خلاصه جریان پرونده
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه آقای الف. ن. به وکالت از تجدیدنظر خواهان ها خانم ها 1- ج. 2- ف. 3- م. و 4- ش. همگی ح. به طرفیت تجدیدنظر خوانده آقای م. ح. با وکالت آقای م. ط. و نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره00233 مورخ 18/4/1393 شعبه207 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور قرار ابطال دادخواست حاوی دعوی بدوی تجدیدنظر خواهان ها به خواسته صدور حکم بر محکومیت تجدیدنظر خوانده به پرداخت حق السهم مشارالیهم از درآمد دوساله کارخانه یخ مورث نامبردگان مرحوم ع. ح.
و به علت عدم ایداع تتمه دستمزد کارشناسی معموله ی مرحله رسیدگی ماضی و به استناد مقررات قانونی موضوع ماده 259 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی اشعار داشته با هیچ یک از شقوق مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقتی نداشته و مشروح لایحه تجدیدنظرخواهی نیز متضمن جهت یا جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آنکه فاقد تقید به هرگونه ادله شرعیه یا قانونیه است مؤثر در مقام نقض نمی باشد همچنین بر نحوه رسیدگی مرجع محترم نخستین و استدلال و استنباط قضایی مربوطه خدشه و منقصتی وارد نیست و دادنامه مطابق موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده اصدار یافته و در مجموع دلیلی شرعی با قانونی بر نقض آن تقدیم و ارائه نگردیده زیرا: اولاً: وکیل تجدیدنظر خواهان ها با تغافل از مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون پیش گفته، دعوی موکلین خویش را مقید به هیچ یک از جهت یا جهات قانونی نقض ننموده و نه تنها در دادخواست حاوی دعوی مارالبیان، همچنین در لایحه اعتراضیه نیز مراتب دعوی مطروحه را مقید به جهات قانونی اعتراض نداشته و به صرف ابراز ادعای بلاجهت و بلادلیل و صرف انتفاع و استفاده از ظرفیت تجدیدنظرخواهی بسنده و اکتفاء نموده که به ترتیب مبینه دعوی مرقوم فاقد موقعیت قانونی گردیده و صرف نظر از آن، ثانیاً: با تعیین قطعی دستمزد کارشناسی و طی تصمیم مرجع محترم رسیدگی نخستین ذیل لایحه تقدیمی از سوی آقای ز.
ذ. (کارشناس منتخب) وارده به شماره 366 مورخ 93/2/22 (برگ 119 پرونده) که اتفاقاً مادون تعرفه استنادی کارشناس یادشده بوده و ابلاغ مراتب لزوم ایداع آن طی اخطاریه 93/2/22 که در تاریخ 93/2/30 به وکیل یادشده (آقای ن.
) و به نحو قانونی مشارالیه طی لایحه تقدیمی وارده به شماره 474 مورخ 93/3/4 (برگ 121 پرونده) ایداع تتمه دستمزد کارشناسی را بنا به علل ابرازی (اجرأی کارشناسی خارج از دستور و قرار کارشناسی دادگاه و فقدان صلاحیت از حیث خارج بودن موضوع از صلاحیت کارشناسی وی) را مورد قبول و پذیرش ندانسته و عملاً با گذشت فرجه و مهلت مقرره قانونی مبادرتی در آن خصوص معمول نداشته و استناد در مذاکرات شفاهی با محکمه محترم بدوی و ادعای انتظار به منظور نتیجه آن مذاکرات که فاقد هرگونه ادله شرعیه یا قانونیه بوده مؤثر در مقام نمی باشد و رافع آثار تخطی از دستور محکمه و مفاد اخطاریه 22/2/93 نخواهد بود و خانه دار بودن موکلین وی و ادعای بعضاً مستأجر بودن آن ها و تحمیل هزینه دادرسی بدوی هیچ یک رافع تخطی مارالبیان نخواهد بود بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر، دادگاه تجدیدنظرخواهی ابرازی بلاجهت و بلادلیل مطروحه وارد و موجه ندانسته و مستنداً به ماده 353 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی مطروحه، درنتیجه دادنامه معترض عنه تجدیدنظر خواسته را تأیید و استوار می نماید.
رأی دادگاه
قطعی است. رئیس شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه طاهری ـ موحدی