خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1399/9/23 آقای م. ب. ر. بوکالت از طرف آقای ع. ت. بطرفیت خانم ع. ر. دادخواستی بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1399/10/11 که با حضور وکیل خواهان و نیز خوانده تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است.
خوانده قریب ده سال میشود. که با موکل ازدواج نموده و بدون اینکه زندگی مشترک را اغاز نمایند در دوران عقد بلحاظ تمکین خاص خوانده از حالت دوشیزگی خارج و در همان دوران عقد دچار اختلاف شده و تا این لحظه از همدیگر جدا بوده اند و سابقا موکل مسکن و اثاث البیت کامل تهیه لیکن خوانده تمکین ننموده و بلحاظ عدم تمکین وی حکم بر محکومیت ایشان صادر و ناشزه محسوب شده است. و با عنایت باینکه موکل تاکنون حسب تایید خوانده تعدادی قطعه سکه بهار ازادی به نامبرده پرداخت نموده و موکل اظهار داشته حاضر است. مبلغ دیگری قرض گرفته و به خوانده بپردازد تا توافقی از یکدیگر جدا شوند ضمن اینکه بلحاظ عدم زندگی مشترک قاعدتا حق مالی دیگری غیر از مهریه به ایشان تعلق نمیگیرد لذا تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش مورد استدعاست خوانده ( زوجه ) اظهار داشت من طلاق نمی خواهم اگر ایشان اصرار بر طلاق دارد. حقوق بنده را نقدا بدهد مهریه من 250 سکه بهار ازادی است. تعداد سی عدد سکه بهار ازادی گرفته ام من یکصد سکه بهار ازادی از مهریه ام را به اجرا گذاشته و تقسیط شد که هر چهار ماه یک سکه دریافت نمایم و 7 عدد سکه معوق شده است.
و یکصد و پنجاه عدد سکه دیگر را باجرا نگذاشته ام وکیل زوج گفته است. که خوانده غیر از تعداد سکه ای که دریافت داشته مبلغ پنجاه میلیون تومان از محل دیه پدر موکل بابت تعدادی از سکه مهریه خود دریافت داشته بایستی با محاسبه روز و شاخص فعلی در اجرا محاسبه گردد. و سال دریافت وجوه و سکه ها 97 و قبل بوده است. زوجه اظهار داشت سال 97 مبلغ پنجاه میلیون تومان دیه ای که شوهرم از بابت فوت پدرش گرفته بود از بابت مهریه ام گرفته ام و سی عدد سکه با همان مبلغ پنجاه میلیون تومان بوده است. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند و در جلسه بعدی دادرسی بتاریخ 99/12/3 که با حضور زوجین و وکیل زوج تشکیل گردیده اظهارات زوجین در خصوص حقوق مالی زوجه در صورتمجلس منعکس گردیده و سپس دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره 1571 مورخ 1399/12/12 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه خواهان اصرار به طلاق دارد.
و بموجب ماده 1133 قانون مدنی زوج در صورت پرداخت حقوق متعلق به زوجه مجاز در انجام طلاق می باشد. بنابرأین و باستناد ماده مذکور و مواد 26 و 29 و 34 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق از نوع رجعی صادر نموده و مقرر داشته که زوج در ایام عده هر ماه مبلغ یک میلیون تومان بابت نفقه به زوجه پرداخت نماید. و در مورد مهریه زوجه با توجه به اینکه طرفین اقرار دارند که زوجه مدخوله است. لذا تمام مهریه بر ذمه زوج تعلق میگیرد و از سوی دیگر با توجه به اینکه زوج اظهار داشته 30 عدد سکه بهار ازادی باضافه 50 میلیون تومان دیه متعلق به پدرم در سال 97 در اجرأی احکام پرداخت کرده ام و تمام مهریه پرداخت شده و زوجه نیز اظهار داشته که در مجموع پرداخت سکه ها و دیه به تعداد سی عدد سکه بهار ازادی میگردد. الباقی مهریه باقیمانده است. با توجه به اینکه مقدار پرداخت مهریه در اجرأی احکام صورت گرفته قابل محاسبه است. لذا پس از محاسبه میزان پرداختی مهریه در اجرأی احکام چنانچه مهریه بطور کامل پرداخت نگردیده باشد.
زوج موظف به پرداخت الباقی مهریه خواهد بود و در مورد سایر حقوق مالی ناشی از زوجیت با توجه به اینکه زوجین در دوران عقد بسر میبرند مدت محدود چند ماه بر حسب اظهارات زوجه و چند روز بر حسب اظهارات زوج، زوجین ارتباط داشته اند و زوجین طبق دادنامه پیوست محکوم به تمکین و نفقه جاریه گردیده لذا دادگاه از این جهت مواجه با تکلیف نمی باشد. و موضوع حضانت فرزند ان مشترک و نفقه جاریه و نفقه ایام عده و استرداد جهیزیه و نحله و اجرت المثل منتفی می باشد. مدت اعتبار رأی صادره سه ماه از تاریخ اتقضای مهلت فرجامخواهی یا ابلاغ رأی دیوان عالی کشور است. پس از ابلاغ رأی صادره زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده و عمده اعتراض او در مورد حقوق مالی بوده است.
که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/3/11 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته مطابق مقررات قانونی تشخیص و با تعیین مبلغ پنج میلیون تومان بعنوان نحله برأی زوجه و اصلاح دادنامه معترض عنه باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را با اصلاح بعمل امده تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/3/23 به زوجه ابلاغ شده و نامبرده در تاریخ 1400/4/10 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *– 1400/3/11 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
رأی دادگاه
خانم ع. ر. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/3/11 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره 1571 – 99 صادره از شعبه *که بموجب ان به درخواست زوج ( فرجامخوانده ) گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق با لحاظ حقوق مالی متعلق به زوجه اصدار یافته است. فرجامخواهی نموده و عمده اعتراض وی در مورد قلت میزان نحله نعیینی و عدم تعیین اجرت المثل می باشد. که با توجه به محتویات پرونده اعتراض فرجامخواه وارد و موجه نیست زیرا اولا – میزان نحله تعیین شده با توجه به مدت زندگی مشترک طرفین که باظهار زوجه چند ماه و باظهار زوج چند روز بوده رقم متعارف و مناسبی محسوب بوده و اعتراض فرجامخواه در حدی نیست که خدشه ای بر تشخیص دادگاه در خصوص مورد وارد سازد. ثانیا- نحله ایام زوجیت و اجرت المثل ایام زندگی مشترک بلحاظ اینکه نحله بدل اجرت المثل محسوب بوده قابل جمع با یکدیگر نمی باشد. و با تعیین نحله ایام زوجیت برأی زوجه استحقاق وی نسبت به اجرت المثل منتفی خواهد بود.
بنابرأین دادنامه های بدوی و فرجامخواسته من جمیع جهات با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده موجها و مطابق موازین شرعی و مقررات قانونی اصدار یافته و اعتراض فرجامخواه در حدی نیست که خلل و خدشه ای بر ارأی مرقوم وارد و موجبات نقض دادنامه معترض عنه را فراهم سازد النهایه چون زوجه فرجامخواه بشرح صورتجلسه دادرسی مورخ 1399/10/11 اعلام داشته که یکصد سکه از مهریه خود را مطالبه داشته که مورد تقسیط قرار گرفته و هنوز تعدادی از اقساط معوق پرداخت نشده و باقیمانده مهریه خود به تعداد یکصد و پنجاه سکه را هنوز مطالبه ننموده است. لذا چنانچه کل مهریه مافی القباله زوجه به تعداد دویست و پنجاه سکه مورد تقسیط قرار گرفته باشد. زوج مکلف است. حین اجرأی طلاق کلیه اقساط معوق را یکجا در حق زوجه پرداخت و در صورتیکه پرداخت قسمتی از مهریه ما فی القباله تقسیط شده و مابقی ان هنوز از طرف زوجه مطالبه نشده باشد. زوج مکلف است. در موقع اجرأی طلاق کلیه اقساط معوق ان بخش از مهریه تقسیط شده و هم چنین مابقی مهریه را که هنوز مورد مطالبه قرار نگرفته یکجا در حق زوجه تادیه نماید.
بنابرأین ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه باستناد مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته با رعایت توضیحات بیان شده ابرام میگردد.
رییس شعبه *: ح. ع.
مستشار: ح. م. ه.