یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: نقض قرار رد تجدید نظر خواهی و رسیدگی مجدد به پرونده که منجر به صدور حکم حجر خانم سید ف

🗓 1393/11/30⚖️ یک قاضی
حوزه رأیحقوقی
مرحله رسیدگیفرجام‌خواهی
تاریخ رأی1393/11/30
شماره دادنامهثبت نشده
شماره پرونده920837
📄

متن رأی

در خصوص فرجام‌خواهی آقای س. ح. به وکالت از خانم سید ف. م. ب. و آقای ع. چ. به طرفیت فرجام خواندگان که به اسامی ( الف. ، م. ، ب. ، ع. ، ح. و خانم ا. ) شهرت همگی چ. فرزندان ب. نسبت به دادنامه 1496-930-1393/11/30 صادره از شعبه 11 تجدید نظر استان مازندران به خواسته نقض قرار رد تجدید نظر خواهی و رسیدگی مجدد به پرونده که منجر به صدور حکم حجر خانم سید ف. م. ب. (مادر فرجامخواندگان و آقای ع. چ. ) از سوی دادگاه بدوی (شعبه دوم حقوقی ع. ) گردیده است هر چند استدلال دادگاه محترم در اینکه: مستند به مفاد ماده 66 قانون امورحسبی فرجامخواه یعنی آقای ع. چ. نمی بایستی طرف دعوی نخستین قرار گیرد یا به عبارت دیگر ذینفع در دعوی حجر نبوده و در صورت ورود ضرر از صدور چنین حکمی بعنوان معترض ثالث مستفاد از ماده 44 قانون مزبور می توانسته تحت عنوان معترض ثالث در صورت لزوم در دعاوی مطروحه دیگری که در حال رسیدگی بوده و یا در آینده طرح خواهد شد برأی حفظ حقوق احتمالی نسبت به آن اقدام نماید. لذا با محفوظ دانستن این حق برأی وی، نظر باینکه ایرادات مطروحه در لایحه فرجامخواهی وکیل مدافع محترم خانم سید ف. ب.

در مردود دانستن صدور حکم حجر نسبت به موکلش از جمله اینکه اولاً ـ دادگاه بدوی بر اساس نظریه پزشکی قانونی در پرونده کلاسه 920837 که منتج به رد دعوی خواهان بدوی ( م. چ. فرزند ی. ) گردیده مبادرت به صدور رأی نموده و ثانیاً تاریخ دقیق شروع محجوریت یاد شده مشخض نشده و این به حقوق مالی افرادی که با نامبرده معامله داشته اند لطمه وارد می نماید. ( اشاره به عقد صلح فی ما بین فرجامخواه و ع. چاری یکی از فرزندان در مورد قطعه زمینی به مساحت 4000 متر دارد. ) و ثالثاً ـ دلایل و مدارک متقن بر محجور بودن موکلش وجود ندارد و چهارمین ایراد مورد نظر وکیل در مورد احکام صادره درباب حجر می باشد زیرا به گفته وی از دعاوی غیر ترافعی است و اعتراض ثالث در اینگونه موارد مصداق قانونی ندارد. و آخر الامر اینکه بر فرض عدم تعیین تاریخ شروع محجوریت از سوی دادگاه مبنای آن تاریخ تقدیم دادخواست مورد لحاظ قرار می گیرد و این درحالی است که پزشکی قانونی تاریخ و روز و ماه آنرا اعلام ننموده باشد.

در مورد ایرادات وکیل محترم باید گفت: 1 ـ دادگاه محترم بدوی از نظریه قبلی پزشکی قانونی در این پرونده استفاده ننموده و برگ 26 پرونده حکایت از آن دارد که مجداً خوانده دعوی یعنی خانم سید ف. م. ب. به پزشکی قانونی معرفی شده و آن مرجع به استناد سابقه قبلی و ملاحظه پرونده های پزشکی بر محجور بودن مشارالیها با تعیین تقریبی حدوث ابتلاء به حجر اظهار نظر نموده است که مصون از اعتراض مانده است. 2 ـ اشتباه خواهان بدوی (فرجامخوانده) در طرف دعوی قرار دادن خواهران و برادران خود بعنوان خواندگان موجب نمی گردد که برخلاف مقررات قانونی نامبردگان از سوی دادگاه ذینفع در دعوی تشخیض داده شوند در حالیکه دعوی متوجه ایشان نمی باشد. 3 ـ احراز یا عدم احراز حجر از سوی دادگاه نیز دائر مدار تحقیقات منحصر به فردی نبوده و نمی باشد و به هر طریقی که لازم بداند صورت می پذیرد.

آخر الامر بر فرض عدم تعیین تاریخ شروع حجر از سوی کارشناس پزشکی قانونی تاریخ قطعیت دادنامه در این مورد ملاک عمل خواهد بود در حالیکه دادنامه بدوی به شماره 224-930با توجه به نظریه پزشکی قانونی زمان تقریبی شروع محجوریت فرجامخواه را تعیین نموده که با قطعیت دادنامه این ایراد نیز غیر قابل اعتنا خواهد بود. علیهذا با عنایت به مراتب فوق با رد درخواست فرجامخواهی آقای س. ح. بوکالت از خانم سید ف. م. ب. ن. و آقای ع. چ. دادنامه فرجامخواسته عاری از ایراد تشخیص داده می شود و با ملاحظه جریان دادرسی آن را منطبق با اصول و قواعد و تشریفات آئین دادرسی مدنی دانسته مستنداً به ماده 370 قانون مذکور عیناً ابرام می گردد. شعبه 41 دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و عضو معاون علی رازینی - عبدالعلی ناصح - محسن یکتن خدائی

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید