خلاصه جریان پرونده
به این شرح است. که خانم ف. د. پ. دادخواستی به طرفیت همسرش آقای ع. خ. به خواسته فسخ نکاح تقدیم و در متن دادخواست وکیل او توضیح داده است. که موکل به موجب سند نکاحیه مورخ 97/4/29 با خوانده ازدواج نموده است. و قبل از ازدواج تحصیلات خود را دکتری روانشناسی اعلام نموده و با برگزاری جشن قبولی دکتری موکل را فریب داده و ایشان را به ازدواج با خود راغب نموده است. چند روز قبل موکل اطلاع حاصل نموده است. که زوج تحصیلات عالیه نداشته و تمام کارها صحنه سازی جهت ترغیب موکل به ازدواج با خود بوده است. تقاضای صدور حکم فسخ نکاح را دارد. پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است. جلسه رسیدگی در مورخ 400/11/10 با حضور وکلای طرفین تشکیل شده است.
وکیل زوجه اظهار داشته که با رفتارهای ناشایست خوانده ادامه زندگی برأی موکل سخت شده است.
وکیل خوانده پاسخ داده است. که در سند ازدواج مشخصات و شغل موکل قید گردیده تدلیس در صورتی محقق می گردد. که عاقد دکتری بودن را ضمن عقد نکاح شرط نماید. یا به صورت وصف ذکر کند یا عقد متبانیا بر ان واقع گردد. هیچ تدلیسی صورت نگرفته در زمان عقد موکل مشاور کنکور بوده و خواهان از افرادی بوده که از سال 97 جهت مشاوره نزد موکل می امده و با ایشان رابطه دوستانه داشته در سال 98 ازدواج می کنند و در این سال ها موکل مغازه خواربار فروشی داشته خواهان مدرک دیپلم دارد. و در زمان ازدواج با موکل که مدرک لیسانس داشته با درامد مکفی نیاز به فریب خواهان نبوده است.
وکیل زوجه اظهار داشته شهود متعدد در جلسات خواستگاری حاضر بوده اند و بارها به این ماجرا و قید قبولی در دکترا تاکید شده است. و عاقد در جلسه عقد حداقل دو بار ایشان را دکتر خطاب نموده است. و عقد بر مبنای مدرک تحصیلی زوج واقع گردیده دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین و رسیدگی به دلایل خواهان ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 6568 – 400 با توجه به اینکه خواهان هیچگونه دلیلی دال بر اثبات ادعای خود مبنی بر اینکه داشتن مدرک دکترا برأی زوج هنگام عقد شرط شده باشد. ویا اینکه عقد نکاح متبانیا بر داشتن چنین صفتی ( داشتن مدرک دکترا ) واقع شده باشد. ارائه ننموده لذا ضمن غیروارد دانستن دعوی مطروحه حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده است این رأی مورد اعتراض زوجه قرار گرفته و پرونده جهت رسیدگی به اعتراض او به شعبه *ارجاع شده است. و دادگاه تجدید نظر در جلسه فوق العاده مورخ 401/2/7 به اعتراض رسیدگی و به شرح دادنامه شماره 5346 – 401 تجدیدنظرخواهی خواهان را وارد ندانسته زیرا تجدیدنظر خواه درأین مرحله از دادرسی دفاع موثرودلیل موجهی که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته را ایجاب نماید.
ابرازنداشته ورأی صادره باتوجه به محتویات پرونده ودلایل منعکس در ان صحیح ومطابق با موازین قانونی اصدار یافته ومغایرتی با شرع ندارد. ودر نحوه رسیدگی ورعایت اصول دادرسی نیز ایرادی مشاهده نگردید. لهذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی معترض دادنامه تجدید نظر خواسته را عینا تایید نموده است این رأی در تاریخ 401/2/14 به طرفین ابلاغ و وکیل زوجه در تاریخ 401/2/29 نسبت به ان فرجامخواهی نموده است. و پرونده جهت رسیدگی به اعتراض او به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. لایحه فرجامخواهی او هنگام شور قرائت میگردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ج. ب. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 5346 – 401 صادره از شعبه *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه عقد ازدواج در تیرماه 1397 با مهریه 1000 قطعه سکه تمام بهار ازادی منعقد شده است. زوجه به علت تدلیس در عقد تصمیم به انحلال عقد گرفته است. و در اذر 1400 دادخواست فسخ نکاح را تقدیم نموده است. دادگاه موجبات قانونی برأی فسخ عقد را احراز ننموده و برهمین اساس حکم به بطلان دعوی صادر نموده است. فرجامخواهی وکیل زوجه باهیچیک از جهات ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد. و ایراد و اشکال موثری بر نحوه رسیدگی و توجه به دلایل و رعایت اصول و قواعد دادرسی در پرونده مشاهده نمی گردد.
هیأت شعبه مستندا به ماده 370 همان قانون رأی فرجام خواسته ( دادنامه شماره 5346 – 401 صادره از شعبه *) را ابرام می نماید. /ت شعبه * ح. ط. ( رییس ) ج. ب. ( عضو معاون )