رأی دادگاه
دادخواهی آقای ن. ع. ز. به طرفیت آقای م. ج. نسبت به دادنامه قطعی شماره 89000150-89/3/6 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی شهرکرد که رئیس محترم قوه قضائیه نسبت به رأی مزبور ضمن اعلام خلاف بیّن شرع اعاده دادرسی را تجویز و رسیدگی به این شعبه محول شده است؛ با توجه به اوراق پرونده وارد و موجه است؛ زیرا با مطالعه و بررسی دادخواست نخستین و مفاد صورت جلسه دادگاه، ملاحظه می شود که از حیث تشریفات آئین دادرسی بر دادخواست و نیز نحوه رسیدگی دادگاه ایراد قانونی وارد است، با این توضیح که خواسته خواهان به شرح ستون خواسته الزام خوانده به انتقال ششدانگ یک قطعه زمین مورد نزاع است و در متن دادخواست علاوه بر انتقال ملک، تحویل مبیع نیز درخواست شده است؛
در ادامه نیز در جلسه رسیدگی که بی حضور خوانده منعقد شده، وکیل خواهان علیرغم تأکید بر خواسته به شرح دادخواست علاوه بر الزام خوانده به تحویل مورد معامله، خلع ید از رقبه متنازع فیه که اساساً مورد نظر در دادخواست نبوده را نیز به خواسته اضافه و مطالبه نموده است و در پایان با وجود مراتب فوق و بی توجه به تغییر خواسته، باز صدور حکم به شرح ستون خواسته را تقاضا نموده است و دادگاه که علی القاعده می بایستی در جلسه یاد شده تنجیز خواسته را تعقیب می نمود و خواهان را به تکلیف قانونی متذکر تا خواسته را منجز نماید، غافل از این مهم خود نیز در رأی صادره خوانده را به خسارت تأخیر در انجام تعهد که هیچگاه مورد توجه و خواسته خواهان نبوده محکوم نموده است؛ بنا به مراتب قطع نظر از ماهیت دعوی و اینکه رابطه حقوقی طرفین تابع بیع و احکام آن بوده یا خیر؟
و قطع نظر از اینکه الزام به انتقال ملک مستلزم استعلام وضعیت ثبتی ملک است حداقل دادخواست نخستین و مآلاً خواسته خواهان منجز نیست و در جلسه دادگاه نیز وکیل خواهان علیرغم اقتضاء موضوع به تنجیز خواسته نپرداخته است و پرواضح است که بی تنجیز خواسته و مردد بودن آن ورود به ماهیت دعوی و صدور حکم خلاف قواعد آمره است و از این رو به استناد ماده 477 قانون یاد شده و نیز ماده 89 ناظر بر بند 9 ماده 84 قانون آئین دادرسی مدنی مصوب 1379 رأی دادخواسته به شماره 89000150-89/3/6 نقض و در خصوص دادخواست نخستین قرار رد دعوی خواهان صادر و اعلام می گردد. رأی صادره قطعی است. غ/ شعبه چهاردهم دیوان عالی کشوررئیس شعبه: م. رضا صابرمستشاران: غلامرضا خلف رضائی نادر خاوندگار