متن رأی
در خصوص دعوی خواهانها 1- آقای الف. ف. فرزند غ. 2- آقای ح. ف. 3- آقای ر. ف. همگی با وکالت آقای ق. ه. به طرفیت خواندگان 1- خانم ف. ف. فرزند غ. با وکالت مع الواسطه آقای ح. غ. 2- خانم و. س. 3- آقای م. ب. 4- آقای ع. د. با وکالت آقای پ. ح. 5- آقای م. م. با وکالت آقای پ. ح. 6- آقای الف. م. با وکالت آقای پ. ح. به خواسته صدور حکم به ابطال وکالتنامه های شماره. . . مورخ 81384/10/8 دفترخانه. . . تهران و. . . مورخ 1386/9/14 دفترخانه. . . تهران و ابطال سند انتقال شماره 958 مورخ 1388/10/14 دفترخانه شماره. . . و ابطال مبایعه نامه شماره 641472 مورخ 1389/8/17 نسبت به سهم خواهان 412/28 متر و مطالبه کلیه خسارات قانونی به این شرح که وکیل خواهانها برابر دادخواست تقدیمی و با حضور در جلسه دادرسی اعلام داشت موکلین (خواهانهای ردیف اول و دوم) با تنظیم وکالتنامه مع الواسطه توسط مرحوم م. ف. به احدی از خواندگان به نام خانم ف. ف. اختیار انجام امور خود از جمله نقل و انتقال پلاک ثبتی قطعه. . . به شماره. . .
فرعی از 72 اصلی واقع در بخش 11 تهران به متراژ 666 مترمربع را داده بودند و چون وکالتنامه ایشان مع الواسطه مرحوم م. ف. بوده که ایشان برابر گواهی فوت در مورخ 1387/2/5 در آمریکا فوت کرده است لذا چون تنظیم مبایعه نامه و سند انتقال در دفترخانه. . . همگی بعد از فوت مرحوم م. ف. صورت گرفته لذا کلیه اقدامات وکیل ایشان (خوانده ردیف اول) در حدود وکالت اعطائی باطل و غیرقانونی می باشد و با استدلال زوال وکالت در نتیجه فوت وکیل حد واسط (مرحوم م. ف. ) خواستار صدور حکم به خواسته مطروحه شد و وکیل خوانده ردیف اول و خواندگان ردیف چهارم و پنجم و ششم نیز با حضور در جلسه دادرسی و با رد استدلال مطروحه عنوان داشتند آقای م. ف. در مورخ 1386/9/14 اصالتاً و وکالتاً از ناحیه خواهانها وکالت را به خواهر خود (خوانده ردیف اول) تفویض کرده است لذا با تفویض وکالت، وکالت جدیدی بین خانم ف. و آقای ح. و الف. ف.
ایجاد شده است و چون وکیل اخیر فی الواقع وکیل موکلین اصلی می باشد نه وکیل حد واسط، فوت وکیل مع الواسطه تاثیری در سمت ایشان نداشته و موجب لغو سمت نمی شود لذا با عنایت به شرح فوق و اظهارات طرفین و مستندات ابرازی و مفاد وکالتنامه های استنادی و اسناد تنظیمی و کیفیت اعطاء وکالت دادگاه ضمن پذیرش استدلال وکلا به خواندگان به واسطه انطباق با مقررات قانونی و اینکه در اعطای وکالت از ناحیه وکیل حد واسط نوعاً رابطه موکل اصلی با وکیل ابتدائی و ثانوی در عرض یکدیگر قرار می گیرد نه در طول آن تا فوت وکیل حدواسط خللی در سمت وکیل ثانوی ایجاد نماید و با بقاء حیات موکلین اصلی و نیز فقدان اقدام ایشان به عزل وکیل ثانوی اقدامات وکیل ثانوی نوعاً در حدود وکالت منسوب به موکلین خواهد بود و با این وصف موجبی برأی اجابت خواسته خواهانها وجود ندارد و بر این اساس دادگاه مستنداً به ماده 197 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم به بطلان دعوی خواهانها صادر و اعلام صادر و اعلام می دارد.
رأی صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد. رئیس شعبه 240 و دادرس مأمور به خدمت در شعبه 108 دادگاه عمومی حقوقی تهران ناظمیان