یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: دستور دهد یارانه وی را جداگانه به حساب وی واریز کنند و دادگاه طی

🗓 1405/05/15⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیتجدیدنظر
تاریخ رأی1405/05/15
شماره دادنامه001873-92/12/27
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنواناستخراج از متن
🗂

خلاصه جریان پرونده

خواهان زوجه خانم س. الف. فرزند ب. خانه دار محل اقامت برازجان با وکالت آقای ش. خ. د. طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگاه عمومی دشتستان پیوست سند نکاحیه به طرفیت خوانده همسرش آقای م. الف.

محل اقامت گناوه تقاضای صدور حکم طلاق نموده است و وکیل مزبور توضیح داده که موکله به موجب سند نکاحیه پیوست همسر دائمی و قانونی خوانده دعوی می باشد و از تاریخ91/2/15 تا زمان تقدیم این درخواست بیش از یک سال ونیم می گذرد که بین زوجین مراسم عروسی(ازدواج) صورت نپذیرفته و خوانده اصولاً موکله را در بلاتکلیفی رها نموده است که موجب عسروحرج برأی موکله می باشد لذا تقاضای صدور حکم شایسته را نموده است و پرونده پس از تشریفات ثبت و ارجاع در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی دشتستان مطرح و در جلسه اول دادگاه که علی‌رغم ابلاغ وقت رسیدگی به خوانده حضور نداشته است وکیل خواهان اظهار داشته موکله در تاریخ91/2/15 به عقد دائمی قانونی با مهریه 500 سکه بهارآزادی درآمده و پس از عقد به مدت 2الی3 ماه با موکله رابطه قابل قبولی داشته و پس از آن به خاطر اختلافات خانوادگی که از قبل به صورت طایفه ای بوده است به رخ موکله می کشاند و هر روز با ایجاد فضای کاملاً متشنّج موکله را اذیت می نماید و هیچگونه سراغی از وی نمی گیرد و چندین مرحله تقاضای طلاق به موکله می دهد و هیچگونه نفقه ای به موکله پرداخت نمی کند و اختلافات به حدّی رسیده که موکله ناچار به تقدیم دادخواست طلاق شده است و موکله در عسروحرج است و حتی یارانه موکله را دریافت و به وی پرداخت نمی نماید لذا از دادگاه خواسته دستور دهد یارانه وی را جداگانه به حساب وی واریز کنند و دادگاه طی دادنامه شماره001873-92/12/27 برأی فرماندار دشتستان نوشته یارانه وی را جداگانه و به حساب خودش وارد کنند و خوانده هیچ یک از وعده هایی که داده عمل نکرده است لذا تقاضای طلاق داردو نوشته با اینکه پدر موکله شش ماه بستری بوده از ایشان هیچ عیادت نکرده و بعد از فوت ایشان در مراسم فاتحه خوانی شرکت نکرده و از زوجه اش سراغی نگرفته است و دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر، داور زوجه نوشته مطالبی در راستای داوری اعلام تقاضای تصمیم مقتضی را دارم.

1- خواهان فقط عقد نموده است و ازدواج صورت نگرفته2- خوانده نفقه خواهان را پرداخت ننموده است3- خوانده یارانه وی را پرداخت ننموده است4- زوج مدت یک سال و2ماه است هیچگونه سراغی از زوجه نگرفته است5- مشکلات آنها به حدی است که ادامه زندگی مشترک برأی آنها غیرمقدور6-اختلاف آنها قبیله ای است قابل حلّ نمی باشد بعلاوه زوجه استشهادیه ای که به امضاء چند نفر رسیده مبنی بر اینکه همسرش یک سال و نیم است هیچ سراغی از وی نگرفته و نفقه پرداخت نکرد و بلاتکلیف رها کرده و در عسروحرج می باشد و اختلافات اخلاقی و مشکلات طائفه ای دارند ارائه و ضمیمه پرونده می باشد و داور زوج که پدرش می باشد نوشته از آن‌جائیکه زوجه از بستگان نزدیک این جانب بوده است علی‌رغم مراجعات مکرر شوهرش اینجانب و ریش سفیدان نیز جهت تشکیل زندگی مشترک با زوج به وی مراجعه که نامبرده بدون هیچگونه عذر یا دلیل موجّه حاضر به تمکین نسبت به همسرش نمی باشد و از نظر مخارج نیز زوج مرتب هم به صورت دستی و هم به صورت انتقال از طریق بانکی به وی نفقه پرداخت نموده است و زوج جوانی است سالم و مؤمن و زحمت کش و دادگاه می تواند در صورت لزوم تحقیق نماید و درخواست طلاق از سوی زوجه بی مورد است و از روی احساسات زودگذر است و دادگاه پس از تحقیقات انجام شده در دادنامه شماره002261-93/11/27 در خصوص دادخواست خانم س.

الف. با وکالت ش. خ. د. به طرفیت م. الف. با وکالت س. ط. ز. به خواسته صدور حکم طلاق با عنایت به جامع محتویات پرونده از جمله تصویر مصدق نکاحنامه وجود علقه زوجیت بین آنها را به سبب عقد نکاح دائم محرز و مسلم دانسته و از طرفی تلاش دادگاه و داوران جهت ایجاد صلح و سازش بین آنها مؤثر واقع نشد و خواهان اجمالاً اعلام نموده است همسر شرعی و قانونی خوانده هستم تحت هیچ شرائطی امکان ندارد زندگی مشترک را شروع نمایم در مدتی که پدرم بستری بود ایشان از پدرم ملاقاتی نداشته و حتی در تشییع جنازه پدرم شرکت نکرده وکیل وی اظهار داشت در این مدت عقد خوانده دعوی هیچ گونه سراغی از خانمش نگرفته و هیچگونه نفقه ای به ایشان نداده و با توجّه به اختلافات طرفین موکله در عسروحرج شدید می باشد دادگاه با عنایت به مراتب یاد شده و اظهارات طرفین و وکلای آنها در جلسه دادگاه و با توجه به اظهارات پدر خوانده که در جلسه دادگاه اظهار داشته در تشییع جنازه پدرخانم الف. شرکت کردیم ولی مادرش ما را بیرون کرد لذا در مجموع تحقق شرائط بند1و2 از شرأیط ضمن عقد ب

📜

رأی دادگاه

محرز و مسلم است. لذا با عنایت به مواد قانونی که ذکر نموده است گواهی عدم امکان سازش بین زوجین مترافعین را صادر و به خواهان اجازه داده است به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و با اعمال وکالت حاصله خود را مطلقه و نسبت به ثبت رسمی آن اقدام نماید که از ناحیه زوج آقای م. الف. با وکالت خانم س. ط. ز. مورد اعتراض و طی دادخواست تجدیدنظر تقاضای تجدیدنظر نموده است لذا پرونده در شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان بوشهر مطرح و در دادنامه شماره00660-94/6/17 راجع به تجدیدنظرخواهی آقای م. الف. با وکالت خانم س. ط. ز. و آقای ح. الف. نسبت به دادنامه شماره002261 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی دشتستان که به موجب آن گواهی عدم امکان سازش صادر شده است دادگاه با عنایت به اینکه اختلافات موجود اصولی و اساسی نیست و صرفاً ناشی از اختلاف سلائق می باشد و موارد مطروحه توسط زوجه موجب احراز عسروحرج و صدور گواهی عدم امکان سازش نمی شود لذا دادگاه تجدیدنظر خواهی را وارد دانسته و ضمن نقض رأی تجدیدنظرخواسته حکم به بطلان دعوی خواهان بدوی صادر نموده است. متعاقباً خانم س. الف. با وکالت آقای ش. خ.

نسبت به دادنامه شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر مذکور اعتراض و طی دادخواست و لایحه پیوست فرجام‌خواهی نموده است بدین جهت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه(26 دیوان عالی کشور) ارجاع گردیده است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای رضا انصاری عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 00660-94/6/17 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی میدهد:

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید