خلاصه جریان پرونده
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخواه شهرداری با مدیریت آقای ق. و نمایندگی آقای ن. ن. به طرفیت تجدیدنظر خوانده سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی وابسته به وزارت امور اقتصادی و دارأیی و نسبت به بخشی از دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 00366 مورخ 10/4/92 شعبه 30 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که در بخش معترض ٌعنه بر صدور حکم به ابطال رأی شماره 531047/319/د ک 77 مورخ 27/4/91 ک. و به طرفیت شهرداری به عنوان اصل خواسته و با احتساب هزینه دادرسی وکلا له و در حق تجدیدنظر خوانده که بر صدور اشعار داشته، مآلاً وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تأیید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده، مستلزم نقض می باشد زیرا: اولاً رأی معترض ٌعنه موضوع دعوی بدوی از سوی ک.
اصدار یافته و ازآنجاکه کمیسیون یادشده مطابق موازین و مقررات قانونی، دارأی شخصیت حقوقی کاملاً مستقل و منفک و علیحده از شهرداری بوده و ترکیب اعضاء آن و نحوه تصمیم گیری و محدوده صلاحیت های مربوطه و غیره، مطابق مقررات قانونی معین و مشخص گردیده، لذا طرح دعوی بدوی به طرفیت تجدیدنظرخواه که هیچ گونه مدخلیتی و نیز مسئولیتی نسبت به رأی مورخ 27/4/91 کمیسیون یادشده نداشته، از ابتدای طرح و اقامه آن فاقد موقعیت قانونی بوده و بدان سبب قابلیت استماع نداشته، ثانیاً: مطابق رأی وحدت رویه هیئت عمومی دیوان عالی کشور به شماره 699 مورخ 22/3/1386 کلیه سازمان های دولتی می توانند اعتراض خود را نسبت به آراء ک.
و از حیث نقض قوانین با مقررات و مخالفت با آن ها، در دادگاه های دادگستری مطرح نمایند که مطابق مقرره یادشده نیز دعوی یادشده صرفاً و فقط به طرفیت کمیسیون معنونه ممکن و متصور بوده و شهرداری هایی که کمیسیون های مذکور در آن تشکیل می گردند، به هیچ وجه مداخله ای در دعوی مارالوصف نمی توانند داشته باشند فلذا و به ترتیب معنونه نیز دعوی بدوی و به طرفیت شهرداری فاقد موقعیت قانونی و غیرقابل استماع بوده و صدور رأی در بخش دیگر دادنامه تجدیدنظر خواسته و عدم اعتراض خواهان بدوی نسبت به آن، مجوزی برأی قابلیت استماع دعوی مرقوم به طرفیت تجدیدنظرخواه نخواهد بود، همچنین با توجه به عدم ابراز دفاعیات موجه و مؤثر از سوی تجدیدنظر خوانده و نسبت به ایراد ابرازی مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخواه بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مبیّنه مارالذکر، دادگاه با قبول و پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2، 3 و بندهای 4، 7 و 8 ذیل ماده 84 و ماده 89 قانون پیش گفته، ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته، درنتیجه قرار ردّ (عدم استماع) دعوی خواهان بدوی را صادر و اعلام می دارد.
رأی دادگاه
قطعی است. مستشاران شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران طاهری ـ موحدی