متن رأی
شعبه محترم 182 دادگاه عمومی حقوقی تهران به ریاست آقای حسین آژیده به موجب دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 1153 مورخ 10/12/92 حکم به بطلان دعوی تجدیدنظر خواهان ها به اسامی ص. ، ب. ، ش. ، ط. همگی پ. با وکالت مع الواسطه ز. پ. و شخص اخیر اصالتاً به خواسته تخلیه عین مستأجره یک باب مغازه جزء پلاک 5 و 2 فرعی از 1722 اصلی بخش 10 تهران از سوی خوانده مستأجر تا در ب.
به جهت تخلف تغییر شغل از کفش دوزی به مرکز پشتیبانی تعمیران کامپیوتر و نوت بوک و سایر خدمات و مطالبه خسارت دادرسی صادر نموده استدلال مرجع محترم بدوی در عدم پذیرش دعوی عبارت اند از 1- بر مبنای قرارداد اجاره هدف موجر محدود نمودن مستأجر به شغل و حرفه خاص نبوده و عبارت «برأی شغل کفش دوزی»; به نوعی تأکید بر نحوه استفاده دارد 2- از تغییر شغل مستأجر ضرری غیرقابل اغماض بر خواهان ها وارد نشده است و شغل فعلی از جهت منفعت برأی موجه مناسب تر است 3- تغییر شغل به صورت پیوسته و مستمر نبوده لیکن در مانحن فیه این تغییر برأی مدت کوتاه بوده است 4- امارات و قرائن حکایت از مذاکرات مقدماتی طرفین برأی تغییر شغل دارد و تعطیل شدن فعلی محل کسب هم مؤید این امر است، حال با عنایت به محتویات پرونده و مدافعات طرفین و وکیل تجدیدنظر خواهان ها علیه ش.
، به نظر دادگاه تمام مراتب مذکور به عنوان مبنای رأی تجدیدنظر خواسته فاقد اعتبار حقوقی و وجاهت قانونی است چه آنکه اولاً در قرارداد اجاره مالک به مستأجر اجازه ای به تغییر شغل صادر ننموده و هدف طرفین هم به سیاق و صراحت متن اجاره نامه کفش دوزی بوده و تلقی دادگاه محترم بدوی تغییر به رأی خلاف مقاصد طرفین اجاره است ثانیاً در حدوث تخلف تغییر شغل عنصر ضرر و نفع خصوصیتی نداشته و دعوی تخلیه به این لحاظ لازمه ای با اثبات ضرر مالک و موجر به واسطه تغییر شغل ندارد بلکه موجب پیدایی این دعوی و توجیه خواسته موجر تخلف مستأجر از شرط مقرر در قرارداد اجاره و عدم پایبندی به شغل موردنظر و موردتوافق است و در هیچ یک از نصوص قانونی حاکم بر موضوع به موضوع ضرر مالک اشاره ای نشده است ثالثاً قطع نظر از آنکه شهادت شهود بینه بوده و تلقی آن به اماره درست نیست اساساً دلیل حاکی از مذاکرات طرفین به منظور تغییر شغل ابراز نشده و علی فرض صحت این ادعا هم مادام که این مذاکرات به نتیجه نهایی و صدور اراده دو طرف با توافق الزام آور نشود اثری به آن مترتب نیست و رابعاً تخلف تغییر شغل با اقوام مستأجر به تغییر به شغل جدید ولو در فاصله زمانی کوتاه حادث می شود و انصراف مستأجر از این تغییر و اعاده محل به شغل سابق موجب زوال آثار مترتب بر این تخلف و منتفی شدن آن نمی گردد بنا بر مراتب و عنایت به اینکه ادعای تغییر شغل مستأجر از کفش دوزی به تعمیرات کامپیوتر و فعالیت مرتبط با آن ثابت و مسلم بودن و بین این دو شغل مشابهت عرفی وجود ندارد و دلیلی حاکی از اذن و اجازه مالکین بر این امر اقامه نشده لهذا دادگاه تجدیدنظرخواهی را وارد و موجه دانسته مستنداً به بند 7 ماده 14 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 و ماده 358 و بند ه ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض رأی تجدیدنظر خواسته حکم به محکومیت تجدیدنظر خوانده به تخلیه عین مستأجره و نیز پرداخت مبلغ سه میلیون ریال خسارت دادرسی در حق تجدیدنظر خواهان ها صادر می نماید.
رأی صادره قطعی است. رئیس شعبه 59 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه موسوی ـ نوروزی