متن رأی
اولاً فرجامخواهی نسبت به دادنامه فرجامخواسته در قسمتی که مشعر بر صدور قرار رد دعوی می باشد با توجه به اینکه قرار رد دعوی جزو قرارهای قابل فرجام نمی باشد مردود اعلام می شود. ثانیاً در ارتباط با آن جزء از دادنامه فرجامخواسته که دادگاه آن را غیرثابت دانسته و حکم به بیحقی خواهان صادر نموده است نیز فرجامخواهی وارد و صائب نیست و دادنامه معنونه در این قسمت از حیث اصول و مبانی رأی و نحوه استدلال صحیحاً صادر شده است و افزون بر استدلال دادگاه، اصولاً آنچه در ماده 666 قانون مدنی از سوی قانونگذار بیان شده است در ارتباط با خسارتی است که در اثر تقصیر وکیل متوجه موکل می شود که در صورتی که وکیل مسبب آن باشد مسئول خواهد بود و به دنبال آن قانونگزار در مواد بعدی تصریح به رعایت مصلحت موکل در تصرفات و اقدامات وکیل نموده و وکیل را به عدم تجاوز از آنچه دراختیار اوست توجه داده است.
از مواد مذکور و نیز ماده 668 در خصوص الزام وکیل به دادن حساب مدت وکالت خود به موکل مستفاد نمی گردد که عدم رعایت غبطه و مصلحت موکل توسط وکیل موجب بطلان اقدامات وی گردد و آنچه قانونگزار به آن تصریح دارد صرفاً حق مراجعه موکل به وکیل در خصوص خسارات وارده است لذا با عنایت به اینکه از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز ایراد و اشکال موثری متوجه دادنامه فرجامخواسته نمی باشد لذا به تجویز ماده 370 قانون آئین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را تأیید و پرونده را به مرجع مربوطه اعاده می نماید. شعبه 5 دیوانعالی کشور - رئیس و مستشار علی معینی - محمد حسن جلیلی تقویان