رأی دادگاه
در این پرونده به تاریخ 1391/11/2 اداره امور شعب شمال تهران بانک م. به طرفیت شهرداری منطقه. . . تهران دادخواستی به خواسته ابطال رأی کمیسیون ماده 77 شهرداری منطقه هفت تهران و دستور موقت مبنی بر توقف عملیات اجرأیی مطرح نموده است و در شرح آن بیان داشته شهرداری خوانده بر اساس نامه شماره 78555/507 مورخ 1391/8/30 مبادرت به تعیین مبالغی به عنوان عوارض بانک م. شعبه. . . نموده است در حالی که دریافت عوارض کسب و پیشه و مشاغل از بانک های دولتی توسط شهرداری ها منطبق با مقررات نبوده و فاقد وجاهت قانونی می باشد. حسب ماده 52 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1387 از تاریخ لازم الاجرا شدن آن، سایر قوانین و مقررات خاص و عام مغایر مربوط به دریافت هرگونه مالیات غیر مستقیم و عوارض دیگر از تولید کنندگان و وارد کنندگان کالا و ارأیه دهندگان خدمات ممنوع می باشد و حکم این ماده شامل قوانین و مقررات مغایری که شمول قانون و مقررات عمومی بر آنها مستلزم ذکر نام یا تصریح نام است نیز می باشد.
همچنین به استناد ماده 2 قانون نظام صنفی اعم از تولید، تبدیل، خرید، فروش توزیع، خدمات و خدمات فنی سرمایه گذاری کند و به عنوان پیشه ور و صاحب حرفه و شغل آزاد، خواهان به شخصه یا با مباشرت دیگران محل کسبی دایر یا وسیله کسبی فراهم آورد و مطابق ماده 3 آن قانون واحد صنفی هر واحد اقتصادی که فعالیت آن در محل ثابت یا وسیله سیار باشد و توسط فرد یا افراد صنفی یا اخذ پروانه کسب دایر شده باشد واحد صنفی شناخته می شود. لذا با توجه به تعریف فرد صنفی، بانک خواهان پیشه ور و صاحب حرفه و شغل آزاد نبوده بلکه مطابق بند الف ماده 31 قانون پولی و بانکی شرکت سهامی عام می باشند و سرمایه آن دولتی بوده و بر اساس لایحه قانونی اداره امور بانک ها مصوب 1358 و سایر مقررات مربوطه اداره می شوند و اطلاق (صنف) بر بانک ها و مطابق عوارض حق کسب و پیشه و مشاغل در تعارض با ماهیت قانونی و نوع فعالیت آن ها می باشد.
علاوه بر آن پرداخت هرگونه وجهی به عنوان مالیات، عوارض و غیره از بانک دولتی خواهان وفق ماده 4 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مصوب 1379 که طی ماده 156 قانون برنامه چهارم آن تمدید گریده است نیاز به نص صریح مقررات قانونی دارد و طبق ماده 30 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین وضع عوارض جدید و افزایش عوارض موجود صرفا با پیشنهاد وزیر کشور و تصویب رییس جمهور خواهد بود و بانک ها با مالیات قطعی در هر سال پرداخت می کنند. لذا پرداخت مازاد آن با توجه به نامه شماره م/29 دبیرخانه شورأیعالی بانک ها در اجرأی دستورات ریاست جمهوری که متضمن تاکید بر عدم تسری مازاد عوارض مذکور به بانک ها می باشد منطبق با مقررات نیست. از سوی دیگر مصوبه شورأی اسلامی شهر تهران در خصوص عوارض مذکور طی دادنامه های شماره 724 الی 759 مورخ 1391/10/11 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری ابطال گردیده است.
شهرداری خوانده در پاسخ و دفاع بیان داشته با بررسی مفاد ماده 52 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1387 و کل موارد مطروحه در قانون مذکور و نظر به فعالیت تجاری بانک ها دو عنوان (مالیات) و (عوارض ) بر هم منطبق نبوده و بند 11 ماده 12 قانون مذکور بانک ها را تنها از پرداخت مالیات معاف دانسته و این موضوع مشمول (عوارض) نخواهد بود. عوارض مشاغل شهرداری به آن قسمت از فعالیت بانک ها اختصاص می یابد که جنبه تجاری دارد نه فعالیت خدماتی آنها و در این موارد نمی توان به قانون مالیات بر ارزش افزوده استناد کرد.
همچنین در فصل دهم قانون مذکور تحت عنوان (تکلیف سایر قوانین مرتبط و تاریخ اجرا شده در تبصره 1 ماده50 تصریح شده است شوراهای اسلامی شهر و بخش جهت وضع هر یک از عوارض محلی جدید که تکلیف آنها در این قانون مشخص نشده باشد موظفند موارد را حداکثر تا پانزدهم بهمن ماه هرسال برأی اجرا در سال بعد تصویب و اعلام نمایند. در تبصره 3 ماده 50 قانون صدرالذکر نیز عنوان قوانین و مقررات مربوط به اعطای تخفیف یا معافیت از پرداخت وجوه یا عوارض به شهرداری ها و دهیاری ها ملغی می گردد.
همچنین در تعریف (فرد صنفی ) در ماده 2 قانون نظام صنفی مصوب 1382 تصریح شده هر شخص حقیقی یا حقوقی که فعالیت خدماتی داشته باشد از مصادیق موضوع خواهد بود. لذا بانک نیزکه به این امور اشتغال دارد به عنوان فرد صنفی محسوب و مشمول مصوبات عوارض می باشد، علاوه برآن مستند به ماده 31 قانون پولی و بانکی کشور مصوب 1351 و بند 7 ماده 2 قانون تجارت بانک ها به صورت شرکت سهامی عام تاسیس و فعالیت دارند و این شرکت ها به موجب قانون اخیرالذکر تجاری محسوب می گردند و با عنایت به قانون عملیات بانکی بدون ربا مصوب 1362 بانک ها قادر به انجام اکثر معاملات از جمله، مشارکت، مضاربه و اجاره به شرط تملیک بوده لذا این امور، بانک ها را در شمول ماده 3 قانون نظام صنفی مصوب 1382 قرار می دهد و نظریه شماره 3498 مورخ 1392/6/30 اداره حقوقی قوه قضائیه بانک های ملی شده را از شمول مصادیق ادارات دولتی و سازمان های وابسته خارج دانسته است.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در رأی خود تصریح نموده شوراهای اسلامی برأی تصویب عوارض محلی صلاحیت تعیین عوارض معترض عنه که صرفا مربوط به یک شعبه بانک خواهان و محلی می باشد را دارند ولی صلاحیت تصویب عوارض کشوری و ملی را ندارند. لذا مصوبه شورأی اسلامی شهر تهران صرفا تعیین عوارض محلی و منطبق با موازین است و مطابق حکم مقرر در ماده 77 قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراها مصوب 1375 اخذ عوارض بهای خدمات شهری منع قانونی ندارد. در انتها نیز چنین استدلال نموده اند که با توجه به اصل عدم عطف به ما سبق شدن قوانین، مستفاد از ماده 43 و ماده 20 قانون دیوان عدالت اداری مصوب 1385، اثر ابطال آرا و مصوبات از زمان صدور رأی هیأت عمومی است مگر در مصوبات خلاف شرع یا در مواردی که به منظور جلوگیری از تضییع حقوق اشخاص، هیأت مذکور اثر آن را از زمان تصویب مصوبه اعلام نماید و تاریخ صدور رأی کمیسیون ماده 77 قانون شهرداری ها 1391/6/28 بوده و مشمول رأی وحدت رویه مورد استناد خواهان به شماره 724 الی 759 مورخ 1391/10/11 نمی باشد.
بنا به مراتب فوق، نظر به این که مستفاد از رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری آن است که به لحاظ غیر محلی و کشوری بودن حوزه فعالیت بانک های دولتی نسبت به ابطال مصوبه شورأی اسلامی شهر تهران برأی اخذ عوارض از بانک ها اقدام شده و از نظر این دادگاه استدلال مندرج در رأی وحدت رویه هیأت عمومی مذکور صائب و مستفاد از قوانین جاری در زمان صدور رأی معترض عنه و وارد و حاکم بر آن می باشد و در نتیجه وضع عوارض از ناحیه شورأی اسلامی شهر تهران و به تبع آن صدور رأی معترض عنه از کمیسیون ماده 77 قانون شهرداری ها ممنوع و بر خلاف مقررات قانونی است. لذا دادگاه به استناد ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 با اصلاحیه های بعدی و رأی وحدت رویه شماره 699 مورخ 1386/6/22 دیوانعالی محترم کشور حکم ابطال رأی شماره845373/319/دک77 مورخ 1391/7/9 کمیسیون ماده 77 قانون شهرداری ها صادر و اعلام می گردد. در مورد دستور موقت مورد تقاضا نیز با عنایت به این که خسارت احتمالی توسط متقاضی پرداخت نشده است، قرار رد آن صادر و اعلام می گردد.
رأی صادره به موجب مواد 303، 331، 332، 334، 336 قانون آیین دادرسی ذکر شده حضوری بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض تجدید نظر خواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد. رئیس شعبه چهل وسوم دادگاه عمومی حقوقی تهران آذربراه