متن رأی
در پرونده کلاسه 911315 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی مسجدسلیمان، آقای ف. ظ. فرزند الف. ضمن تقدیم دادخواست به طرفیت آقای ح. ش. مقیم مسجدسلیمان، به خواسته مطالبه مبلغ شصت وچهار میلیون و پانصد هزار ریال بابت حق الزحمه کارکرد، مدعی است که برأی خوانده کار پل زنی واقع در پل 8 بنگه انجام داده است. پرونده امر ابتدا در شورأی حل اختلاف شماره 14 محل، مطرح شده و از آن طریق اظهارات گواهان تعرفه شده خواهان استماع گردیده است گواه اول به نام آقای م. ح. اظهار می دارد که: «من کارگر آقای ظ. هستم. . . طلب آقای ظ. از ش ـ /000/350/6 تومان می باشد. »; گواه دوم به نام آقای م. ظ. نیز اظهار می دارد که: « آقای ف. ظ. . . . کار پل را انجام داد که ما هم آنجا بودیم. . . ح. ش. پول های او را نداده و مبلغ /000/350/6 تومان از حساب او مانده. . . »; بالاخره گواه سوم به نام ع. ظ. اظهار داشته است: «ف. ظ. پیمانکار ما بود و برأی ش. کار کرده. . . آقای ش. به ف. ـ /000/350/6 تومان. . . نداده است»; سپس موضوع در دادگاه مطرح و منتهی به صدور دادنامه شماره 201775 ـ 29/11/91 می شود. متن رأی چنین است: «. . .
نظر به اینکه طبق ماده 157 قانون کار رسیدگی به اختلافات کارگر و کارفرما در صلاحیت هیأت های مستقر در اداره کار می باشد و با عنایت به اینکه اختلاف طرفین این پرونده از اختلافات کارگر و کارفرمایی می باشد، این دادگاه خود را صالح به رسیدگی ندانسته و با استناد به ماده 10 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم صلاحیت خود را به اعتبار شایستگی هیأت حل اختلاف مستقر در اداره کار مسجدسلیمان صادر می نماید. . . »; متعاقباً پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده که پس از وصول و ارجاع آن به این شعبه تحت کلاسه بالا در دستور کار قرارگرفته است.