یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: صدور حکم بر ثبوت رابطه زوجیت دائم فی ما بین مورث خواندگان با موکله

🗓 1405/05/16⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیتجدیدنظر
تاریخ رأی1405/05/16
شماره دادنامه860
شماره پروندهثبت نشده
📄

متن رأی

درتاریخ 3/11/89 خانم ن. ع. با وکالت آقای الف. ر.

وکیل پایه یک دادگستری دادخواستی به طرفیت خانم ها و آقایان 1- ز. 2- ز. 3- ف. 4- م. 5- ی. 6- الف. همگی ر. فرزند مرحوم س. 7- الف. ط. زوجه متوفی به خواسته صدور حکم بر ثبوت رابطه زوجیت دائم فی ما بین مورث خواندگان با موکله تقدیم دادگستری مرند نموده و با استناد به مدارک پیوست خلاصتاً توضیح داده که موکله حدود 35 سال است با مورث خواندگان در شهرستان مرند روستای زال در زیر یک سقف زندگی می نمایند که زوجه دائمه مورث خواندگان بوده است در حالی که خواندگان منکر رابطه زوجیت دائمی ایشان می باشند واز ادای حق و حقوق موکله استنکاف می نمایند، تقاضای رسیدگی و استماع شهادت شهود و تحقیق محلی و نهایتاً صدورحکم شایسته را دارد. رسیدگی به شعبه سوم دادگاه حقوقی شهرستان مرند ارجاع شده واین دادگاه به تاریخ 12/2/90 جلسه رسیدگی با حضور وکلای طرفین که آقای ح. ق. وکالت نامه خود را به وکالت از خواندگان تقدیم نموده است، تشکیل گردیده نخست وکیل خواهان اظهار داشته موکله حدود 35 سال قبل از مورث خواندگان عقد دائمی نکاح را منعقد نموده از آن‌جاکه اصل سند مفقود گشته مجدداً حدود 7 سال پیش محتوای کپی تقدیمی با انگشت طرفین ( خانم ن.

و س. ر. ) تأیید شده است که شهود نیز ذیل آن را امضاء نموده اند و. . . در طول مدت 35 سال در روستای زال از توابع شهرستان مرند با همدیگر زندگی می نمایند که تمام اهالی روستای زال شاهد قضیه هستند. خواندگان محترم اعتقاد به نکاح موقت دارند یعنی در اصل نکاح اختلافی نیست بلکه در دائم وغیردائم بودن آن اختلاف است که مدعی زن. . . مطابق فتوای تقدیمی فقها ادعای خواهان با توجه به شیاع در روستا و اطلاع اهالی روستا از دائم بودن عقد، تقاضای مداقه و استماع اظهارات شهود را دارد.

وکیل خواندگان اظهارداشته مطالب به شرح لایحه دفاعیه تقدیمی است ( لایحه تقدیمی در 9 برگ می باشد و مستندات ابرازی وکیل زوجه عبارت از کپی عقدنامه و استفتائیه مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی است که همان فتوای فقهای مشهور است ) دادگاه باتوجه به اینکه وکلای طرفین اختلاف در نوع عقد نکاح دارند که موقت است یا دائم، از شهود ساکن روستای زال تحقیق به عمل آورده که شاهد اول به نام آقای ع. ی. متولد 1316، خیاط، اظهار داشته: من می دانم این خانم زوجه آقای س. بوده اما نمی دانم عقد دائمی بوده است یا غیردائمی بوده است و قبل از انقلاب ازدواج نموده اند. شاهد دوم به نام آقای الف. ط. متولد 1311 شغل بازنشسته بمانند اظهارات شاهد اول ادای گواهی نموده و اینکه فقط می داند 35 سال همسر ایشان بوده است ویک-سال هم به مغان برده در همانجا زندگی کرده اند وشاهد سوم آقای م. م.

75 ساله بازنشسته اظهارداشته: من نمی دانم عقد دائمی بوده است یاغیر دائمی بوده است، منتها در منزل امضاء وانگشت زده اند که زن وشوهر می باشند ) دادگاه با توجه به اظهارات شهود فوق الذکر که نتوانسته اند شهادت بدهند که عقد دائمی است و یا منقطع می باشد و فقط شهادت داده اند که زن و شوهر بوده اند فلذا مستنداً به ماده 270 قانون آیین دادرسی مدنی قرار اتیان سوگند صادر و مقرر داشته دفتر وقت رسیدگی تعیین و وکلای طرفین و زوجه برأی اتیان سوگند دعوت شوند و در اخطاریه قید گردد پاک بیایند که با تشکیل جلسه مورخه 12/4/90 به دلیل ذکر شده در صورتجلسه رسیدگی غیرممکن اعلام و جلسه تحلیف خواهان تجدید گردیده و در این خلال از جانب زوجه مرحوم س. علاوه بر وکالت آقای ت. و. وکالت آقای ع. ف. مجتمعاً و منفرداً اضافه گردیده و آقای ح. ق. را که قبلاً با وکالت در توکیل مصوب نموده بوده است عزل می نماید.

همچنین از جانب آقای ت. و. احدی از وکلای خانم ط. لایحه ای تقدیم و طی آن ضمن اعتذار از عدم امکان حضور در جلسه اتیان سوگند موکله اش خانم ط. متذکر گردیده که ( در مسائل حکمی قسم وجود ندارد و قسم در مسائل موضوعی است و خواسته خواهان با قسم قابل اثبات نیست فلذا استدعا دارد تصمیم قانونی اتخاذ فرمائید ) مآلاً جلسه اتیان سوگند به تاریخ 26/6/90 آماده اجرأی قرار مرقوم گردیده و آقای الف. ر.

وکیل خانم ن. ع. اظهارداشته موکله حاضر برأی اداء سوگند می باشد و وکیل خوانده خانم ط. ( آقای ف. ) اظهار داشته سوگند در جهت اثبات موضوع است [نه] حکم و سپس خانم ن. ع. در پاسخ به سؤال دادگاه در مورد آمادگی برأی اتیان سوگند در مقابل قرآن به وحدانیت خداوند متعال بر دائمی بودن عقد اظهار داشته ( بلی سوگند یاد می کنم که عقد ما با مرحوم س. ر. عقد دائمی بوده است ) و در پایان جلسه دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه شماره 860 - 26/6/90 با توجه به جاری شدن مقررات سوگند طبق فتاوای فقهاء، حکم بر اثبات زوجیت دائمی خواهان با مرحوم س. ر. فرزند ن. به شماره شناسنامه 3133 متولد 1314 صادر و اعلام می دارد. وکلای خانم الف. ط.

نسبت به دادنامه فوق الذکر تجدیدنظرخواهی نموده اند و ضمن تکرار ایراد عدم وجود جایگاهی برأی قسم در مانحن فیه بیان داشته اند استناد دادگاه محترم به مجمع المسائل مرحوم فاضل لنکرانی قانونی نیست چرا که اولاً در موقت بودن عقد تجدیدنظرخوانده شکی وجود ندارد و اسناد و دلایل پیوست پرونده است ثانیاً مورث موکل فوت نموده ثالثاً عقدنامه ای از سوی تجدیدنظرخوانده پیوست پرونده شده که اصل آن ارائه نگردیده و در این عقدنامه به مدت یک سال اسارت رفته است فلذا آنچه که مسلم است رابطه زوجیت با قسم قابل اثبات نیست به ویژه که یکی از طرفین عقد فوت نموده و اسناد و مدارک بر موقت بودن عقد دلالت دارد که هیچ یک از این ها توسط دادگاه محترم بدوی مورد لحاظ قرار نگرفته و از این حیث در دادنامه بدوی حقوق موکله تضییع شده [و] استدعای نقض آن را دارند. از ناحیه آقای الف. ر.

وکیل خانم ن. ع. نیز لایحه ای واصل و خلاصتاً پاسخ داده ازدواج مرحوم س. با موکله در روستای زال محل سکونت مشارالیها در 35 سال قبل اتفاق افتاده و نامبرده قبل از ازدواج با آن مرحوم همسر عموی آقای س. بوده که فوت کرده و چون مرحوم س.

با خانواده خود در مرند اختلاف داشته به روستای زال رفته و با همسر عموی خود ازدواج نموده که اهالی روستا از این موضوع با خبرند و بنده هم در طول مدت اقامتی که حدود 25 [سال] در روستا مزبور داشتم آنها را زن وشوهر قانونی می دانستم و شهود نیز رابطه زن و شوهری آنها در روستا را تأیید کرده اند و فقط یک سال به مغان رفته و در آنجا زندگی کرده اند و در سند عقدنامه ابرازی که کپی از نسخه اصل است که به دادگاه ارائه شده برأی زوجیت مدتی قید نشده و ادعای اینکه نسخه اصل آن وجود ندارد کذب محض است و برخلاف ادعای یک ساله بودن عقد زوجین به مدت 35 [سال] در کنار یکدیگر در روستای زال زندگی کرده اند و مدت یک سالی که در عقدنامه ذکر شده مربوط به تاریخ پرداخت مهریه بوده و شایان عرض است مورث تجدیدنظرخواهان ها سند نکاحیه عادی مذکور را حسب اعلام خود نزد شهود مفقود نموده بود که مجدداً در روی سند عادی کپی شده در منزل شاهد م. م.

تعرفه شده در برگ 38 پرونده اثر انگشت خویش ( هردو ) را در محضر شهود تکرار وتسجیل نموده اند که با توجه به اینکه انگشت زدن وی بر روی کپی آن دلیل بر قبول محتوای سند مذکور دارد حکایت از دائمی بودن عقد را داشته و دارد و اختلاف اساسی در اصل زوجیت 35 ساله نبوده بلکه در دوام وانقطاع آن بوده که به جهت آن اقدام به اتیان سوگند گردیده است تا اختلاف فیصله یابد و با توجه به استفتاآت قضائی انجام شده از سوی معاونت آموزش قوه قضائیه از متون فقهی و فتاوای فقهاء و مراجع عظام مضبوط در پرونده و مداقه در شرح لمعه و تحریرالوسیله که همگی متفق القول و نظریه مشهور فقهای امامیه نیز اذعان دارند که در صورت اختلاف در نوع عقد ادعای مدعی دوام عقد با ادای سوگند مقدم بر ادعای مدعی انقطاع است و این مطابق موازین شرعی و قانونی است تقاضای تأیید دادنامه بدوی را دارند. با ارجاع رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی این دادگاه در وقت اداری با بررسی محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه شماره 1143- 27/9/90 اعتراضات عنوان شده را وارد ندانسته و دادنامه بدوی را تأیید نموده است.

نسبت به این دادنامه در مهلت مقرر قانونی از ناحیه آقای ت. و.

وکیل خانم الف. ط. فرجام‌خواهی شده و اعتراضات وی و نیز جوابیه وکیل خانم ن. ع. همان است که در مراحل قبلی بیان شده است و در لایحه جوابیه ای نیز به این نکته اشاره شده که ادعای این است که اصل سند نکاحیه ارائه نشده کذب محض است چرا که در جلسه دادرسی مورخه 26/6/90 که همکار دیگر بنام آقای ف. حضور داشتند اصل سند جهت رؤیت ایشان و دادگاه محترم ارائه شده است. با وصول پرونده به دیوان عالی کشور و ارجاع آن به این شعبه اینک هیأت شعبه در تاریخ فوق تشکیل [گردیده] است و پس از بررسی محتویات پرونده و قرائت گزارش آقای نآیینی و انجام مشاوره چنین رأی می دهد. نظریه اقلیت = دادنامه فرجام خواسته از حیث نقص در اجرأی قسم مخدوش است زیرا در صفحه 73 پرونده بدوی درجلسه مورخ 26/6/90 آمده است « بلی سوگند یاد می کنم که عقد ما با مرحوم س. ر.

عقد دائمی بوده است »; قضات محترم مستحضرند که طبق ماده 281 قانون آیین دادرسی مدنی سوگند باید با لفظ جلاله ( والله، بالله، تالله) یا نام خداوند متعال به سایر زبان ها باشد جمله به کار رفته از سوی خانم مشارالیها نه لفظ جلاله مذکور است و نه نام خداوند متعال به زبان مثلاً فارسی است بلکه اعلام آمادگی برأی اتیان سوگند است ولی سوگند اجراء نشده است علی هذا عقیده دارم رأی فرجام خواسته نقض و پرونده به همان شعبه جهت رفع نقص مذکور ارسال گردد. مستشار - جعفرالهی

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید