خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1401/1/16آقای ب. ن. ن. بوکالت از طرف خانم م. س. به طرفیت آقای ا. ح. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج ناشی از حدوث اختلاف شدید بین زوجین و مفارقت بیش از 5 سال بین انان و سوی معاشرت زوج و عدم تهیه مقدمات تمکین زوجه از حیث تهیه مسکن و رد دعوی تمکین نامبرده تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1401/2/6 خوانده حضور نیافته و لایحه ای تقدیم ننموده لیکن وکیل خواهان حضور یافته و اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است. موکل در قبال طلاق حاضر است. تعداد ( 584 ) قطعه سکه تمام از مهریه را به زوج بذل نماید.
دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و داور منصوب خواهان ( زوجه ) و داور منتخب خوانده ( زوج ) هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/2/21 پس از انعکاس خواسته خواهان و توضیحات تکمیلی ایشان و اعلام احراز وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه خوانده علیرغم وقت رسیدگی در جلسه دادرسی حضور نیافته و مساعی دادگاه و تلاش داوران منتخب در اصلاح ذات البین موثر واقع نگردیده و خواهان همچنان اصرار بر جدایی دارد. لذا عسر و حرج خواهان را محرز و مالا دعوی خواهان را وارد تشخص و باستناد مواد 1119 و 1130 قانون مدنی و بندهای 1 و 8 از شروط ضمن عقد نکاح مندرج در سند نکاحیه و مواد 27 و 28 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 حکم به طلاق خواهان صادر و به خواهان اجازه داده به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و استفاده از وکالت اعطایی ضمن عقد نکاح و بذل 584 عدد سکه تمام بهار ازادی از مهریه در ازای طلاق نسبت به اجرأی صیغه طلاق از نوع خلع نوبت اول اقدام نماید.
و در صورت امتناع زوج از حضور در دفترخانه سردفتر به نمایندگی از دادگاه می تواند نسبت به اجرأی صیغه طلاق اقدام نماید. زوجه نسبت به سایر حقوق مالی درصورت لزوم طی دادخواست مجزا اقدام می نماید. مدت اعتبار رأی صادره شش ماه از تاریخ قطعیت ان می باشد. پس از ابلاغ رأی صادره آقای م. ف. ن.
وکیل پایه یک و مشاور حقوقی بوکالت از طرف زوج با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به مرجع تجدیدنظر استان شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1401/4/15 با این استدلال که خواهان بدوی دلیل طلاق را عسر و حرج اعلام نموده است. لیکن دلایل و مدارکی که دلالت بر صحت ادعای وی نماید. به محکمه ارائه نداده است. و هم چنین نامبرده یکی دیگر از دلایل طلاق را سوی رفتار زوج اعلام داشته است. لیکن مدارکی که حکایت از صحت ادعای وی نماید. به محکمه تقدیم نداشته است. مضافا اینکه قانونگذار ضرب و شتم و سوی رفتار وی را از موجبات طلاق می داند که مستمر و غیرقابل تحمل باشد. بنابرأین اعتراض تجدیدنظرخواه را وارد تشخیص و باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته باستناد ماده 1257 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی صادر نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1401/4/25 به وکیل زوجه ابلاغ شد و خانم ف. ن.
وکیل منتخب دیگر زوجه بوکالت از ایشان در تاریخ 1401/5/15 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت می گردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
رأی دادگاه
فرجامخواهی وکیل فرجام خواه خانم م. س. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/4/15 شعبه *که به موجب ان بلحاظ عدم اثبات و احراز عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت ضمن نقض دادنامه شماره *مورخ 1401/2/21 صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان بدوی ( فرجام خواه ) صادر گردیده است. با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است. زیرا، محتویات پرونده و پیوست ان و اظهارات و مدافعات وکلای طرفین در مراحل دادرسی دلالت بر این دارد.
که بعد از عقد نکاح در سال 1389 و شروع زندگی مشترک فیمابین زوجین بعلل و جهات مختلف اختلاف بین انها شروع و به تدریج شدت یافته که در نهایت موجب افتراق جسمانی انان گردیده، بنحویکه از سال 1396 تاکنون جدا از هم زندگی می نمایند و در طول این مدت مدید از ناحیه زوج بعنوان سرپرست و مسئول خانواده اقدام مفید و موثری جهت حل و فصل اختلافات و سر و سامان دادن به زندگی و نیز ترغیب و تشویق زوجه به مراجعت به زندگی مشترک بعمل نیامده و حتی با وجود اینکه با درخواست نامبره حکم بر الزام زوجه به تمکین صادر گردیده، معهذا جهت اجرأی حکم نسبت به تمهید مقدمات تمکین و تهیه مسکن مناسب اقدام موثری معمول نداشته و با این قصور و بی تفاوتی خود عملا اجرأی حکم تمکین ازسوی زوجه و مراجعت او را به زندگی مشترک غیرمقدور ساخته و نامبرده را بلاتکلیف رها نموده است.
و از طرفی هم در طول این مدت مفارقت، طرفین دعاوی متعدد حقوقی با موضوعات مختلف در مراجع قضایی علیه یکدیگر اقامه نموده اند که تشکیل این پرونده های متعدد قضایی صرفنظر از نتیجه انها خود موید شدت و عمق اختلافات طرفین و تقابل انان با یکدیگر بجای مصالحه و اشتی جهت ادامه زندگی مشترک می باشد. و حتی در همین مدت هم زوج در ایفای تکالیف خود در قبال زوجه مرتکب قصور و کوتاهی گردیده و همین بی اعتنایی و بی توجهی او به تکالیف قانونی خود موجب شده که زوجه اجبارا جهت مطالبه نفقه خود بدفعات به مراجع قضایی مراجعه و از این طریق نفقه استحقاقی خود را مطالبه دارد. که این نحو رفتار و عملکرد نامناسب زوج امکان هرگونه صلح و سازش را بین طرفین منتفی ساخته است، چنانکه عدم توفیق داوران منتخب زوجین در حصول سازش بین طرفین وموثر واقع نشدن مساعی دادگاه در اصلاح ذات البین خود موید این امر می باشد.
لذا در وضعیتی که زوجین بعلت بروز اختلاف چندین سال مفارقت داشته و اختلاف بین انان هم شدید و عمیق بوده و افق روشنی از حصول سازش بعدی بین انان مشهود نبوده و زوج نیز عملا زوجه را بلاتکلیف و سرگردان رها نموده و حتی به تکالیف قانونی خود نسبت به زوجه بی توجه و بی اعتنا بوده و با عدم تمهید مقدمات تمکین و عدم تهیه مسکن مناسب، عملا امکان مراجعت زوجه به زندگی مشترک را منتفی ساخته، در چنین شرأیطی تکلیف به زوجه به تحمل این وضعیت سخت و دشوار و تکلیف مالایطاق بوده که شرعا نفی گردیده است. از این رو وضعیت بوجود امده نوعا برأی زوجه جوان مشقت بار و تحمل ان سخت و دشوار بوده و موجب عسر و حرج او در استمرار زوجیت خواهد بود، چنانکه بذل تعداد ( 664 ) قطعه سکه از کل مهریه مافی القباله به تعداد ( 714 ) سکه خود اماره قضایی بر عسر و حرج وی و غیرقابل تحمل بودن ادامه زندگی مشترک برأی ایشان می باشد. بنابمراتب و با توجه به مجموع مراتب اشعاری عسر و حرج زوجه در ادامه زوجیت ثابت و مدلل بوده و درخواست طلاق نامبرده با لحاظ قسمت اخیر تبصره ذیل ماده 1130 قانون مدنی موجه و منطبق با قانون می باشد.
از این رو دادنامه فرجام خواسته بلحاظ عدم انطباق با دلایل و و قرائن موجود در پرونده و مقررات قانونی قابلیت ابرام نداشته، لهذا مستندا به بند 2 و قسمت اخیر بند 5 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان شعبه *بعنوان شعبه همعرض ارجاع می گردد. شعبه *
رییس شعبه: ح. ع. مستشاران: ح. م. ه. - م. ح. م.