خلاصه جریان پرونده
درتاریخ 1400/11/17 خانم ف. ب. بطرفیت آقای ا. ز. دادخواستی تقدیم و توضیح داده اینجانب در تاریخ 1399/2/11 طبق سند رسمی ازدواج پیوست پرونده با مهریه معین به عقد نکاح خوانده در امدم در ابان ماه سال جاری که عده ای از اعضای فامیل خوانده و اینجانب در منزل ما حضور داشتند خوانده با بهانه جویی در حضور اعضای فامیل لفظ سه طلاق را جاری نموده که شما را نمی خواهم و بعد از ان اینجانبه یک هفته در منزل زوج تنها مانده و سپس در تاریخ 1400/8/13 پدرم جهت عرض تسلیت بمنزل خوانده امده و بعد از خروج وی از خانه خوانده مجددا لفظ سه طلاقه را جاری نموده و بدنبال ان اینجانب بلحاظ رعایت حریم شرعی به خانه پدری خود بازگشته ام با توجه باینکه اینجانب و خوانده از اهل سنت و شافعی مذهب می باشیم لذا تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر وقوع طلاق و ثبت ان مورد استدعاست. دادخواست مطروح جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردید.
و دادگاه طرفین دعوی را جهت احراز وقوع یا عدم وقوع طلاق بین انان به شورأی روحانیت اهل سنت شهرستان *معرفی نموده و در جوابیه مورخ 1400/11/19 شورأی روحانیت ( افتای ) شهرستان *اعلام گردیده پس از اظهارات و استماع طرفین و اقرار آقای ا. ز. و تایید همسرش خانم ف. ب. در دو جلسه به لفظ طلاق ثلاثه به ( عبارت سه طلاقش افتاده باشد. ان را ببرند نمی خواهمش ) بعد از بحث و بررسی از نظر این شورا طلاق نامبردگان واقع و بینونت ک. حاصل و خانم فوق الذکر مستحق به کلیه حقوقات شرعی می باشد. . . . . خانم م. ب. *پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده اعلام وکالت نموده است. در جلسه رسیدگی مورخ 1400/11/25 که با حضور خواهان و وکیل خوانده تشکیل گردیده خواهان اظهار داشت عرأیض خود را بشرح دادخواست تقدیمی بعرض رسانده ام مطابق اسناد و مدارک موجود در پرونده طلاق بنده جاری و واقع گردیده است. و حقوق خود را مطابق سند نکاحیه خواستارم تقاضای صدور رأی شایسته را دارم.
وکیل خوانده اظهار داشت نسبت به فتوای شورأی روحانیت اعتراض دارم. چرا که موکل اعلام نموده کلام و منظور مرا نادیده گرفته اند و با بهانه جویی از نحوه پوشش و لباس موکل مفهوم و مقصود اصلی را نادیده گرفته اند بنا به گفته موکل الفاظی را که در شورأی روحانیت گفته خارج از نیت و مفهوم واقعی استفاده کرده اند و در هیچ زمانی قصد و نیت طلاق و جدایی از همسرش را نداشته است. و زوج جهت بازگشت زوجه به زندگی مشترک تلاش زیادی کرده و نهایتا مجبور شده اظهار نامه و دادخواست تمکین تقدیم دادگاه نماید.
سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخ 1400/11/30 پس از ذکر خواسته و شرح دعوی خواهان و توضیحات تکمیلی ایشان و مدافعات وکیل خوانده در جلسه دادرسی با استدلال و ذکر منابع فقهی مندرج در رأی صادره و نظریه شورأی روحانیت اهل سنت *حکم بر وقوع طلاق ثلاثه بین زوجین صادر نموده و زوج را مکلف نموده که تمامی حقوق زوجه از جمله 19 مثقال طلای هیجده عیار و هشتاد عدد سکه بهار ازادی و نفقه سه ماه اذر و دی و بهمن را بمبلغ ده میلیون ریال و نیز مبلغ پنجاه میلیون ریال حقوق قانونی و حق الزحمه زوجه را در اجرأی ماده واحده قانون مربوط به طلاق مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام به اضافه حق ثبت قانونی طلاق را قبل از ثبت واقعه طلاق به زوجه تسلیم نماید.
وکیل زوج با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظر خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر شعبه *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و طرفین دعوی را جهت احراز وقوع یا عدم وقوع طلاق بین انان به شورأی روحانیت *معرفی نموده و شورأی مذکور طی جوابیه مورخ 1401/3/16 اعلام نموده که نظریه شورأی افتای شهرستان *که در رأی معترض عنه بیان شده است. از نظر این شورا قابل اعتماد است. زاید بر ان خانم ها س. و ل. ب. در تاریخ 1401/2/31 در محضر شورا با لفظ جلاله. . . . شهادت داده اند که در حضور انها ا. ز. با لفظ طلاق ثلاثه ف. ب. را سه طلاق داده است. و زوجه نیز در تاریخ 1401/3/8 در محضر شورا به لفظ جلاله. . . سوگند یاد کرده است. که شوهرش او را با لفظ سه طلاقه طلاق داده است. در نتیجه با عنایت به مجموع ادله قاطعه به نظر این شورا طلاق ثلاثه آقای ا. ز. واقع و بینونت ک. فیما بین وی و خانم ف. ب. حاصل گردیده است. و تمام حقوق شرعیه به مطلقه تعلق میگیرد.
سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخ 1401/3/18 با استدلال منعکس در ان و نیز استناد به نظریه شورأی روحانیت و افتای اهل سنت *اعتراض تجدیدنظر خواه را غیر وارد و دادنامه تجدیدنظرخواسته را صحیح و مطابق موازین قانونی تشخیص و باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است.
وکیل زوج با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه اخیر الذکر فرجامخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
رأی دادگاه
فرجامخواهی وکیل فرجام خواه آقای ا. ز. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/3/18 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1401/11/30 صادره از شعبه *ح و طلاق *که بموجب ان حکم بر وقوع طلاق ثلاثه بین آقای ا. ز. ( فرجام خواه ) و خانم ف. ب. ( فرجام خوانده ) با لحاظ حقوق مالی متعلق به زوجه صادر گردیده است، با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست. زیرا، زوجین حسب مندرجات سند نکاحیه پیوست پرونده از پیروان اهل سنت و شافعی مذهب بوده و طبق مقررات قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه در محاکم در احوال شخصیه خود که طلاق جزی ان محسوب بوده تابع مقررات مذهب متبوع خود می باشند. و چون در اصل وقوع طلاق بین طرفین اختلاف وجود داشته دادگاه جهت احراز اینکه ایا مطابق مقررات مذهب متبوع زوجین بین طرفین طلاق واقع شده است. یا خیر؟
مراتب را از شورأی روحانیت اهل سنت استعلام نموده و شورأی افتای اهل سنت شهرستان *طی جوابیه مورخ 1400/11/19 بر اساس اظهارات زوجین و اقرار انان و هم چنین شورأی روحانیت اهل سنت شهرستان *پس از استماع گواهی گواهان زوجه و نیز اظهارات زوجه و اتیان سوگند از طرف نامبرده طی جوابیه مورخ 1401/3/16 بالصراحه وقوع طلاق ثلاثه و بینونت کبری بین زوجین و استحقاق زوجه نسبت به حقوق مالی ناشی از زوجیت را اعلام داشته اند. بنابرأین دادنامه های بدوی و فرجام خواسته که مطابق نظریات شورأی روحانیت و افتای اهل سنت *و با رعایت مقررات مذهب متبوع زوجین اصدار یافته صحیح و مطابق موازین قانونی بوده و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارأی مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض انرا فراهم سازد. و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمی باشد. لهذا ضمن رد فرجامخواهی فرجام خواه باستناد مواد 370و396 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه *
رییس شعبه: ح. ع. مستشاران: ح. م. ه. -م. ج. ح. م.