یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: دعوای فسخ نکاح به استناد تدلیس و بیماری

🗓 1398/02/23⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیفرجام
تاریخ رأی1398/02/23
شماره دادنامه238
شماره پروندهثبت نشده
🗂

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 1398/02/23 آقای ف. پ. ب. با قیمومت و وکالت به ترتیب خانم س. ع. ب. مادر خواهان و آقای ح. ع. ب.

وکیل دادگستری دادخواستی مبنی بر تقاضای اعمال فسخ نکاح به طرفیت خانم ن. پ. تسلیم سازمان *نموده اند که به شعبه *ارجاع شده است. خلاصه توضیح وکیل خواهان این است. طرفین در تاریخ 1396/01/06 با هم ازدواج دائم نموده اند و خواهان به دو دلیل تقاضای فسخ نکاح را دارد. 1 خوانده حین العقد نیاز قیم داشته است. 2 خوانده حین العقد فاقد اوصاف تبانی بوده و اخیرا کشف شده است. که با ارجاع به سازمان *محرز خواهد شد و شرط فوریت هم رعایت شده است. ( ص 6 ) دادگاه طرفین را دعوت کرده است. خانم ن. پ. طی لایحه ای پاسخ داده است. اولا بنده حین عقد هیچ مشکلی نداشته ام. ثانیا بعد از عقد یک غده چربی از ناحیه سینه ام ظاهر شد که عمل کردم و خوب شد. ثالثا همسرم قبل ازدواج با من یک همسر داشت که با وجود فرزند طلاقش داده و این امر حکایت دارد. وی اهل زندگی با زوجه نیست تقاضای رد دعوای ایشان بر فسخ نکاح را دارم. ( ص 12 ) جلسه دادگاه در تاریخ 98/03/19 با حضور قاضی مشاور و وکیل خواهان و شخص خوانده تشکیل شده است.

وکیل خواهان خواسته را تکرار کرد و اضافه نمود: اخیرا زوج متوجه شده است. که زوجه مشکل روحی و روانی دارد. و فاقد شرط سلامت جسمی است. که اگر بیان میشد ازدواج صورت نمی گرفت و زوجه دارأی غده وخیم در ناحیه اندام تناسلی و مقعدی می باشد. که در صورت اثبات توسط سازمان *قابل اغماض نمی باشد.

خوانده پاسخ داد که جوابم به شرح لایحه تقدیمی است. و ایشان بیش از دو سال است. با من ازدواج کرده است. تا فروردین امسال با هم خوب بودیم، جز غده سینه که عمل شد و خوب شد بیماری دیگری ندارم. و ادعای زوج را قبول ندارم. ( ص 13 و ص 14 ) دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 238 – 98/03/21 به دلیل اینکه خیار فسخ فوری است، به استناد ماده 1131 ق. م حکم به رد دعوی خواهان صادر و اعلام کرده است. ( ص 16 ) از این رأی قیم و وکیل زوج تجدیدنظرخواهی نموده اند و پرونده به شعبه *ارجاع شده است. خلاصه ایراد تجدیدنظرخواهان این است. که قیم زوج به محض اطلاع از بیماری دادخواست و تقاضای فسخ نکاح تسلیم کرده است. و برابر ماده 1128 ق. م که عمومیت دارد. زوجه فاقد سلامت مورد تبانی است. ( ص 23 و ص 24 ) زوجه پاسخ داده است. بنده هیچگونه بیماری مورد ادعای خواهان را ندارم. با هزینه خواهان حاضرم به سازمان *معرفی شوم. ( ص 34 ) دادگاه تجدیدنظر طی دادنامه شماره 599 – 98/05/01

📜

رأی دادگاه

بدوی را فاقد خدشه دانسته و ان را تایید کرده است. ( ص 37 ) از این رأی قیم و وکیل زوج فرجامخواهی نموده اند که پرونده با ارسال به دیوانعالی کشور به این شعبه ارجاع شده است. خلاصه ایراد وکیل زوج این است. طرفین هنوز در دوران عقد بستگی بسر می برند و زوجه به بهانه اینکه عمل زناشویی در این دوران خلاف عرف است. برأی مخفی داشتن عیب خود از مضاجعت امتناع می کرده است. و فرجامخواه هم که تا حدی دارأی سفاهت است. با امتناع زوجه تسلیم بوده و رابطه زناشویی برقرار ننموده است. و فوریت خیار فسخ هم بعد از اطلاع می باشد. صرفا تاریخ عقد ملاک نیست. فوریت بعد از اطلاع ملاک است. و طی این دو سال یکبار هم رابطه زناشویی نداشته اند تا اینکه اخیرا متوجه شدند که نه خوانده شرأیط دادن تمکین خاص را دارد. و نه قادر به باردار شدن می باشد. و فورا اقدام کرده است. تقاضای نقض رأی فرجامخواسته را دارم. تا به سازمان *معرفی گردد. ( ص 50 تا ص 52 ) پاسخ فرجامخوانده این است. مسایل جنبی مانند عدم تهیه منزل برأی شروع زندگی و عدم پرداخت نفقه موجب اختلاف شده است. والا هنوز رابطه زناشویی برقرار نشده تا معلوم شود. من مشکل دارم. یا خیر.

فوریت خیار فسخ هم رعایت نشده است. و هیچ مشکل روحی و روانی ندارم. فریب در ازدواج هم یک تهمت ناروا است. تقاضای تایید رأی بدوی و تجدیدنظر را دارم. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای ج. ا. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در مورد دادنامه شماره 599 98/05/01 صادر شده از شعبه *مشاوره نموده چنین رأی میدهد: رأی شعبه با توجه به مجموع محتویات پرونده های بدوی و تجدیدنظر و ابرازی طرفین دادنامه های بدوی و در نتیجه دادنامه فرجامخواسته از جهات مختلف به علت نقص در تحقیقات مخدوش و قابل نقض می باشد. : 1 استناد دادگاه بدوی و تجدیدنظر به صدر ماده 1131 قانون مدنی بدون ملاحظه ذیل ان و شروط ان وجاهت ندارد. ، زیرا فوریت فسخ نکاح دارأی دو شرط است: 1 علم به حق فسخ 2 علم به فوریت حق فسخ که برأی غیر حقوقدانان حتی برأی بعضی از حقوقدانان مغفول است. چه برسد به یک زوج تحت قیمومت یک زن معمولی و غیر حقوقدان 2 وکیل زوج تقاضای معرفی زوجه به سازمان *در خصوص بیماری قسمت الت تناسلی زناشویی و غیره نموده است. ولی دادگاه بدوی معرفی به سازمان *را لازم ندانسته و دادگاه تجدیدنظر هم عنایت نکرده است. 3 حتی زوجه هم چون خود را بیمار و دارأی عیب مورد نظر مادر زوج و وکیل زوج و حتی عیب دیگر ( عیب روانی ) ندانسته است. و بیان داشته است. با هزینه خواهان به سازمان *معرفی شود.

که دادگاه ها با همان تصور ابتدایی به این موضوع عنایت ننموده اند، علیهذا با نقض دادنامه فرجام خواسته به دلیل نقص در تحقیقات به تجویز بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی رسیدگی به همان شعبه از دادگاه تجدیدنظر ارجاع می گردد. شعبه * ج. ا. ( رییس ) م. ح. پ. ( مستشار )

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید

گفت‌وگوی حقوقی

دیدگاه خوانندگان دربارهٔ این مطلب

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازگر گفت‌وگو باشید.
دیدگاه پس از بررسی مدیر منتشر می‌شود.