متن رأی
بدواً فرجام خوانده در تاریخ 12/7/91 دادخواستی به طرفیت فرجام خواه آن به خواسته صدور حکم به محکومیت به پرداخت سیصد میلیون ریال با خسارت تأخیر تأدیه و دادرسی با تأمین خواسته (اتومبیل و مغازه) تقدیم دادگاه عمومی محمودآباد نموده و شرح داده برابر پرونده شماره 900332ش3 (که مدارک مضبوط در آن به عنوان دلیل در ستون دلایل و منضمات دادخواست نوشته است) خواندگان محکوم شده اند که در این قضیه دچار خسارات شده زیرا مبلغ سی وهفت میلیون تومان به او داده ام (عین عبارت دادخواست) و بنا به نظر کارشناسی دو مرحله یکی شش و دیگری هفت میلیون انجام شده و تقاضای مبلغ فوق را دارد شعبه سوّم عهد ه دار رسیدگی می گردد طرفین با تعیین وقت برأی رسیدگی دعوت و در تاریخ 18/9/91 با حضور خواهان اجلاس و عدم حضور خواندگان و عدم تقدیم لایحه از ایشان را اخبار می نماید اخطار خواندگان برأی جلسه فوق در 15/8/91 وفق ماده 70 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ابلاغ شده لکن نسخه ای از دادخواست که علی القاعده باید پیوست اخطاریه ابلاغ شده اعاده شده باشد ضمیمه نیست انعکاس هم از مراجعه مخاطبان برأی دریافت آن در پرونده وجود ندارد خواهان در جلسه اظهار کرده سی وهفت میلیون تومان بابت پیمانکاری و ساخت پرداخت کردم و رأی بر الزام انجام قرارداد صادر شد امّا اقدامی ننموده اند از انجام مفاد قرارداد منصرف شدم خواستار مبلغ سی میلیون تومان با کسر هفت میلیون تومان از سی وهفت میلیون تومان که کارکرده اند، می باشم.
دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه 9100706 مورخ 18/9/91 خواسته خواهان را پذیرفته و با استناد به مواد 198 و 515 و 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی خواندگان را به پرداخت سی میلیون تومان بابت اصل خواسته و شش میلیون و یک صد هزار ریال هزینه دادرسی و نیز پرداخت خسارت دیرکرد از تاریخ تقدیم دادخواست تا اجرأی حکم به نحو مساوی محکوم نموده. محکومٌ علیهما نسبت به این رأی که غیابی اعلام شده در مهلت قانونی واخواهی نموده اند اعـتراض آنان به دادنامه مـذکور مستند به قرارداد مورخ 24/1/90 منتسب به خود و واخوانده و به این شرح اظهارشده که: آقای ب. هـ.
در خصوص ساخت و خرید زمین نامبرده واقع در روستای تجکنار مبلغ پرداختی ساخت ویلا و بهای زمین که پرداخت شده به مبلغ پنجاه وپنج میلیون تومان از آقایان ر. ش. و ک. ر. دریافت می نماید و ویلای نیمه کاره واقع در تجکنار را به نامبردگان بدهد مهلت پرداخت سه ماه از تاریخ 24/1/90 تا 24/4/90 است و در ضمن پنج قفیز از زمین های کشاورزی آقای الف. ف. واقع در تجکنار در گـروی آقای ب. هـ. باشد چنانچه پول پرداخت نشد متعلق به حاج هـ. باشد و ویلا نیمه کاره به آقایان فوق برگشت شده و اضافه شده هرگونه قراردادهای قبلی، هیچ ارزش قانونی ندارند و باطل می باشند. دادگاه با صدور قرار قبولی دادخواست در اجرأی ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی دستور تعیین وقت و دعوت طرفین را داده و در وقت مقرر 14/12/91 با حضور واخوانده و اخبار عدم حضور خواهان های معترض، اجلاس نموده اظهارات واخوانده را که تکرار مطالب معروضه در مرحله قبل بوده و در پایان صورت مجلس اضافه کرده. . .
اما اصل پول خود را درخواست کرده و توافق دیگری در کار نبوده است، و به خط واخوانده تنظیم شده است، مدنظر قرار داده و با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به انشاء رأی کرده و دادنامه بدوی را با عبارت حکم به ردّ واخواهی، تأیید نموده است نامبردگان نسبت به این رأی با انقضای مهلت تجدیدنظرخواهی تقاضای رسیدگی فرجامی کرده اند دادخواست فرجامی را آقای ت. هـ.
وکیل پایه یک و مشاوره حقوقی قوه قضاییه به وکالت از آنان تقدیم نموده و در آن اشعار داشته فرجام خوانده به صورت جلسات مورخ 10/1/89 و 7/7/89 و تأمین دلیل استناد جسته درحالی که پس از تاریخ های فوق مابین موکلین و فرجام خوانده در تاریخ 24/1/90 صورت جلسه ای تنظیم و به امضاء رسیده که در سطر 19 آن قراردادهای قبلی را واجد هیچ ارزشی قانونی ندانسته و باطل نموده اند و تقاضای اخذ تصمیم شایسته نموده با ابلاغ دادخواست فرجامی به خوانده آن و وصول لایحه پاسخیه وی که خلاصه آن چنین است: دادنامه صادره به مرحله تقاضای اجرا رسیده و قصد خواهان های فرجام اطاله امر است ایشان با طرح ادّعای واهی مبادرت به ادغام دو موضوع بیع نامه وی و قرارداد پیمانکاری نموده اند طبق مبایعه نامه 81ـ 10/1/89 موجود در پرونده عقد بیع محقق و من مالک مبیع و فرجام خواه ردیف یک مالک ثمن شده که ملزم به آن می باشد و در مورد مستند فرجام خواه هم اضافه کرده صورت جلسه 24/1/90 ازیک طرف دستخوش تغییر از سوی فرجام خواه آن شده و با اصل صورت جلسه که نزد اینجانب می باشد متفاوت است زیرا امضاء جدید در ذیل صورت جلسه استنادی زده شده که در اصل صورت جلسه چنین امضایی وجود ندارد و از طرفی امضاء کنندگان صورت جلسه مذکور فاقد سمت در مبایعه نامه مورخ 10/1/89 می باشند و مهم تر اینکه صورت جلسه استنادی مفاداً در خصوص تعهدات پیمانکاری می باشد و هیچ ارتباطی به مبایعه نامه ندارد.
با وصول لایحه مزبور پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و با وصول آن و ثبت به کلاسه 21/920139 به این شعبه ارجاع شده پرونده امر با وصف لایحه تقدیمی از ناحیه فرجام خوانده به عنوان ریاست دیوان عالی کشور و تجویز معاونت قضایی دیوان برأی رسیدگی خارج از نوبت به شعبه تقدیم گردیده است.