خلاصه جریان پرونده
در خصوص تجدیدنظرخواهی م. ق. به وکالت از ح. م. به طرفیت ع. ت. نسبت به دادنامه شماره 204 مورخ 30/3/91 در پرونده کلاسه 900557 صادره از شعبه 88 دادگاه حقوقی تهران که به موجب آن در خصوص دعوی تجدیدنظرخواه به طرفیت تجدیدنظرخوانده، به خواسته الزام خوانده به واگذاری سهم الشرکه قرارداد عادی و محکومیت وی به پرداخت اجرت المثل ایام تصرف از 1/6/86 لغایت صدور حکم، در نتیجه دادگاه پس از رسیدگی و با استدلال مندرج در دادنامه ضمن بطلان دعوی واگذاری سهم الشرکه به لحاظ عدم اتکاء به دلیل اثباتی، خوانده را به پرداخت مبلغ 050/907/53 ریال بابت اجرت المثل و 141/078/8 ریال بابت هزینه دادرسی و دستمزد کارشناس و پرداخت حق الوکاله وکیل طبق تعرفه قانونی در حق خواهان محکوم نموده و دادنامه مزبور پس از ابلاغ در مهلت مقرر قانونی مورد تجدیدنظرخواهی واقع و به این شعبه ارجاع شده است. از بررسی محتویات پرونده، اولاًـ در خصوص اعتراض تجدیدنظرخواه به آن قسمت از دادنامه که حکم به بطلان دعوی وی در مورد واگذاری سهم الشرکه صادر شده است.
نظر به اینکه تجدیدنظرخوانده اصل قرارداد تنظیمی را قبول، ولی مدعی گردیده که تجدیدنظرخواه بابت قرارداد مشارکت پولی پرداخت ننموده و پول های داده شده، بابت حساب و کتاب های فی مابین بوده که مدرک و دلیلی بر اثبات ادعای خود و بی اعتباری قرارداد مشارکت ارائه نداده و صرف پرداخت نکردن پول دلیل بر بی اعتباری قرارداد نبوده، درنتیجه قرارداد مشارکت ب
رأی دادگاه
محرز بوده و از آنجایی که واگذاری یا تحویل سهم الشرکه فرع بر مالکیت رسمی بوده، ولی تجدیدنظرخواه مدرک و دلیلی بر مالکیت رسمی خود ارائه نداده، بنابرأین دعوی وی به کیفیت مطروحه قابلیت استماع نداشته؛ لذا به تجویز صدر ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی؛ دادنامه تجدیدنظرخواسته در این قسمت نقض و به استناد ماده 2 قانون مورد اشاره؛ قرار رد دعوی خواهان صادر و اعلام می گردد.
ثانیاًـ راجع به اعتراض تجدیدنظرخواه به آن قسمت از دادنامه که نسبت به میزان محکومیت تجدیدنظرخوانده به پرداخت اجرت المثل می باشد، نظر به اینکه ایراد وکیل تجدیدنظرخواه به صلاحیت کارشناس صحیح نبوده، زیرا برابر مقررات قانونی ایراد به صلاحیت می بایست بعد از انتخاب کارشناس و قبل از انجام کارشناسی باشد که در مانحن فیه تجدیدنظرخواه بعد از انتخاب کارشناس و قبل از انجام کارشناس و حتی بعد از اطلاع از نظریه کارشناس، به صلاحیت کارشناس ایراد ننموده، بنابرأین اعتراض وی در حدی نبوده که به رأی صادره خللی وارد و نقض آن را ایجاب نماید و رأی مزبور موافق موازین قانونی اصدار یافته و تجدیدنظرخواهی مطابقتی با جهات مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی ندارد. لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی وکیل تجدیدنظرخواه، به تجویز ذیل ماده 358 قانون فوق الذکر، دادنامه تجدیدنظرخواسته در این قسمت تأیید و استوار می گردد. این رأی قطعی است. رئیس شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه دیو سالار ـ محمدی