خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1400/9/17 خانم ی. م. ا. با وکالت خانم م. م. ج. دادخواست طلاق به علت عسر و حرج بر علیه و طرفیت همسرش آقای م. غ. ز. ا. طرح و اظهار داشت که در تاریخ 1395/12/6 با خوانده ازدواج نموده است. ولی به دلیل عدم علاقه زوج و تعهد ایشان به زندگی مشترک، بیش از سه سال است. که نفقه وی پرداخت نمی شود. و سوی رفتار شدید زوج موجب کراهت و تنفر شدید زوجه از وی گردیده و ادامه زندگی را برأی زوجه غیرقابل تحمل ساخته و او را در عسر و حرج شدیدی قرار داده است. و لذا نظر به مراتب فوق رسیدگی و صدور حکم شایسته به طلاق به علت عسر و حرج و مستندا به ماده 1130 قانون مدنی و تبصره ان مورد استدعاست. پرونده در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد. قرار ارجاع به داوری صادر و ابلاغ می گردد.
وکیل خوانده طی لایحه ای اعلام داشت موکل وی از هیچیک از شروط مندرج در سند نکاحیه تخلف نکرده که زوجه حق مطالبه کردن حق خود را داشته باشد. و شکایت زوجه از موکل به جرم ترک انفاق منتهی به قرار منع پیگرد شده است. و با وجود فراهم بودن مسکن و امکانات زندگی از زوج تمکین نمی نماید. و از تکالیف قانونی خود در قبال موکل سرباز می زند و از همین رو درخواست طلاق وی متکی به ادله قانونی نیست و با هیچ یک از شقوق و مقررات قانونی مطابقت ندارد. و موکل نیز صراحتا اعلامی می دارد. که حاضر به طلاق زوجه نیست قصد ادامه زندگی با وی را دارد. لذا رد دعوی خواهان را استدعا دارم. در جلسه مورخ 1400/10/13 رسیدگی وکیل خواهان باتفاق خواهان حاضر شده اند ولی خوانده و وکیل ایشان شرکت نداشته و صرفا لایحه داده اند.
خواهان اظهار داشت که 5 سال می باشد. که ازدواج کرده اند ولی الان چهار سال است. که اختلاف داریم و جدا زندگی می نماییم ( جدا می باشیم. ) من به شخصه خیلی به مشاور مراجعه کرده ام و برأی ایشان تماس گرفتند و می گفت که هر کس با من کار دارد. بیاید درب منزل. من خیلی تلاش کردم برأی زندگی، ولی ایشان تلاش نمی کنند و می گویند که نه طلاق می دهم و نه زندگی می کنم، کاری می کنم تا موهایت سفید شود. گفت پنجاه میلیون تومان پول بده، شاید طلاق بدهم.
وکیل خواهان اضافه نموده که شش ماه می باشد. که نفقه پرداخت نمی کند و حکم به محکومیت وی صادر شده و دعوی تمکین زوجه هم رد شده است. و لذا به دلیل عدم پرداخت نفقه و رها و بلاتکلیف گذاشتن موکله از سال 1396 و عسر و حرج موکله تقاضای صدور حکم طلاق دارم. ضمن اینکه در این چند سال مراسم عروسی اقدام و برگزار نکرده اند و منزلی نیز تهیه و تدارک ندیده اند و ایشان علاقه ای به موکل ندارند و می خواهد پنجاه میلیون تومان بگیرد تا طلاق دهد. داوران زوجین هر کدام عدم توفیق خود را در انجام و برقراری صلح و سازش بین انان اعلام کرده اند. اخرالامر دادگاه مرجوعالیه ( شعبه *) به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/11/23 با توجه و لحاظ نظریه مشاور قضایی دادگاه خانواده و مستندا به مواد 1130 و تبصره 1133 و 1144 و 1145 و 1151 قانون مدنی و مواد 26 و 27 و 28 و 29 و 33 قانون حمایت خانواده و بلحاظ احراز عسر و حرج زوجه حکم به الزام خوانده به طلاق زوجه صادر و اعلام می نماید.
زوجه خواهان دویست سکه طلای تمام بهار ازادی از مهریه اش را در قبال طلاق به زوج بذل کرده و در مورد مابقی مهریه ( 400 سکه طلای تمام بهار ) و نفقه جداگانه اقدام کرده است. در مورد جهیزیه و اجرت المثل ادعایی ندارد. و زوجین در دوره نامزدی قرار داشته و دوشیزه می باشد. نسبت به دادنامه اصداری بشرح مرقوم تقاضای تجدیدنظر می شود. و در شعبه *ضمن رسیدگی لازم، به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/1/22 با توجه به مفارقت چهار ساله زوجین و بذل 575 سکه از 600 سکه طلای تمام بهار ازادی موضوع مهریه توسط زوجه در قبال طلاق، ضمن رد تجدیدنظرخواهی معموله، دادنامه تجدیدنظرخواسته را با اصلاح در قسمت تعداد سکه طلای بذل شده در قبال طلاق تایید و استوار نموده است. با ابلاغ رأی اصداری در تاریخ 1401/1/24 زوج خوانده نسبت بدان اعتراض و فرجامخواهی می نماید. که پس از ثبت و تبادل لایحه به دیوانعالی کشور ارسال می گردد. و جهت رسیدگی پرونده به این شعبه ارجاع شده است. و دادخواست فرجامخواهی و لایحه دفاعیه به هنگام شور قرائت می شود.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای م. ح. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
رأی دادگاه
فرجامخواهی آقای م. غ. ز. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/1/22 صادره از شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/11/23 اصداری از شعبه *که به موجب ان بلحاظ احراز و اثبات عسر و حرج زوجه فرجام خوانده در ادامه زندگی مشترک با زوج فرجام خواه حکم به الزام زوج فرجام خواه به طلاق زوجه فرجام خوانده صادر گردیده است. با توجه به جامع اوراق و محتویات پرونده وارد نبوده و توجیه و مبنای قانونی ندارد. زیرا، حسب دادخواست تقدیمی زوجه فرجام خوانده و اظهارات وی در طول دادرسی، از سال 1395 با زوج فرجام خواه ازدواج دائم نموده ولی تاکنون زندگی مشترک را اغاز نکرده اند و هنوز در دوره عقد ونامزدی قرار داشته و زوج فرجام خواه با گذشت بیش از 5 سال نتوانسته و یا نخواسته تشریفات و مقدمات زندگی مشترک را فراهم و زوجه را زیر یک سقف مشترک برأی زندگی عادی زناشویی ببرند و زوجه کماکان و بی دلیل بلاتکلیف و علیرغم اینکه در علقه زوجیت وی قرار داشته، در منزل پدرش ساکن و مقیم است. و از دریافت خرجی ( نفقه ) هم محروم مانده و زوج در این بخش هم ادای وظیفه نکرده واز پرداخت نفقه همسرش سرباز زده است. و بدیهی است.
که ایجاد چنین اوضاع وا حوالی برأی یک زن جوان و در عقد و ان هم بعد از چند سال که هیچ چشم اندازی برأی زندگی و اینده خود ندارد. ، قاعدتا و بصورت جد غیرقابل تحمل است. و مشقت و عسر و حرج شدید ایجاد می نماید. بنابرأین با التفات به مراتب اشعاری و مدارک و دلایل ابرازی توسط زوجه فرجام خوانده و مفارقت حداقل 5 ساله زوجین از یکدیگر و نظر به اینکه حسب اظهار و ادعای زوجه و وکیل وی، زوج مطالبه 50 میلیون تومان پول برأی رضایت طلاق وی و اینکه چند سال هیچ تلاشی برأی حل مشکل به عمل نیاورده است. و زوجه را به زندگی مشترک و اینده زوجیت با او، تشویق و ترغیب و جذب و جلب ننموده است، خود گواه و موید عدم علاقه و پای بندی وی ( زوج فرجام خواه ) به زوجه و زندگی مشترک با او می باشد.
با این وصف و با عنایت به مراتب اشعاری، دادنامه فرجام خواسته مبتنی بر ارزیابی و دلایل و ابرازی خواهان بدوی ( زوجه فرجام خوانده ) و متکی بر استنباط و تشخیص دادگاه بوده و با توجه به اسباب توجیهی منعکس در حکم و مجموع محتویات پرونده، موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در خدشه بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجام خواه در حد و کیفیت و موقعیتی نیست که به مبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم نماید. و لذا ضمن رد فرجامخواهی فرجام خواه دادنامه فرجام خواسته به استناد مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام می گردد.
رییس شعبه *: ح. ع.
مستشار: ح. م. ه.
مستشار: م. ح. م.