متن رأی
تجدیدنظرخواهی آقای ع. م. ز. با وکالت آقای م. ح. بطرفیت آقای م. م.
نسبت به دادنامه شماره 940287 مورخ 94/12/20 صادره از شعبه اول دادگاه حقوقی بهارستان که دلالت بر صدور حکم به پذیرش دعوی خواهان بدوی بخواسته تایید فسخ معامله موضوع مبایعه نامه مورخ 94/2/10 و حکم به استرداد بخشی از ثمن معامله به میزان سیصد و ده میلیون تومان و خسارات تاخیر تادیه و خسارت دادرسی دارد وارد است و دادنامه صادره شایسته تایید نیست چرا که اولا استدلال محکمه محترم بدوی مبنی بر اینکه بند 6 ماده 6 مبایعه نامه که اشاره بر اسقاط کلیه خیارات دارد چون به صورت فرم چاپی است بصورت عرفی در بنگاهها مورد استفاده قرار می گیرد و خارج از اراده طرفین در زمان انعقاد بیع بوده فاقد وجاهت قانونی بوده و ایده ای غیر حقوقی و ناصواب بوده چرا که در تنظیم یک قرارداد تنظیم و تقریر کلیه بند ها، شروط، تعهدات و ضمانت اجراهای تعیینی اعم از چاپی و غیر چاپی که به ممضی به امضاء طرفین عقد می گردد بر آن آثار حقوقی مترتب و طرفین مکلف و ملزم به امضاء مفاد آن می باشند چرا که متعاملین عامدا و عالما با ملاحظه کلیه شروط و تعهدات له و علیه خود مبادرت به تنظیم آن نموده اندو آنچه در قرارداد مهم است اینکه مورد توافق و انشاء اراده طرفین قرار گرفته باشد و این انشاء و ارائه با امضاء ذیل آن اعلام و محقق می گردد و ناچارا طرفین مکلف به انجام بند بند مفاد قرارداد تنظیمی می گردد و این استدلال محکمه محترم بدوی از هیچ حمایت قانونی و حقوقی بر خوردار نبوده چرا که در فرض اراده طرفین به عدم تعیین بند مذکور می توانستند نسبت به امحاء بند مذکور و یا اعلام ارائه خویش در ذیل قرارداد و در جهت زائل نمودن شرط مذکور اقدام نمایند با وصف مذکور نمی توان نسبت به شرط مذکور ترتیب اثر نداد و بی تفاوت ماند ثانیا آنچه قابل ذکر است اینکه حسب مواد 149 و 155 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی کاملا مبرهن و واضح است که تامین دلیل صرفا برأی حفظ دلیل بوده و در زمانی که احتمال تغدر و تعبیر استفاده از آن دلایل و مدرک در آینده وجود داشته باشد بنا به درخواست اشخاص از دادگاه انجام می شود لکن نمی توان آن را به عنوان دلیل مستقل و یکی از ادله اثبات در صدور حکم تلقی نمود در حالیکه ملاحظه می گردد عمده استدلال محکمه محترم بدوی در پذیرش دعوی خواهان بدوی استناد به نظریه کارشناس تامین دلیل بوده است که بر خلاف استدلال محکمه محترم بدوی مبنی برعدم ایراد اعتراض به آن از ناحیه خوانده بدوی به کرار از ناحیه وکیل تجدیدنظرخواه نسبت به این امر اعتراض و مورد ایراد شدید واقع گردیده است و با ارائه یک فقره نظریه همکار قضایی معارض کارشناس تامین دلیل خواستار عدم توجه محکمه محترم بدوی به آن گردیده است ثالثا هر چند حسب بند 6 ماده 6 مبایعه نامه مستند دعوی که عمده استدلال تجدیدنظرخواه در جهت نقض دادنامه بوده کلیه خیارات از جمله خیار غبن به استثناء خیار تدلیس با اقرار طرفین ساقط گردید ولی این دادگاه معتقد است با مستفاد از مواد 416 و 417 قانون مدنی که مراد از غبن ناظر بر غبن فاحش می باشد لذا اسقاط خیار غبن از سوی طرفین در معاملات در راستای اعمال ماده 448 قانون مارالذکر که صرفا منصرف به اسقاط خیار غبن فاحش می باشد که این اعتقاد مقرون به عدالت و منصفت قضایی است در ما نحن فیه بر خلاف ادعای تجدیدنظرخواه، با توجه به مفاد دادخواست خواهان بدوی و اعلام قیمت واقعی ملک با قیمت مورد معامله از ناحیه وی و تفاوت بیش از دو برابر خارج از غبن فاحش بلکه غبن افحش می باشد که دادگاه در جهت احراز و تشخیص صحت و سقم ادعای خواهان بدوی بلحاظ عدم ترتیب بند 6 ماده 6 مبایعه نامه به غبن افحش موضوع را به کارشناسی ارجاع داده است رابعا: ملاحظه می گردد کارشناس منتخب دادگاه با بررسی جامع و مانع و انجام تحقیقات تلقی از مطلعین و همسایگان و متخصصین املاک نظریه خود را در خصوص ارزش مبیع مورد نزاع به مبلغ چهار میلیارد و سی میلیون ریال برآورد که مقرون به قیمت ثمن مندرج در مبایعه نامه بوده و هیچ گونه اختلاف موثر و غبن افحش احراز نمی گردد خامسا تجدیدنظرخوانده هر چند در موعد مقرر به نظریه کارشناس منتخب دادگاه اعتراض نموده لکن مفاد لایحه تقدیمی و اعتراض وی حاوی مطالب مفید و موثری که موجبات اقناع دادگاه را در جهت پذیرش اعتراض و ارجاع به هیئت سه نفره فراهم نماید نبوده و قابلیت اعتناء و اجابت را نداشته است علیهذا دادگاه بن ابه مراتب فوق التوصیف و با عنایت به احراز مقرون به واقع بودن نظریه کارشناس منتخب دادنامه تجدیدنظرخواسته را شایسته تایید ندانسته و مستندا به ماده 358 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن پذیرش تجدیدنظرخواهی و نقض دادنامه معترض عنه حکم بر بطلان دعاوی اعلامی خواهان بدوی صادر واعلام می دارد.
این رأی قطعی است. شعبه 44 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار احمد شیخ علیا لواسانی-ناصر اسماعیلی