متن رأی
با توجه به این که آقای (د. الف. ) فرزند (ح. ) با وکالت خانم (ظ. ن. ) در دادخواست تقدیمی علیه (س. ) تقاضای الزام خوانده به برقراری مستمری را مطرح نموده است و مدعی است: مرحوم (ح. الف. ) در سال 58 فوت نموده و خانم (الف. الف. ) مستمری بگیر پس از (ح. الف. ) بوده و آقای (د. الف. ) قیم آقای (ج. الف. ) است و مطابق حکم شماره 300ـ2/3/83 دادگاه عمومی شعبه 45 تهران آقای (ج. الف. ) محجور بوده و حکم حجر وی از تاریخ قطعیت حکم مذکور قابل اجرا می باشد.
از طرفی خانم (الف. الف. ) در تاریخ 27/12/86 فوت نموده است و در زمان حیات خانم (الف. الف. )، آقای (ج. الف. ) از حقوق و مستمری مرحوم پدرشان در کنار مادرش استفاده می نموده و بعد از فوت مادرش قادر به ادامه زندگی خود نیست، لذا تقاضای برقراری مستمری آقای (ج. الف. ) را دارد.
خوانده در لایحه دفاعیه با استناد به بند «ج»; ماده 86 قانون استخدام کشوری، لزوم تحت تکفل بودن افراد واجد شرأیط دریافت مستمری در زمان حیات متوفی را یادآور شده است و از کارافتادگی آقای (ج. الف. ) را به موجب گواهی شماره. . . پزشکی قانونی استان تهران، 24 سال بعد از فوت پدرش اعلام نموده است و معلوم نیست که در این مدت وی تحت تکفل چه کسی بوده است، لذا واجد شرأیط دریافت مستمری نیست.
با عنایت به محتویات پرونده و ملاحظه شرح شکایت و اسناد و مدارک ضمیمه، هر چند دادنامه شماره 1456ـ20/5/83 دادگاه عمومی شعبه 247 تهران مبنی بر محجوریت آقای (ج. الف. ) و حکم حجر شماره 300ـ2/3/83 و گواهی شماره. . . پزشکی قانونی و حکایت از صدق گفتار خواهان دارد، لیکن نظر به این که اولاً، محجوریت وی پس از فوت پدرش بوده است و چندین سال با داشتن خانواده و مستقل از پدر و در حال افاقه زندگی کرده است. ثانیاً، دارأی فرزندانی است که علی القاعده می بایست در وضعیت کنونی واجب النفقه و تحت تکفل آنان قرار گیرد، لذا واجد شرأیط دریافت مستمری موضوع خواسته نبوده و به استناد ماده 86 قانون استخدام کشوری و بند ج ماده مذکور که شاکی از شمول آن خارج است و مستنداً به مواد 7 و13 قانون دیوان عدالت اداری، رأی به رد شکایت صادر و اعلام می نماید. رأی صادره قطعی است. رئیس شعبه 23 دیوان عدالت اداری ـ مستشار شعبه فرجی ـ اسکندری