلکل اداری سازمان خویش که ارتش جمهوری اسلامی است. متوجه می شود. همسرش تابعیت افغانی دارد. در صورتی که این امر توسط خوانده و خانواده در زمان عقد و خواستگاری عنوان نشده است. که تابعیت افغانی دارند لذا با توجه به مراتب مذکور و به جهت تخلف از شرط صفت تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح دارم. و نیز هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل مورد استدعاست. دادگاه با بررسی اوراق پرونده و ملاحظه تاریخ عقد مندرج در سند نکاحیه زوجین و با عنایت به دفاع موجه وکیل خوانده نظر به اینکه خواهان رعایت فوریت نسبت به اعمال خیار فسخ را ننموده و دلیلی بر عدم علم به حق فسخ و فوریت ان به دادگاه ارائه نداده است. مستندا به ماده 1121 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می گردد. از این رأی وکیل زوج تجدیدنظر خواهی نموده است.

در لایحه وکیل از این جهت که ایشان درخواست استعلام از ثبت احوال نموده و دادگاه به این درخواست وی توجه نکرده و مدارک خوانده فاقد اعتبار از نظر تابعیت است. نقض رأی تجدیدنظر خواسته و صدور رأی شایسته را استدعا نموده است. پس از تبادل لوایح و ارسال پرونده به محاکم تجدیدنظر استان و ارجاع ان شعبه *دادگاه تجدیدنظر مذکور وقت جهت رسیدگی تعیین و طرفین را به جلسه دادرسی دعوت نموده است. در جلسه مورخ 98/10/8 که تجدیدنظر خوانده در معیت وکیل حاضر بوده است. و وکیل خواهان نیز حضور داشته و گفته است. متاسفانه موکل به لحاظ مشغله کاری امکان حضور داشت دعوی بشرح دادخواست بدوی و تجدیدنظر خواهی است. دادگاه خطاب به خانم ر. ف. چه می گویید؟ پاسخ داده است. در سال 89 با مهریه 200 عدد سکه تمام بهار ازادی به عقد ایشان درامدم اشنایی ما به خاطر این بود که برادر وی با خواهر من قبلا ازدواج کرده و سه فرزند از وی دارند برادر ایشان نیز نظامی است. ما بچه دار نشدیم در سال 96 از منزل ایشان بیرون رفتم دلیل اختلافات ما نیز بر می گردد.

سال 90 یا 91 که پدرم با عمه و عموهایم سر ارث و میراث اختلاف داشتند و چون فامیل پدرم با عموهایم فرق می کرد شکایت انها باعث منع خدمات پدرم شد که ما در سال 94 یا 95 بود می خواستیم از *و در ان زمان متوجه این قضیه شدیم چون می خواستیم بلیط بگیریم چون ازاین منع خدمات مطلع شد حال زوم کرده روی ان و ان منع خدمات مرتفع شده تا اینکه من به دلیل اختلافات برأی مهریه ام اقدام کردم و ایشان رفت تدلیس و نکاح را مطرح کرد که رأی برائت من صادر شد و ایشان امد روی حقوقی مطرح کرد وکیل زوجه درخواست رد دعوی فسخ را خواستار شده است. چون با توجه به رأی جزایی باید دادگاه حقوقی از رأی تبعیت نماید. صرفنظر از اینکه خیار فوری است. ایشان سال 94 یا 95 از این قضیه مطلع شده است. حال اقدام کرده است.

تایید رأی تجدیدنظر خواسته مورد استدعاست دادگاه در تاریخ 98/10/14 دادگاه با بررسی اوراق پرونده و اعلام ختم دادرسی طی دادنامه *رأی خود را با استناد به دادنامه *صادره از شعبه کیفری 2 *و توجها به اصول حاکم بر نکاح منعقده رأی صادره را نتیجتا مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض دادنامه معترض عنه را تایید نموده از این رأی نیز وکیل آقای م. ح. در فرجه قانونی فرجام‌خواهی نموده که هنگام شور گزارش پرونده و لایحه او که در برگ های 42 و 43 پرونده پیوست است. قرائت می شود.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای ع. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید