متن رأی
آقای ح. م. فرزند م. با وکالت آقای ع. ش.
وکیل پایه یک دادگستری دادخواستی به طرفیت خانم ک. ح. فرزند ح. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق) به دادگاه های شهرستان نوشهر تقدیم داشته و به شعبه سوم ارجاع گردیده است.
وکیل توضیح داده است که طبق رونوشت عقدنامه پیوست دادخواست موکل به تاریخ 15/11/57 در دفتر ازدواج 141 نوشهر با خوانده ازدواج دائم و رسمی نموده که حاصل زندگی مشترک پنج فرزند می باشد یکی از آنها فوت نموده و همگی بالغ هستند با توجه به اختلاف و ناراحتی های پیش آمده و عدم امکان ادامه زندگی مشترک و سوء رفتار خوانده مستنداً به ماده 1133 قانون مدنی تقاضای رسیدگی و صدور حکم طلاق می نماید. شعبه مذکور پس از تعیین وقت دادرسی و دعوت از طرفین و به تاریخ 7/12/89 در وقت مقرر جلسه دادگاه را تشکیل داده است با بررسی اوراق پرونده ملاحظه می شود که خواهان طی لایحه که به شماره 3419ـ29/10/89 ثبت شده، وکیل خود آقای ع. ش. را از وکالت عزل نموده است و خانم ها ر. ن. و الف. خ. وکلای پایه یک دادگستری از مرکز امور مشاوران قوه قضاییه با تقدیم وکالت نامه خودشان را وکیل خوانده معرفی نموده اند.
خواهان حضور دارد و خوانده نیز با وکلای خود حضور دارند.
خواهان اظهار داشت نداشتن سازش، بی حرمتی به من در محل کسب و فحاشی های ناموسی در محل کسب با صدای بلند، در منزل امنیت نداشتن و ساختن کلید گاو صندوق مخفیانه، گرفتن دعوی فیزیکی با بنده با چاقو ـ که حتی یک بار با چاقو به گردنم ضربه زد که مجبور به زندان شد ـ نا امن بودن خانواده ام، نداشتن آرامش در منزل، گرفتن دعوا با نانوای محله، گرفتن دعوی با عابرین خیابان، دیر آمدن به منزل ساعت نیم شب، مسافرت کردن بدون اطلاع من به شهرهای دیگر، شماره تلفن مرد غریبه در لباس او، از زندگی ناامید شدم، خسته شدم، تحمل ندارم، هیچ وقت همسر خوبی برأیم نبوده، طول 32 سال همیشه جنگ داشته ایم دخترم را از منزل فراری داده بچه ها حاضر به جدایی (ما) هستند بیشتر از همه فحش های بد و رکیک به من می دهد. خودش هم چند بار گفت جدا بشویم بهتر است.
وکلای خوانده اظهار داشتند موکله همسر شرعی و قانونی خواهان می باشد و حدود 32 سال زندگی مشترک داشتند و زوجه حاضر به طلاق نیست و ادامه زندگی مشترک را دوست دارد ولی از آنجا که مطابق قانون طلاق حق مرد بوده و خواستار صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق می باشد، با توجه به مطالب معنونه تقاضای صدور حکم مبنی بر پرداخت کلیه حقوق قانونی موکله (مهریه ـ نفقه ـ نحله ـ اجرت المثل) را داریم. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر می نماید.
خواهان طی لایحه آقای ع. م. به عنوان داور خود معرفی می نماید و در جلسه فوق العاده شرأیط داوری به نامبرده تفهیم گردید. خانم ک. ح. نیز از ناحیه خود آقای ج. الف. را به عنوان داور معرفی کرده است. داور زوج نظریه خود را طی شرحی تقدیم داشته و پیوست پرونده می باشد در تاریخ 22/1/90 در وقت فوق العاده شرأیط داوری به داور مذکور تفهیم شد سپس آقای م. گ.
وکیل پایه یک دادگستری طی لایحه با پیوست نمودن وکالت نامه خود را به عنوان وکیل خواهان معرفی نموده است. داور زوجه نیز نظریه خود را طی شرحی اعلام و ضمیمه پرونده می باشد. دادگاه به تاریخ 27/4/90 در وقت مقرر تشکیل است. دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین به شرح دادنامه شماره 275ـ27/4/90 مبادرت به صدور رأی می نماید. دادگاه استدلال کرده است به اینکه چونکه تلاش دادگاه برأی اصلاح ذات البین مؤثر واقع نگردید، لذا با توجه به اصرار زوج به طلاق دادگاه ضمن اجابت خواسته به مستفاد از ماده 1133 قانون مدنی و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق، مبادرت به صدور گواهی عدم امکان سازش نموده و به زوج اجازه می دهد که به یکی از دفاتر رسمی طلاق مراجعه با رعایت شرأیطی که ذیلاً درج می گردد نسبت به اجرا و ثبت واقعه طلاق اقدام نماید؛
شرأیط عبارتند از 1ـ مهریه زوجه مبلغ سی و پنج هزار تومان بوده که زوجه به نرخ روز مطالبه کرده است دادگاه با محاسبه اعلام کرده در زمان اجرأی صیغه طلاق مبلغ 7478000 تومان زوج مکلف است پرداخت کند 2ـ در مورد جهیزیه زوجه وکلای وی اعلام کرده اند تمامی وسایل مستهلک شده و ادعایی ندارد 3ـ نفقه ایام عده بنا بر اقرار زوجه وی یائسه است لذا ایام عده ندارد 4ـ زوجین دارأی چهار فرزند هستند که همگی بالغ هستند 5ـ حضانت منتفی است 6ـ ملاقات فرزند حق انتخاب دارند 7ـ اجرت المثل با توافق مقرر شد زوج مبلغ سیزده میلیون و پانصد هزار تومان در حق زوجه پرداخت نماید. نوع طلاق بائن ( یائسه) است. پس از ابلاغ دادنامه خانم ک. ح. با وکالت خانم ها ر. ن. و الف. خ.
از مرکز امور مشاوران قوه قضاییه طی دادخواست و لایحه نسبت به دادنامه صادره اعتراض نمودند و پرونده به شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر استان مازندران ارجاع گردیده است شعبه مذکور پس از رسیدگی با استدلال به اینکه با توجه به جهات و دلایل استنادی آن و توافق صورت گرفته در خصوص اجرت المثل اعتراض را وارد ندانسته ضمن رد آن به شرح دادنامه شماره 946ـ26/8/90 دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید می نماید دادنامه صادره به تاریخ 3/11/90 به احد از وکلای تجدیدنظرخواه ( خانم ر. ن. ) ابلاغ و مشارالیها ( تجدیدنظرخواه) با وکالت خانم ها ر. ن. و الف. خ. وکلای پایه یک دادگستری از مرکز امور مشاوران قوه قضاییه طی دادخواست نسبت به دادنامه صادره فرجامخواهی کردند و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. ملاحظه می شود که موضوع فرجامخواهی به وکیل فرجام خوانده ابلاغ ولی از ناحیه وی و وکیلش لایحه واصل نگردیده است.