متن رأی
تجدیدنظرخواهی منسوب به آقایان ر. و ح. هردوباشهرت ج. باوکالت آقای م. ح. وخانم س. م. دربرابرآقای ع. الف. ک. باوکالت بعدی آقای م. س. دراعتراض به دادنامه شماره 300283-1394/3/19 صادره ازشعبه محترم 111 دادگاه عمومی حقوقی تهران است آنچه مورد حکم اولیه قرارگرفته پذیرش دعوی خلع ید ازپلاک ثبتی. . . . . . واقع دربخش. . . .
تهران تقدیمی از سوی تجدیدنظرخوانده فوق الذکر درمقام خواهان اصلی وصدورحکم به رددعوی معترضین باموضوع الزام خوانده به انتقال سه دانگ ازپلاک مذکور بعنوان خواندگان دعوی تقابل می باشد ماحصل دعاوی مطروحه وسیله طرفین متضمن این مطلب است که ملک یادشده مشتمل بردو طبقه بوده که ازسال 1355 سند آن بنام خواهان اصلی تنظیم وبعلاوه درطبقه فوقانی آن تجدیدنظرخواهان به ترتیب حدفاصل زمان تنظیم سند تاسال 1387وبعداز آن مجال تاکنون ساکن وخواهان اصلی نیز که قرابت سببی باتجدیدنظرخواه ردیف اول داشته (داماد)درطبقه اول مقیم و افزون برآن تجدیدنظرخوانده مدعی خریداری آن ازخوانده ردیف اول درقبال فروش ملک خود درمکان دیگر وپرداخت ثمن آن به نامبرده جهت پرداخت بدهی خودولکن طرف مقابل ادعای انتقال مشروط آن به تجدیدنظرخوانده وتوافق شفاهی بعدی درتنصیف آن به سه دانگ سه دانگ به استناد گواهی شهود وهم مرقومه مورخ 1354/12/28که اینک ایفاء تعهد آن را خواستارشده است بهرتقدیرأین مرجع پس ازبررسی محتویات پرونده وملاحظه مستندات ابرازی و نیز نگرش درمبانی واستدلال بکاررفته دررأی نخستین می پندارد اولا دربخش محکومیت تجدیدنظرخواهان محترم به خلع ید ازواحدتصرفی باتوجه به اینکه حسب ادعای طرفین خصوصا تجدیدنظرخوانده محترم منشا تصرفات و زمان اختیارآن مربوط است به موعد تحقق مالکیت وی درسال1355وازآن زمان آن واحد همچنان درتصرف معترضین باقدمت حدودچهل سال می باشد وازآنجاکه استیلاء مذکوربنابه آنچه خواهان محترم اصلی خوددرجلسه رسیدگی مورخ 1394/3/6بیان نموده باتوافق ورضایت شخصی او (ولوبخاطرقرابت سببی آنان)صورت پذیرفته که درآن عنصر عدوان مفقود است بدین سان منصرف ازادعای مالکانه معترضین بدان وبرغم استدامت تصرف کنونی آنان بدون اذن ازخواهان اصلی لکن بنظر ارکان دعوی منظوردروضعیت فعلی درقضیه محقق نبوده و نتیجتا دادنامه تجدیدنظرخواسته که برخلاف آن مبانی اصداریافته مخدوش ولاجرم واجدهمراهی درأین مرحله ازدادرسی نخواهدبود وثانیا درقسمت دوم خواسته مورد حکم هرچند وکلای محترم خواهان دعوی تقابل باوصف استنادبه سندی عادی موسوم به مرقومه مورخ1354/12/28مندرج برروی جلد قرآن مجیدهمچنان آنرا ابراز و اقامه ننموده ومضافا مدعی وجود گواهانی راجع به توافق شفاهی طرفین به تنصیف واحدها بوده وبعضا دررسیدگی قبلی مؤدای آنان تحصیل شده است ازطرفی به مشروط بودن انتقال سند و بدهی مبلغ یکصدوپنجاه هزارتومانی خویش به خواهان اصلی اذعان نموده اند مع الوصف نظربه اینکه سند مالکیت تجدیدنظرخوانده محترم به نحورسمی تنظیم یافته و پاسخ استعلام ثبتی و اصله دربرگ25 پرونده نیز بدان صحه نهاده است ازاین روچون برابرمقررات قانون ثبتی سندی که دردفتراملاک اداره ثبت به ثبت رسیده ازارزش واعتبار وحمایت قانونی برخوردارومادامی که ازدرجه اعتبار قانونی ساقط نگردیده نشانگرمالکیت رسمی و قانونی مالک آن می باشد بنابرأین دعوی الزام به ایفای تعهد والزام خوانده اصلی دردعوی تقابل به انتقال سه دانگ ازپلاک ثبتی معنون درفوق قبل از اثبات بلا اعتباری آن بخش ازسند رسمی مسموع نبوده و ازاین حیث هم چه ادعای تقابل ویا استنباط محکمه محترم بدایت درخورمنقصت خواهدبود بنابرأین دادگاه در راستای مقررات ماده 358 ازقانون آیین دادرسی مدنی ولحاظ ماده 2 آن قانون دادنامه تجدیدنظرخواسته را درهردوبخش موردحکم نقض وآنگاه درقبال دعاوی اصلی و تقابل به شرح مورد اعتراض قراررد دعوی صادرواعلام می نماید این رأی قطعی است.
شعبه 49 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار علیرضا صداقتی - طاهری