متن رأی
در خصوص تجدیدنظر خواهی آقای علی بابایی با وکالت آقای ی. ح. نسبت به دادنامه شماره 940711 مورخ 94/7/30صادره از شعبه 34 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن در خصوص دعوی خواهان بدوی بخواسته تائید فسخ قرارداد ( مبایعه نامه ) عادی شماره 917098 مورخ 92/10/11 ( که عنوان صحیح آن صدور حکم بر اعلام فسخ بیع می باشد) و استرداد و تسلیم و تحویل مبیع موضوع قرارداد و مطالبه خسارات دادرسی با استدلال به تحقق شرط ( برگشت شده چک ) و مستندا به مواد 309 و 402 قانون مدنی حکم بر تائید فسخ مبایعه نامه ( بیع ) و استرداد و تحویل مبیع صادر گردیده صرف نظر از اینکه مواد استنادی دادگاه بی ارتباط با استدلال و رأی صادره می باشد و از طرفی نیز دادگاه راجع به سایر جهات ادعایی در دادخواست برأی اعلام فسخ نفیا و اثباتا اظهارنظر ننموده لیکن نظر به اینکه خواهان در دادخواست تقدیمی و در تشریح چگونگی اعلام فسخ بیع به اعمال 3 نوع از انواع خیارات در فواصل زمانی مختلف استناد نموده است که شامل خیار مجلسی.
خیار غبن و خیار تخلف از شرط می باشد و در ستون دلایل و منضمات نیز مستندات اعمال هر یک از خیارات را نیز به تفکیک اعلام نموده است که بر این اساس با توجه به اینکه جمع خیارات مذکور با توجه به شرح نحوه اعمال آن در این دادخواست ممکن نمی باشد و به عبارت دیگر اگر خیار مجلس اعمال شده باشد دیگر نوبت به خیار غبن نمیرسد و هکذا لذا طرح دعوی اعلام فسخ بیع با استناد به اعمال هر سه خیار مذکور دلیل بر فقدان اطمینان و تعیین خواهان بر وقوع فسخ بیع مورد نظر در اثر اعمال آن خیارات می باشد و به عبارت دیگر دعوای مطروحه احتمالی است و جذمی نمی باشد چرا که مدعی در اینکه کدامیک از خیارات اعمال شده است تردید دارد و به همین جهت به اعمال همه خیارات سه گانه مذکور استناد می نماید که به همین جهت و مبنا چنین دعوای در محکمه قابل استماع و مسموع نمی باشد لذا دادگاه مستندا به مواد 358 و 89 ناظر به بند 9 ماده 84 قانون آئین دادرسی مدنی مصوب 1379ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته قرار رد دعوا خواهان بدوی صادر مینماید. رأی صادره قطعی است. شعبه 40 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار عبدالعلی اسدی تیله نویی - محمد متولی