خلاصه جریان پرونده
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه خانم س. ر. به وکالت از تجدیدنظرخواه آقای م. ی. به طرفیت تجدیدنظر خواندگان آقایان و خانم ها 1- الف. 2- م. 3- ف. 4- ح. 5- ف. 6- الف. 7- خ. 8- ح. 9- الف. 10- س. 11- الف. 12- ز. 13- ف. 14- ج. 15- م. و 16 الف. همگی ع. 17- ر. ش. و 18- س. ت.
و نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 00163 مورخ 19/3/92 شعبه 188 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم به بطلان دعوی اعسار (معافیت موقت) از پرداخت هزینه دادرسی راجع به مرحله رسیدگی به دعوی تجدیدنظرخواهی و نسبت به دادنامه مندرج در پرونده کلاسه 910051 همان مرجع اشعار داشته، با هیچ یک از شقوق مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، مطابقتی نداشته و مشروح لایحه تجدیدنظرخواهی نیز متضمن جهت یا جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آن نیز مؤثر در مقام نیست، همچنین بر نحوه رسیدگی و استدلال و استنباط قضایی مرجع نخستین، خدشه و منقصتی وارد نمی باشد و دادنامه مطابق موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده اصدار یافته و در مجموع دلیلی شرعی یا قانونی بر نقض آن تقدیم نگردیده زیرا اولاً: وکیل تجدیدنظرخواه با تغافل از مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون پیش گفته، دعوی موکل خویش را مقید به هیچ یک از جهت یا جهات قانونی نقض ننموده و نه تنها در دادخواست حاوی دعوی مارالبیان، همچنین در لایحه اعتراضیه نیز مراتب دعوی مطروحه را مقید به جهات قانونی اعتراض نداشته و به صرف ابراز ادعای بلاجهت و بلادلیل و صرف انتفاع و استفاده از ظرفیت تجدیدنظرخواهی بسنده و اکتفا نموده که به ترتیب مبینه دعوی مرقوم فاقد موقعیت قانونی گردیده و صرف نظر از آن، ثانیاً: با توجه به اصل ملائت احاد جامعه، مدعی اعسار دلیل یا دلایل شرعی یا قانونی در اثبات خلاف آن و مابه الادعای ابرازی (اعسار) تقدیم و ارائه نداشته و از طرفی با عنایت به لزوم حفظ حقوق عمومی از حیث ایداع هزینه دادرسی مارالبیان، و توجه به اینکه هیچ گونه ادله شرعیه و قانونیه در معافیت از حقوق عمومی یادشده (معافیت از ایداع هزینه دادرسی مرقوم) تقدیم و ارائه نشده و از آنجا که استشهادیه تقدیمی و پیوستی دادخواست حاوی دعوی بدوی، مطابق مقررات قانونی موضوع ماده 506 قانون پیش گفته تنظیم نگردیده و مؤدای اظهارات شهود و گواهان مربوطه نیز مورد پذیرش مرجع بدوی واقع نشده و از آنجا که برابر مقررات قانونی موضوع ماده 241 قانون صدرالاشعار، تشخیص ارزش و تأثیر گواهی با دادگاه می باشد که در مانحن فیه مورد پذیرش مرجع یادشده قرار نگرفته، و در استشهادیه تقدیمی نیز شهود ضمن عدم درج و اعلام میزان هزینه دادرسی که مدعی اعسار، ادعای عدم توانایی در پرداخت آن را داشته نیز منشأ اطلاعات خویش را ابراز ننموده و از این حیث نیز استشهادیه مرقوم قابلیت اتکاء قانونی را دارا نبوده و شهود حتی آنچه را که وکیل مدعی اعسار در بخش فوقانی استشهادیه که به وکالت از موکل خویش اعلام داشته را تأیید و گواهی ننموده ثالثاً استخدام وکیل از ناحیه مدعی اعسار و تعیین حق الوکاله برأی وکیل انتخابی و در برگ وکالت نامه، خود دلیل مکفی در احراز ملائت مالی و اقتصادی مشارٌالیه داشته، مضافاً آنکه هیچ مستندی از دادنامه استنادی در پرونده مرقوم و مشخصات دقیق آن را اعلام نداشته بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر دادگاه تجدیدنظرخواهی بلاجهت و بلادلیل ابرازی را وارد و موجه ندانسته و مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی مطروحه، درنتیجه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تأیید و استوار می نماید.
رأی دادگاه
قطعی است. رئیس شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه طاهری ـ موحدی