متن رأی
شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل و نقل کشور به طرفیت آقای ق. ش.
نسبت بدادنامه 1575 مورخ 93/12/19 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی اسلام شهر از حیث محکومیت بپرداخت 3/486/737/300 ریال اصل خواسته از بابت بهای زمین واقع شده در طرح و خسارات دادرسی از حیث شکلی و ماهوی تجدیدنظرخواهی نموده و اعلام داشته است اولاً دعوی بلحاظ ساختار سازمانی متوجه این شرکت نمی باشد ثانیاً مادامیکه استحقاق خواهان بر دریافت وجه از بابت بهای زمین مورد تملک دولت در دیوان عدالت ااداری به اثبات نرسد مشارالیه حق مطالبه خسارت را ندارد ثالثاً تجدیدنظرخوانده پس از اجرأی طرح مالک اراضی گردیده است و مالک اولیه در زمان اجرأی طرح در سال 1348 هیچ اقدامی به عمل نیاورده است و معلوم نیست چگونه ملکی که وجود ندارد به مدعی واگذار شده است و در زمان واگذاری ملک متعلق بدولت بوده و عمومی محسوب میشده است و احدی حق واگذاری نداشته است و از طرف دیگر مورد ادعا مشاعی است تقدیم دادخواست ششدانگ نیز برخلاف ضوابط معینه قانونی است و از طرف دیگر ملک حسب ادعا در فاصله زمانی 1346 تا 1351(سال 1348)مورد تصرف واقع گردیده است و حسب ماده 4 قانون مدنی قانون عطف به ماسبق نمی شود و پرونده مشمول ماده 29 قانون برنامه عمرانی سوم کشور مصوب 1346 می باشد و طبق ماده 8 آن قانون دولت ملزم بپرداخت وجهی نمی باشد وکیل تجدیدنظرخوانده اعلام کرده ادعای مطالبه بهای زمین است و این امر ربطی به خسارت ندارد و ایرادات را قبول ندارند و موکّل مالک دو سهم از 7 سهم شصت هزار مترمربع، قطعه یکم تفکیکی پلاک 109 فرعی از 58 اصلی است و بر فرض صحّت ادعای تجدیدنظرخواه از حیث زمان اجرأی طرح آن موقع پدر موکل مالکیت مشاعی داشته است و بعد از فوت پدرش موکل بنده قهراً مالکیت پیدا نموده است و از طرفی اینجانب یا موکل قبول نداریم که طرح در فاصله سنوات 1346 الی 1351 اجرا شده است تا موضوع مشمول ماده 29 قانون برنامه عمرانی سوم کشور مصوب 1346 باشد و از طرفی مدعی هستیم این قانون اثر خود را با توجه به مصوبات جدید از دست داده است لذا تجدیدنظرخواهی را وارد نمی دانیم.
با توجه به مراتب یاد شده و مطالب کلی منعکس در لوایح و پیوست های تقدیمی از سوی طرفین دعوی و صرف نظر از اینکه درزمان تنظیم شدن سند مورد ادعا برأی خواهان اولیه بلحاظ اینکه ملک به تملک دولت در آمده بوده است و مبیع موجود نبوده است لذا صرف نظر از اینکه کیفیت واگذاری(علیرغم عدم وجود مبیع و تملک شدن آن بوسیله دولت) از حیث ارکان عقد بیع محلّ تأمل است و قابلیت بررسی خواهد داشت و صرف نظر از اینکه مالکیت مشاعی باشد هر شخصی باید بقدرالسهم اقامه دعوی نماید و اقامه دعوا در کل از سوی یکی از شرکاء غیرقابل استماع است و صرف نظر از اینکه ایراد عدم توجه دعوی که از سوی تجدیدنظرخوانده معمول شده است با توجه به پاسخ استعلامیه معموله بشماره 65004/730 مورخ 94/11/25 از سوی وزارت راه و شهرسازی مردود می باشد نظر به اینکه استحقاق خواهان اولیه به دریافت وجه از بابت اراضی تملک شده محل اختلاف است و این ادعای خواهان اولیه بر اینکه ما درخواست بهای زمین را داریم و این امر ارتباطی به خسارت ندارد با توجه به لازم و ملزوم بودن دو مقوله بهمدیگر کاملاً مردود می باشد و مادمیکه کیفیت امر حل و فصل نشود اقامه دعوی مطالبه بهای زمین (صرف نظر از کیفیت آن در این پرونده)موجه و قانونی نمی باشد و صرف نظر از اینکه خواهان اولیه مستندی هم در مورد تاریخ اجرأی طرح ارائه نداده است با توجه به اینکه برابر رأی وحدت رویه 199 مورخ 1387/03/26 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری و تبصره یک ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری و نظریه بشماره 104/7 مورخ 1363/01/08 اداره حقوقی وزارت دادگستری رسیدگی به شکایات و تظلمات و اعتراضات اشخاص حقیقی و یا حقوقی از تصمیمات و اقدامات واحدهای دولتی اعم از وزارت خانه ها و سازمان ها و مؤسسات و شرکت های دولتی و شهرداری و تشکیلات و نهادهای انقلاب و مؤسسات وابسته به آنها از حیث استحقاق مطالبه خسارت تحت عنوان بهای زمین واقع شده در طرح در صلاحیت دیوان عدالت اداری می باشد و مادمیکه حکم بر استحقاق از سوی مرجع مذکور صادر نشود مطالبه بهای زمین بر اساس نظریه کارشناس در دادگستری امری مردود می باشد فلذا چنین دعوایی قابلیت استماع نداشته است و از این حیث ایراد معموله از سوی تجدیدنظرخواه را وارد دانسته و به استناد ماده 358 و ماده 2 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته رأی به رد دعوی خواهان اولیه صادر و اعلام میگردد رأی صادره قطعی است.
شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار هدایت اله جوادی - بهزاد سعادت زاده