متن رأی
تجدید نظر خواهی آقای الف. پ. بطرفیت خانمها وآقایان 1. ص. الف. ص. 2. ز. الف. ف. الف. 3. آقای الف. و. ز. د. 4. ع. م. ر. 5. ب. ب. 6. ض. ت. 7. ل. ن. خ. از دادنامه شماره 0323-1394/4/22 شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران می باشد که به موجب آن حکم به بطلان دعوای تجدیدنظر خواه به خواسته ابطال رأی داوری 1393/10/24 صادر شده ا ست دادگاه بابررسی پرونده نظر به این که تراضی طرفین قرارداد بر داوری تجدید نظر خوانده ردیف هفتم در زمانی بوده که نامبرده ذی نفع در موضوع نبوده و اگر چه قرارداد فی مابین داور یاد شده و تجدید نظر خواه قراردادجداگانه بوده ومربوط به واحدی بوده که در حصه تجدید نظر خواه قرار گرفته است لیکن داوری در مورد اخیر در هر صورت موثر بوده ودیگران که به شرح برگه 131 پرونده داوریاد شدده (خانم ل. ن. خ.
)دعوایی به طرفیت تجدید نظر خواه مبنی بر الزام به تنظیم سند رسمی و مطالبه خسارت در تاریخ 1393/5/2 طرح کرده که به شعبه 34 دادگاه عمومی حقوقی تهران ارجاع شده است قطع نظر از این که مستند ابراز شده از جانب تجدید نظر خواه وفق بر گه 100 پرونده حکایت از در خواست انجام داوری در تاریخ 1393/5/11 داشته با ملاک قرار دادن تاریخ وصول در خواست در این باره که توسط داور 1393/7/26 اعلام شده است بالحاظ بندهای 2و7 ماده 469 قانون آیین دادرسی مدنی تراضی طرفین مربوط به موردی است که در زمان درج شرط داوری در قرارداد ذی نفع بودن و نیز طرح دعوا به شرح پیش گفته وجود داشته و طرفین با علم بر این موضوع و در نظر گرفتن آن تراضی به داوری با تعیین شخص داور نمایند و موضوع منصرف از آن است که دو ایراد یا دشده پس از تراضی به داوری شخص خاص حادث شده باشد با توجه به اینکه داوری امری استثناء بر صلاحیت دادگاه به رسیدگی به موضوع می باشد وبی طرفی داور در رسیدگی و صدور حکم از ارکان مربوط به داوری و لازمه تحقق رسیدگی عادلانه بوده ضمن این که مورد با اصل استقلال داور در رسیدگی نیز در گیر بوده وادعای تراضی در امر داوری با توجه به اظهار نظر نامه رسمی شماره 9310678999664808-93/10/9 نیز منتفی است زیرا تجدید نظر خواه در موارد زیادی اشاره به ذی نفع بودن داور و نیز خروج داور از بی طرفی داشته وقید عبارت: «خانم ن.
خ.
، وجدان یگانه محکمه ای اسست که نیاز به قاضی ندارد »; ودر نهایت خواهش وی در رسیدگی بدون در نظر گرفتن ذی نفع بودن خود موید این امر است واین که حسب اعلام داور یاد شده درپاسخ به اظهار نامه فرستاده شده به شرح بر گه 102 پرونده اعلام کرده اظهار نامه تجدیدنظر خواه در تاریخ 1393/10/26 به دست وی رسیده در حالی که در تاریخ 1393/10/20 اقدام به صدور رأی کرده است با نگرش به این که داور در تقاضای ابلاغ رأی که در 1393/10/24 وفق برگه 31 پرونده اشاره به اظهار نامه فرستاده شده به شماره 931067899948085 کرده که مشخص نیست چگونه اظهارنامه در تاریخ 1393/10/26 به وی ابلاغ شده ولی در تاریخ 1393/10/24 به آن اشاره کرده است با توجه به موردهای پیش گفته رأی داور را منطبق با ارکان داوری ندانسته بر گرفته از بخش نخست ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را نقض کرده وبه استناد مواد 477، 482، 490قانون یاد شده حکم بر بطلان رأی داوری مورخ 1393/10/24 صادر واعلام می دارد و راجع به مطالبه خسارت دادرسی نظر به این که مراجعه به داور وصدور رأی توسط داور بر مبنای اراده طرفین بوده برأین اساس طرفین آثار مربوط به آن را پذیرفته اند و موضوع تسبیب در خسارت منتفی بوده واز این رو حکم به رددعوا در این باره صادر واعلام می دارد این رأی قطعی است.
شعبه 37 دادگاه تجدید نظر استان تهران - رئیس و مستشار مهرزاد جمشیدی - جواد حمیدی