متن رأی
تجدیدنظرخواهی آقای م. د. و خانم الف. الف. به وکالت از آقای پ. ت. به طرفیت آقای م. ت. با وکالت آقای م. غ. از دادنامه شماره 0368 مورخ 1393/5/18 شعبه 21 دادگاه عمومی حقوقی تهران که متضمن صدور حکم به بطلان دعوای تجدیدنظرخواه به خواسته ابطال رأی داور آقای ع. ش. مبنی بر محکومیت وی به پرداخت 465/000 دلار آمریکا در حق تجدیدنظرخوانده می باشد وارد و دادنامه تجدیدنظرخواسته شایسته تأیید نیست زیرا مبنا و مستند صدور رأی داوری پرداخت وجه و لزوم استرداد آن وفق ماده 265 قانون مدنی می باشد که از قوانین موجد حق می باشد و از قوانینی بوده که موضوعی از موضوعات حقوقی را به طور مستقیم حل کرده و حقی را ایجاد یا زایل می کند با این وصف تمسک به آن مستلزم احراز پرداخت وجه موضوع داوری به تجدیدنظرخواه بوده نظر به این که در رأی داوری قید شده: «. . . با توجه به این مهم که آقای م. ت. رمز حساب و شماره موبایل متعلق به آقای ت. را به بانک اعلام نموده تا خوانده قادر به برداشت از حساب فوق باشد از طرفی حسب اقرار، خوانده مالک و استفاده کننده از خط موبایل به شماره. . . . . .
بوده که در حال حاضر نیز چنین است لذا با ادله و شرحی که گذشت دریافت مبلغ 465/000 دلار آمریکا توسط آقای پ. ت. از حساب آقای م. ت. با اذن صاحب حساب واضح و مبرهن است. . . . » با توجه به مستندات ابراز شده که در متن رأی داور نیز به آن اشاره شده و نحوه برداشت و دستور به بانک عامل اعلام شده دلالتی بر این که رمز حساب آقای ت. توسط آقای م. ت. به بانک داده شده باشد ندارد و نظر کارشناسی که مورد استناد طرفین قرار گرفته نیز مؤید این است که با در اختیار داشتن رمز حساب آقای ت. ، تجدیدنظرخوانده با رمز ارسال شده به موبایل وی قادر به انتقال وجه بوده و عکس این مطلب نیز صادق بوده به علاوه اسناد مؤید این است که وجه یاد شده به طور مستقیم از حساب تجدیدنظرخوانده به حساب شرکت داد (ثالث) واریز شده است که این انتقال به شرح پیش گفته از سوی هر یک از تجدیدنظرخواه و تجدیدنظرخوانده تحت شرأیط یاد شده امکان داشته و منحصر به اقدام از جانب یکی از آنها نبوده و با عنایت به اظهارات وکیل تجدیدنظرخوانده به شرح صورتجلسه 1394/2/22 این دادگاه به این مضمون که آقای ت. با موکل مشارکت داشته و امور مالی به عهده آقای ت. بوده و آقای ت.
شماره موبایلش را در اختیار موکل گذاشته و ایشان هم به بانک معرفی کرده بود و آقای ت. باید با اجازه موکل هزینه می کرد و آقای ت. مستقلاً برداشت را انجام می داد و تنها این مورد نبوده و موارد زیادی برداشت شده و به حدود 40 میلیون دلار این موضوع صورت گرفته که در خیلی از موارد اختلاف نیست و تا زمان حصول اختلاف تمام برداشتها توسط آقای ت. انجام می شد از این حیث نیز رأی داور واجد ایراد اساسی می باشد که برداشت از حساب برأی صاحب حساب بوده یا برأی تجدیدنظرخوانده و قطع نظر از چگونگی موضوع و استحقاق یا عدم استحقاق تجدیدنظرخوانده درباره اصل موضوع و به عبارت دیگر هم از جهت قابلیت انطباق مورد با ماده 265 قانون مدنی و هم احراز تحقق آن به جهت قابلیت اقدام رأی داور قاطعیت نداشته از این رو با نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته با لحاظ بند 1 ماده 489 قانون آئین دادرسی مدنی به استناد ماده 490 قانون یاد شده حکم به بطلان رأی داور به شماره. . . . . . مورخ 1393/1/27 مبنی بر پرداخت 465/000 دلار آمریکا توسط تجدیدنظرخواه به تجدیدنظرخوانده صادر و اعلام می دارد. این رأی قطعی است.
شعبه 37 دادگاه تجدید نظر استان تهران - رئیس و مستشار مهرزاد جمشیدی - محمد نقی صوفی