متن رأی
تجدیدنظر خواهی خانم ف. پ. به طرفیت آقای س. ح. از دادنامه شماره 063-1394/1/30 شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی شهر ری می باشد که در مقام واخواهی از دادنامه غیابی 0773-1392/9/25 صادر شده و با رد تجدیدنظر خواهی انجام شده متضمن صدور حکم بر ابطال رأی شماره 1694در پرونده شماره 7720/74هیئت رسیدگی به اسناد عادی موضوع ماده 147 قانون ثبت راجع به یک قطعه زمین به مساحت 62/40 مترمربع با پلاک ثبتی 20401 مفروز و مجزی شده از پلاک 553 فرعی از 123 اصلی بخش 12 تهران می باشد و نیز راجع به خواسته دیگر دائر بر خلع ید از ملک یاد شده به لحاظ استرداد دعوا قرار رد دعوا صادر شده است دادگاه با بررسی پرونده قطع نظر از ماهیت موضوع نظر به این که تجدیدنظر خوانده یکی از وراث مرحوم س. ح.
می باشد و اصالتا" ووکالتا"از سوی بقیه وراث طرح دعوا کرده که با لحاظ ماده 33 قانون آیین دادرسی مدنی و به لحاظ نداشتن شرأیط قانونی، با این وصف وکالت نامبرده در این باره پذیرفته نیست و طرح دعوا از جانب بقیه ورثه موجه نبوده از سوی دیگر با توجه به این که حسب مستندات و مدارک ابراز شده توسط تجدیدنظرخوانده به میزان 4128 مترمربع از 10625 مترمربع از پلاک ثبتی 553 فرعی از 123 اصلی به مورث تجدیدنظر خوانده انتقال رسمی شده و حسب دادنامه شماره 20-1379/1/16 شعبه هشتم دادگاه عمومی شهرری حکم به انتقال 5520 مترمربع از پلاک ثبتی یاد شده به تجدیدنظرخوانده وبقیه وراث مرحوم س. ح.
صادر شده است با این وصف از مجموع 42500متر مربع از پلاک ثبتی اشاره شده 9648 مترمربع مربوط به تجدید نظر خوانده وبقیه وراث بوده وحسب پاسخ استعلام ثبتی نسبت به قسمتهایی از پلاک ثبتی یاد شده سند مفروز صادر شده است و تجدیدنظر خوانده مدعی عدم انتقال ملک متنازع فیه توسط مورثش به مورث تجدیدنظر خوانده شده به این نحو مشخص نیست تجدیدنظر خوانده بر چه مبنایی مدعی تعلق ملک مورد اشاره (موضوع رأی هیئت)به مورث وبه تبع خود و بقیه ورثه شده وبا وصف مشاعی بودن آن بر فرض ابطال رأی هیئت نسبت به تمام ملک متنازع فیه خواستار ابطال رأی هیئت شده و این که هرچند دادنامه استنادی نشانگر استحقاق تجدیدنظر خواه وبقیه ورثه مرحوم س. ح. در بخشی از پلاک می باشد لیکن با وصف آمره بودن ماده 22 قانون ثبت اسناد صرف صدور رأی بر انتقال کفایت بر ذی نفع بودن محکوم له نبوده و مالک کسی است که ملک به اومنتقل شده و این انتقال در دفتر املاک به ثبت رسیده باشد و نیز مشخص نیست ملک متنازع فیه دارأی چند مالک و هر مالک به چه میزان دارأی حصه می باشد زیرا همان طوری که قبلا" گفته شد با وصف مشاعی بودن ملک بین تجدیدنظر خوانده و سایر وراث مرحوم س. ح.
و نیز دیگر مالکین مشاعی و اینکه نسبت به بخشی از ملک اسناد مفروز صادر شده بدیهی است تعیین حصه هر شریک مشاعی مستلزم بررسی دقیق در این باره و کسر قسمت مفروز بوده وبه کیفیت حاضر امکان تعیین سهم تجدیدنظر خوانده فراهم نیست و دعوای نامبرده قابلیت استماع نداشته ازاین رو بر گرفته از بخش نخست ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته به استناد ماده 2 قانون یاد شده قرار عدم استماع دعوای تجدیدنظر خوانده (خواهان بدوی )را صادر واعلام می دارد این رأی قطعی است. شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار محمدنقی صوفی - جواد حمیدی