<div class="dv-law-page" dir="rtl">
<style id="dv-1532-toc-rtl">#ez-toc-container.dv-rtl-toc{direction:rtl!important;text-align:right!important;margin-right:0!important;margin-left:auto!important}#ez-toc-container.dv-rtl-toc nav,#ez-toc-container.dv-rtl-toc ul,#ez-toc-container.dv-rtl-toc li,#ez-toc-container.dv-rtl-toc a{direction:rtl!important;text-align:right!important}#ez-toc-container.dv-rtl-toc ul{padding-left:0!important;margin-left:0!important;padding-right:1.25em!important;margin-right:0!important}#ez-toc-container.dv-rtl-toc ul.ez-toc-list{padding-right:0!important}#ez-toc-container.dv-rtl-toc .ez-toc-title{direction:rtl!important;text-align:right!important}#ez-toc-container.dv-rtl-toc .ez-toc-title-toggle{float:left!important}</style>
<p><strong>قانون امور حسبی؛ مواد ۱۰۳ تا ۲۷۵</strong> مقررات تعیین امین، غایب مفقودالاثر و بخش عمده اداره، مهر و موم، تحریر و تصفیه ترکه را در بر می گیرد.</p>
<div class="dv-source" style="padding:14px 16px;margin:18px 0;border-right:4px solid #1e73be;background:#f5f9fd">
<p><strong>منبع و وضعیت بازبینی:</strong> متن با <a href="https://qavanin.ir/Law/TreeText/?IDS=5855336716322644674" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سامانه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران</a> تطبیق داده شد (آخرین بازبینی: ۱۱ شهریور ۱۴۰۵).
اصلاحات و الحاقات نمایش داده شده در متن رسمی حفظ شده اند.</p>
<p><strong>نکات کاربردی</strong></p>
<p><strong>صلاحیت امور ترکه:</strong> نقطه شروع معمولاً آخرین اقامتگاه متوفی در ایران است؛ اگر چنین اقامتگاهی وجود نداشته باشد، مواد ۱۶۳ و ۱۶۴ معیار بعدی را تعیین می کنند.</p>
<p><strong>مهر و موم با تحریر ترکه متفاوت است:</strong> مهر و موم برای حفظ فوری اموال است؛ تحریر ترکه فهرست برداری و تعیین دارایی ها و دیون را دنبال می کند.</p>
<p><strong>دیون پیش از تقسیم:</strong> هزینه های ضروری و دیون متوفی باید مطابق ترتیب قانونی از ترکه پرداخت شود و قبول یا رد ترکه آثار جداگانه ای برای وارث دارد.</p>
<p><strong>صفحات مرتبط:</strong> <a href="https://dadvarzyar.com/%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%ad%d8%b3%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%af%d9%87-1-%d8%aa%d8%a7-102/">مواد ۱ تا ۱۰۲</a> | مواد ۱۰۳ تا ۲۷۵ | <a href="https://dadvarzyar.com/%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b1-%d8%ad%d8%b3%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%b5%d9%88%d8%a8-1319/">مواد ۲۷۶ تا ۳۷۸</a></p>
<p><strong>متن رسمی مواد ۱۰۳ تا ۲۷۵</strong></p>
<h2>باب چهارم – امور راجع بامین</h2>
<p id="m103"><strong>ماده ۱۰۳</strong></p>
<p>علاوه بر مواردیکه مطابق قانون مدنی تعیین امین میشود در موارد زیر نیز امین معین خواهد شد:</p>
<p>۱ – برای اداره سهم الارثی که ممکن است از ترکه متوفی به جنین تعلق گیرد در صورتیکه جنین ولی یا وصی نداشته باشد.</p>
<p>۲ ـ برای اداره اموالی که به مصارف عمومی اختصاص داده شده و مدیری نداشته باشد.</p>
<p id="m104"><strong>ماده ۱۰۴</strong></p>
<p>کسیکه در اثر کبر سن یا بیماری و امثال آن از اداره تمام و یا بعض اموال خود عاجز شده میتواند از دادگاه بخواهد که برای اداره اموال او امین معین شود.</p>
<p id="m105"><strong>ماده ۱۰۵</strong></p>
<p>تعیین امین برای جنین در دادگاه شهرستانی بعمل میآید که مادر جنین در حوزه آن دادگاه اقامت دارد و برای کسیکه عاجز از اداره اموال خود است دادگاه شهرستانی که شخص نامبرده در حوزه آن اقامت دارد و در سایر مواردی که احتیاج به تعیین امین پیدا میشود دادگاه شهرستانی صالح است که در حوزه آن دادگاه احتیاج بتعیین امین حاصل شده است.</p>
<p id="m106"><strong>ماده ۱۰۶</strong></p>
<p>سایر امور مربوطه بامین با دادگاهی است که امین را تعیین کرده است.</p>
<p id="m107"><strong>ماده ۱۰۷</strong></p>
<p>در مورد جنین دادستان و اقربای جنین و در مورد مصارف عمومی دادستان و هر ذی نفعی میتواند از دادگاه درخواست تعیین امین نماید.</p>
<p id="m108"><strong>ماده ۱۰۸</strong></p>
<p>دادستان میتواند اشخاصی را که برای سمت امانت مناسب باشند بدادگاه معرفی نموده و دادگاه پس از احراز لزوم تعیین امین از بین اشخاص نامبرده یا اشخاص دیگر که طرف اعتماد باشند یک یا چند نفر را بسمت امین معین مینماید.</p>
<p id="m109"><strong>ماده ۱۰۹</strong></p>
<p>مادر جنین در صورت داشتن صلاحیت بر دیگران مقدم است و در صورت عدم صلاحیت یا عدم قبول او اقربای نسبی و سببی جنین بر دیگران مقدم خواهند بود.</p>
<p id="m110"><strong>ماده ۱۱۰</strong></p>
<p>در غیر مورد جنین پدر و جد و مادر و اولاد و زن و شوهر کسیکه امین برای اداره اموال او معین میشود با داشتن صلاحیت بترتیب مذکور بر دیگران تقدم دارند و در صورت نبودن اشخاص مذکور سایر اقربا بر دیگران مقدم هستند.</p>
<p id="m111"><strong>ماده ۱۱۱</strong></p>
<p>دادگاه میتواند علاوه بر امین یک یا چند نفر را بعنوان ناظر معین نماید.</p>
<p id="m112"><strong>ماده ۱۱۲</strong></p>
<p>در صورت تعدد امین و ناظر دادگاه باید حدود اختیارات آنها را معین نماید و نیز میتواند وظائف امناء متعدد را تفکیک کند.</p>
<p id="m113"><strong>ماده ۱۱۳</strong></p>
<p>حفظ و نظارت اموال در مواردیکه محتاج به تعیین امین است مادام که امین معین نشده بعهده دادستانی است که اموال در حوزه او یافت میشود.</p>
<p id="m114"><strong>ماده ۱۱۴</strong></p>
<p>در خارج ایران مامورین کنسولی ایران حق دارند برای اداره اموال ایرانیان که محتاج به تعیین امین و واقع در حوزه ماموریت آنهاست موقتا نصب امین نمایند و باید تا ده روز پس از نصب امین مدارک عمل خود را بوسیله وزارت امور خارجه بوزارت دادگستری بفرستند نصب امین نامبرده وقتی قطعی میگردد که دادگاه شهرستان تهران تصمیم مأمور کنسولی را تنفیذ کند.</p>
<p id="m115"><strong>ماده ۱۱۵</strong></p>
<p>وظایف و اختیاراتی که بموجب قانون و نظامات مربوطه در مورد دخالت دادستانها در امور محتاج بتعیین امین مقرر است در خارج ایران بعهده مأمورین کنسولی خواهد بود.</p>
<p id="m116"><strong>ماده ۱۱۶</strong></p>
<p>اگر در عهود و قراردادهای منعقده بین دولت ایران و دولتی که مأمور کنسولی مأموریت خود را در کشور آن دولت اجرا میکند ترتیبی بر خلاف مقررات دو ماده فوق اتخاذ شده باشد مأمورین مذکور مفاد آن دو ماده را تا حدی که با مقررات عهدنامه یا قرارداد مخالف نباشد اجراء خواهند کرد.</p>
<p id="m117"><strong>ماده ۱۱۷</strong></p>
<p>اشخاصی که نباید بقیمومت منصوب شوند بسمت امین معین نخواهند شد.</p>
<p id="m118"><strong>ماده ۱۱۸</strong></p>
<p>کسی که بعنوان عجز از اداره اموال برای او امین معین شده اگر تصرفی در اموال خود بنماید نافذ است و امین نمیتواند او را ممانعت نماید.</p>
<p id="m119"><strong>ماده ۱۱۹</strong></p>
<p>مقررات راجع بوظائف و اختیارات و مسئولیت قیم شامل امین غائب و جنین هم میشود.</p>
<p id="m120"><strong>ماده ۱۲۰</strong></p>
<p>سمت امینی که برای جنین معین شده است پس از تولد طفل زائل میشود و در غیر اینمورد نیز پس از زوال سببی که موجب تعیین امین شده است سمت امین زائل خواهد شد.</p>
<p id="m121"><strong>ماده ۱۲۱</strong></p>
<p>مقررات راجع بعزل قیم نسبت به امین هم جاری است.</p>
<p id="m122"><strong>ماده ۱۲۲</strong></p>
<p>امینی که برای اداره اموال مربوطه بمصارف عمومی تعیین میشود باید بترتیبی که مقرر شده و موافق مصلحت اموال را اداره و در مصارف مخصوصه که مقرر شده است صرف نماید.</p>
<p id="m123"><strong>ماده ۱۲۳</strong></p>
<p>امینی که برای اداره اموال عاجز معین میشود بمنزله وکیل عاجز است و احکام وکیل نسبت به او جاری است.</p>
<p id="m124"><strong>ماده ۱۲۴</strong></p>
<p>امین باید در ظرف سه روز پس از ابلاغ با رعایت مدت مسافت مذکور در آئین دادرسی مدنی قبول یا عدم قبول سمت امانت را به دادگاه اطلاع دهد و اگر در اینمدت قبول خود را اطلاع نداد شخص دیگری معین خواهد شد مگر اینکه قبل از تعیین دیگری قبول سمت امانت را به دادگاه اطلاع دهد که در این صورت همان شخص به سمت امانت باقی خواهد ماند.</p>
<p id="m125"><strong>ماده ۱۲۵</strong></p>
<p>هزینه حفظ و اداره اموالی که برای آن امین معین شده است از اموال نامبرده برداشته خواهد شد.</p>
<p>باب چهارم – راجع به غائب مفقودالاثر</p>
<p>فصل اول – در صلاحیت دادگاه</p>
<h2>باب چهارم – راجع به غائب مفقودالاثر</h2>
<h3>فصل اول – در صلاحیت دادگاه</h3>
<p id="m126"><strong>ماده ۱۲۶</strong></p>
<p>امور راجع بغائب مفقودالاثر با دادگاه شهرستان محلی است که آخرین اقامتگاه غائب در آن محل بوده.</p>
<p id="m127"><strong>ماده ۱۲۷</strong></p>
<p>هرگاه آخرین اقامتگاه غائب در خارج از ایران باشد دادگاهی برای رسیدگی بامور غائب صالح است که آخرین محل سکونت غائب در حوزه آن دادگاه بوده.</p>
<p id="m128"><strong>ماده ۱۲۸</strong></p>
<p>هرگاه غائب در ایران اقامتگاه یا محل سکنی نداشته یا اقامتگاه و محل سکنای او در ایران معلوم نباشد دادگاه محلی برای رسیدگی بامور غائب صالح است که ورثه غائب در آن محل اقامت یا سکنی دارند.</p>
<p id="m129"><strong>ماده ۱۲۹</strong></p>
<p>در صورتیکه ورثه غائب در ایران معلوم نباشد دادگاهی صالح است که غائب در آنجا مال دارد.</p>
<p>فصل دوم – در تعیین امین</p>
<h3>فصل دوم – در تعیین امین</h3>
<p id="m130"><strong>ماده ۱۳۰</strong></p>
<p>دادستان و اشخاص ذی نفع از قبیل وراث و بستانکار حق دارند از دادگاه درخواست تعیین امین برای اداره اموال غائب بنمایند.</p>
<p id="m131"><strong>ماده ۱۳۱</strong></p>
<p>پس از وصول درخواست تعیین امین دادگاه در خصوص غیبت و اینکه غائب کسی را برای اداره اموال خود معین کرده است یا نه تحقیق نموده و پس از احراز غیبت و وجود شرایط ماده ۱۰۱۲ قانون مدنی تعیین امین مینماید.</p>
<p id="m132"><strong>ماده ۱۳۲</strong></p>
<p>کسیکه در زمان غیبت غائب عملا متصدی امور او باشد در موقع تعیین امین برای غائب آن شخص بر دیگران مقدم خواهد بود.</p>
<p id="m133"><strong>ماده ۱۳۳</strong></p>
<p>غائبی که تابعیت او مشکوک است تابع مقررات راجع بتبعه ایران است.</p>
<p id="m134"><strong>ماده ۱۳۴</strong></p>
<p>سایر احکام امین غائب مطابق احکام مذکور در قانون مدنی و باب سوم این قانون است.</p>
<p id="m135"><strong>ماده ۱۳۵</strong></p>
<p>بعد از صدور حکم موت فرضی غائب یا معلوم شدن موت حقیقی یا زنده بودن غائب سمت امین زایل می شود.</p>
<p>فصل سوم – دادن اموال بطور موقت بتصرف ورثه</p>
<h3>فصل سوم – دادن اموال بطور موقت بتصرف ورثه</h3>
<p id="m136"><strong>ماده ۱۳۶</strong></p>
<p>بعد از گذشتن دو سال تمام از آخرین خبر غائب ورثه او می توانند از دادگاه درخواست کنند که دارائی غائب بتصرف آنها داده شود.</p>
<p id="m137"><strong>ماده ۱۳۷</strong></p>
<p>درخواست باید کتبی و مشتمل بر امور زیر باشد:</p>
<p>۱ – نام و مشخصات درخواست کننده.</p>
<p>۲ – مشخصات غائب.</p>
<p>۳ – تاریخ غیبت.</p>
<p>۴ – ادله و جهاتی که بموجب آن درخواست کننده حق این درخواست را برای خود قائل است.</p>
<p id="m138"><strong>ماده ۱۳۸</strong></p>
<p>پس از وصول درخواست نامه دادگاه با حضور درخواست کننده و دادستان بدلائل درخواست رسیدگی مینماید و نیز راجع باقامتگاه غائب و تاریخ غیبت و معلوم نبودن محل او بازجوئی لازم نموده و در صورت احراز صلاحیت درخواست کننده آگهی مشتمل بر درخواست نامبرده و دعوت اشخاصی که از غائب اطلاعی دارند برای اظهار اطلاع به دادگاه ترتیب می دهد.</p>
<p id="m139"><strong>ماده ۱۳۹</strong></p>
<p>آگهی مذکور فوق در سه دفعه متوالی هر کدام بفاصله یکماه منتشر می شود و پس از یکسال از تاریخ نشر آخرین آگهی در صورت وجود شرایط مذکور در ماده ۱۰۲۵ و ۱۰۲۶ قانون مدنی اموال غائب بتصرف ورثه او داده میشود.</p>
<p id="m140"><strong>ماده ۱۴۰</strong></p>
<p>در صورتیکه غائب برای اداره اموال خود کسی را معین کرده باشد و آن کس فوت شود یا بجهت دیگری صلاحیتش برای اداره اموال از بین برود امین برای اداره اموال معین می گردد و اموال بتصرف ورثه داده نمی شود تا حکم موت فرضی غائب صادر شود.</p>
<p id="m141"><strong>ماده ۱۴۱</strong></p>
<p>هرگاه در بین اموال غائب مال ضایع شدنی باشد ورثه یا امین که اموال غائب بتصرف آنها داده شده آن مال را فروخته و از نتیجه فروش با رعایت مصلحت غائب مالی خریداری و یا اقدام دیگری که بصرفه غائب باشد مینماید.</p>
<p id="m142"><strong>ماده ۱۴۲</strong></p>
<p>هر یک از امین و ورثه که اموال غائب به تصرف آنها داده شده است می توانند با اجازه دادستان اموال منقوله غائب را که مورد احتیاج نیست فروخته و از پول آن مال دیگری که موافق مصلحت غائب باشد خریداری و یا اقدام دیگری که بصرفه غائب باشد بنمایند.</p>
<p id="m143"><strong>ماده ۱۴۳</strong></p>
<p>در موردی که اموال غائب بورثه تسلیم می شود هرگاه وصیتی شده باشد اموال مورد وصیت بوصی یا موصی له داده میشود مشروط باینکه مطابق ماده ۱۰۲۶ قانون مدنی تأمین بدهند.</p>
<p id="m144"><strong>ماده ۱۴۴</strong></p>
<p>ورثه و وصی و موصی له که اموال غائب موقتا به آنها تسلیم می شود باید اموال را با رعایت مصلحت غائب حفظ و اداره نمایند و آنها در اداره اموال غائب بمنزله وکیل او خواهند بود.</p>
<p id="m145"><strong>ماده ۱۴۵</strong></p>
<p>در مورد تسلیم اموال بامین یا ورثه دادگاه بدرخواست یکی از ورثه یا امین صورتی از اموال و اسناد غائب تنظیم مینماید و این صورت در دفتر دادگاه بایگانی میشود و اشخاص ذینفع میتوانند از آن رونوشت بگیرند.</p>
<p id="m146"><strong>ماده ۱۴۶</strong></p>
<p>در صورتیکه ورثه درخواست کنند صورت اموال با حضور دادستان تنظیم و بهای اموال بتوسط کارشناس معین و در صورت اموال بهای آنها قید شود دادگاه درخواست نامبرده را می پذیرد و هزینه ارزیابی از مال غائب برداشته خواهد شد.</p>
<p id="m147"><strong>ماده ۱۴۷</strong></p>
<p>نفقه اشخاص واجب النفقه غائب و دیون غائب از وجوه نقد یا منافع اموال او داده میشود و در صورت عدم کفایت از اموال منقوله فروخته خواهد شد و اگر اموال منقول هم کافی نباشد از اموال غیرمنقول فروخته میشود.</p>
<p id="m148"><strong>ماده ۱۴۸</strong></p>
<p>در غیر مورد ماده قبل ورثه و امین حق ندارند اموال غیرمنقول غائب را بفروشند یا رهن بگذارند.</p>
<p id="m149"><strong>ماده ۱۴۹</strong></p>
<p>در دعوی بر غائب ورثه یا امین که مال بتصرف آنها داده شده طرف دعوی خواهند بود و همچنین ورثه یا امین حق دارند برای وصول مطالبات غائب اقامه دعوی نمایند.</p>
<p id="m150"><strong>ماده ۱۵۰</strong></p>
<p>در موردیکه اموال غائب بتصرف ورثه یا امین داده شده باشد دادگاه میتواند حق الزحمه متناسبی از درآمد اموال برای ورثه یا امین معین نماید هزینه حفظ و اداره اموال غائب از اموال غائب برداشته میشود.</p>
<p id="m151"><strong>ماده ۱۵۱</strong></p>
<p>هرگاه بین ورثه غائب غائبی بوده که محتاج بتعیین امین باشد برای او نیز امینی معین و سهم شخص غائب بامین سپرده میشود.</p>
<p id="m152"><strong>ماده ۱۵۲</strong></p>
<p>هرگاه بین ورثه غائب محجوری باشد سهم او به ولی یا قیم یا وصی سپرده خواهد شد.</p>
<p>فصل چهارم – در حکم موت فرضی</p>
<h3>فصل چهارم – در حکم موت فرضی</h3>
<p id="m153"><strong>ماده ۱۵۳</strong></p>
<p>اشخاص زیر میتوانند از دادگاه درخواست صدور حکم موت فرضی غائب را بنمایند:</p>
<p>۱ – ورثه غائب.</p>
<p>۲ – وصی و موصی له.</p>
<p id="m154"><strong>ماده ۱۵۴</strong></p>
<p>درخواست باید کتبی و مشتمل بر امور زیر باشد:</p>
<p>۱ – مشخصات غائب.</p>
<p>۲ – تاریخ غیبت.</p>
<p>۳ – دلائلی که بموجب آن درخواست کننده حق درخواست صدور حکم موت فرضی را دارد.</p>
<p>۴ – ادله و اسنادی که مطابق ماده ۱۰۲۰ و ۱۰۲۱ و ۱۰۲۲ قانون مدنی ممکن است بموجب آن ادله و اسناد درخواست حکم موت فرضی غائب را نمود.</p>
<p id="m155"><strong>ماده ۱۵۵</strong></p>
<p>پس از وصول درخواست نامه دادگاه اظهارات و دلائل درخواست کننده را در نظر گرفته و در صورتیکه اظهارات و دلائل نامبرده را موجه دانست آگهی مطابق ماده ۱۰۲۳ قانون مدنی ترتیب میدهد و این آگهی در سه دفعه متوالی هر کدام بفاصله یکماه منتشر میشود و جلسه رسیدگی بدرخواست بفاصله یکسال از تاریخ نشر آخرین آگهی معین میگردد.</p>
<p> مقررات این ماده در صورتی اجراء میشود که قبلا در زمینه درخواست تصرف اموال آگهی نشده باشد و چنانچه مطابق ماده ۱۰۲۵ قانون مدنی آگهی شده باشد دادگاه بآن اکتفا مینماید.</p>
<p id="m156"><strong>ماده ۱۵۶</strong></p>
<p>رسیدگی با حضور درخواست کننده و دادستان بعمل میآید عدم حضور درخواست کننده مانع رسیدگی نیست.</p>
<p id="m157"><strong>ماده ۱۵۷</strong></p>
<p>دادگاه میتواند هرگونه تحقیق که مقتضی بداند بنماید و پس از احراز موجبات صدور حکم موت فرضی حکم میدهد.</p>
<p id="m158"><strong>ماده ۱۵۸</strong></p>
<p>حکم باید مشتمل بر امور زیر باشد:</p>
<p>۱ – نام و نام خانواده درخواست کننده.</p>
<p>۲ – مشخصات غائب.</p>
<p>۳ – دلایل و مستندات حکم.</p>
<p>۴ – تاریخ صدور حکم.</p>
<p id="m159"><strong>ماده ۱۵۹</strong></p>
<p>درخواست کننده میتواند از رد درخواست خود و دادستان از حکم موت فرضی پژوهش بخواهد و رای پژوهش قابل فرجام نیست.</p>
<p id="m160"><strong>ماده ۱۶۰</strong></p>
<p>بعد از قطعیت حکم موت فرضی تامیناتی که از امین یا ورثه گرفته شده است مرتفع میشود.</p>
<p id="m161"><strong>ماده ۱۶۱</strong></p>
<p>در هر موقع که موت حقیقی یا زنده بودن غائب معلوم شود اقداماتیکه راجع بموت فرضی او بعمل آمده است بلااثر خواهد شد مگر اقداماتیکه برای حفظ و اداره اموال غائب شده است.</p>
<p>باب پنجم – در امور راجع بترکه</p>
<p>فصل اول – در صلاحیت</p>
<h2>باب پنجم – در امور راجع بترکه</h2>
<h3>فصل اول – در صلاحیت</h3>
<p id="m162"><strong>ماده ۱۶۲</strong></p>
<p>امور راجع بترکه عبارت است از اقداماتی که برای حفظ ترکه و رسانیدن آن به صاحبان حقوق میشود از قبیل مهر و موم و تحریر ترکه و اداره ترکه و غیره.</p>
<p id="m163"><strong>ماده ۱۶۳</strong></p>
<p>امور راجع بترکه با دادگاه بخشی است که آخرین اقامتگاه متوفی در ایران در حوزه آن دادگاه بوده و اگر متوفی در ایران اقامتگاه نداشته با دادگاهی است که آخرین محل سکنای متوفی در حوزه آن دادگاه بوده.</p>
<p id="m164"><strong>ماده ۱۶۴</strong></p>
<p>هرگاه متوفی در ایران اقامتگاه یا محل سکنی نداشته دادگاهی صالح است که ترگه در آنجا واقع شده و اگر ترکه در جاهای مختلف باشد دادگاهی که مال غیرمنقول در حوزه آن واقع است صلاحیت خواهد داشت و اگر اموال غیرمنقول در حوزه های متعدد باشد صلاحیت با دادگاهی است که قبلا شروع باقدام کرده.</p>
<p id="m165"><strong>ماده ۱۶۵</strong></p>
<p>هرگاه تمام یا قسمتی از اموال متوفی در حوزه دادگاهی غیر از دادگاهی که مطابق مواد فوق صالح است باشد دادگاهی که اموال در حوزه آن دادگاه است اقدامات راجع به حفظ اموال متوفی را از قبیل مهر و موم بعمل آورده رونوشت صورت مجلس عملیات خود را بدادگاهی که مطابق دو ماده فوق برای رسیدگی بامور ترکه صالح است میفرستند.</p>
<p>فصل دوم – در مهر و موم</p>
<h3>فصل دوم – در مهر و موم</h3>
<p id="m166"><strong>ماده ۱۶۶</strong></p>
<p>دادگاه بخش مهر مخصوصی برای مهر و موم ترکه خواهد داشت و نمونه آن باید نزد رئیس دادگاه شهرستان باشد.</p>
<p id="m167"><strong>ماده ۱۶۷</strong></p>
<p>اشخاص مذکور زیر میتوانند درخواست مهر و موم ترکه را بنمایند:</p>
<p>۱ – هر یک از ورثه متوفی یا نماینده قانونی آنها.</p>
<p>۲ – موصی له در صورتی که وصیت به جزء مشاع شده باشد.</p>
<p>۳ – طلبکار متوفی که طلب او مستند بسند رسمی یا حکم قطعی باشد بمقدار طلب در صورتی که در مقابل طلب رهن نبوده و ترتیب دیگری هم برای تامین طلب نشده باشد.</p>
<p>۴ – کسیکه از طرف متوفی بعنوان وصایت معین شده باشد.</p>
<p id="m168"><strong>ماده ۱۶۸</strong></p>
<p>دادگاه بخش در موارد زیر پس از اطلاع اقدام بمهر و موم می نماید:</p>
<p>۱ – در موردی که کسی که در خانه استیجاری یا مهمانخانه و امثال آن فوت شده و کسی برای حفظ اموال او نباشد.</p>
<p>۲ – در صورتیکه از اموال دولتی یا عمومی نزد متوفی امانت باشد.</p>
<p> در مورد شق اول این ماده مالک خانه یا مدیر مهمانخانه و امثال آنها مکلفند به دادگاه بخش اطلاع بدهند.</p>
<p id="m169"><strong>ماده ۱۶۹</strong></p>
<p>در مورد شق ۲ ماده فوق مهر و موم فقط نسبت باموال دولتی یا عمومی که نزد متوفی امانت بوده است بعمل میآید مگر اینکه اشخاص صلاحیتدار درخواست مهر و موم نسبت به بقیه اموال را بنمایند.</p>
<p id="m170"><strong>ماده ۱۷۰</strong></p>
<p>در صورتیکه قبل از حضور دادرس دادگاه بخش در محل ترکه اقدام فوری برای حفظ ترکه لازم باشد اقدام مزبور بتوسط دادستان و در جائیکه دادستان نباشد بتوسط کلانتری محل و اگر مامورین شهربانی نباشند بتوسط دهبان با حضور دو نفر معتمد محلی بعمل میآید و در مورد مداخله دهبان دادستان می تواند در هر دهستان که مقتضی بداند دهبان را از مداخله منع کرده و صاحب دفتر رسمی یا یکی از مامورین دولتی یا دو نفر معتمد محلی را متفقا بانجام این کار مامور نماید مامورین نامبرده مراتب را در صورتمجلس نوشته و آنرا بدادگاه بخش میفرستند.</p>
<p id="m171"><strong>ماده ۱۷۱</strong></p>
<p>در هر موردی که از طرف مامورین مذکور در ماده قبل ترکه مهر و موم میشود مامورین نامبرده کلید قفلهائیرا که بر روی آن مهر و موم خورده است در پاکت یا لفافی مهر و موم نموده و بدادگاه بخش میفرستند.</p>
<p id="m172"><strong>ماده ۱۷۲</strong></p>
<p>در صورتیکه بین ورثه محجوری باشد که ولی یا وصی یا قیم نداشته باشد دادرس باید پس از مهر و موم مراتب را بدادستان اطلاع دهد که جهت تعیین قیم اقدام نماید.</p>
<p id="m173"><strong>ماده ۱۷۳</strong></p>
<p>در صورتی که بین ورثه غائبی باشد که برای اداره اموال خود نماینده نداشته باشد اگر محل غائب معلوم است دادرس مهر و موم ترکه را باو اطلاع می دهد و اگر محل غائب معلوم نباشد بدادستان اطلاع خواهد داد که در صورت اقتضا جهت تعیین امین برای او اقدام کند.</p>
<p id="m174"><strong>ماده ۱۷۴</strong></p>
<p>رئیس دادگاه در مواردی که باید اقدام بمهر و موم شود فورا باید خود یا بوسیله کارمند علی البدل اقدام بمهر و موم نماید و اگر علتی موجب تاخیر این اقدام گردد علت مذکور را در صورت مجلس می نویسد.</p>
<p id="m175"><strong>ماده ۱۷۵</strong></p>
<p>وقت مهر و موم را دادگاه به اشخاصی که ذینفع بداند اطلاع می دهد ولی نباید این امر موجب تاخیر مهر و موم شود.</p>
<p id="m176"><strong>ماده ۱۷۶</strong></p>
<p>در موقع مهر و موم صورت مجلسی مشتمل بر امور زیر تنظیم می شود:</p>
<p>۱ – تاریخ سال و ماه و روز و ساعتی که اقدام بمهر و موم شده است.</p>
<p>۲ – نام و مشخصات کسیکه مباشر مهر و موم است.</p>
<p>۳ – علتی که موجب مهر و موم شده است.</p>
<p>۴ – نام و مشخصات و محل اقامت کسیکه درخواست مهر و موم نموده و اگر دادرس بنظر خود اقدام بمهر و موم کرده باشد این نکته را در صورت مجلس مینویسد.</p>
<p>۵ – نام و مشخصات و اظهارات اشخاص ذینفع که در موقع مهر و موم حاضر بوده اند.</p>
<p>۶ – تعیین جائیکه ترکه در آنجا مهر و موم شده از قبیل اطاق – صندوقخانه و گنجه.</p>
<p>۷ – وصف اجمالی از اشیائیکه مهر و موم نشده است.</p>
<p>۸ – اموال در محل خود مهر و موم شده است یا محل آن تغییری داده شده.</p>
<p>۹ – نگهبان در صورتیکه معین شده باشد با ذکر اینکه نگاهبان را دادرس مستقلا معین کرده یا بر حسب معرفی اشخاص ذینفع.</p>
<p>۱۰ – اظهار کتبی و صریح با قید التزام از کلیه اشخاصیکه با متوفی در یکجا زندگی کرده و یا اموال در تصرف آنها بوده مشعر بر اینکه چیزی از اموال متوفی را خارج یا مخفی نکرده و مطلع نیستند که دیگری بطور مستقیم یا غیرمستقیم اموال متوفی را برده یا مخفی کرده است.</p>
<p id="m177"><strong>ماده ۱۷۷</strong></p>
<p>صورت مجلس مذکور فوق باید بامضاء کسی که مباشر مهر و موم است و اشخاص ذینفع برسد و در صورتیکه اشخاص مزبور نخواهند یا نتوانند امضاء کنند مراتب در صورت مجلس ذکر می شود.</p>
<p id="m178"><strong>ماده ۱۷۸</strong></p>
<p>کلید قفل هائی که روی آن مهر و موم شده در دادگاه بخش بایگانی و این امر در صورت مجلس قید می شود.</p>
<p id="m179"><strong>ماده ۱۷۹</strong></p>
<p>نسبت باموالی که مهر و موم آن ممکن نیست صورت اجمالی از آن برداشته شده و در صورت لزوم نگاهبانی بر آن میگمارند.</p>
<p id="m180"><strong>ماده ۱۸۰</strong></p>
<p>در صورتی که از اموال دولتی یا عمومی نزد متوفی امانت باشد اموال نامبرده در همان محلی که متوفی گذارده است مهر و موم خواهد شد مگر اینکه موجبی برای تغییر محل باشد.</p>
<p id="m181"><strong>ماده ۱۸۱</strong></p>
<p>هرگاه در حین مهر و موم ترکه وصیتنامه یا برگهای دیگری پیدا شود که در لفافی مهر و موم شده باشد دادرس مشخصات اوراق و چگونگی مهر و موم و عنوانی که روی آن نوشته شده و نشانه روی لفاف را در صورت مجلس نوشته دادرس و حاضرین اگر معروف باشند و بتوانند امضاء کنند امضاء می نمایند و اگر امتناع از امضاء نمایند امتناع آنها از امضاء نوشته می شود.</p>
<p id="m182"><strong>ماده ۱۸۲</strong></p>
<p>لفاف مذکور در ماده فوق بدادگاهی که برای رسیدگی بامور ترکه صالح است فرستاده میشود.</p>
<p id="m183"><strong>ماده ۱۸۳</strong></p>
<p>اگر از عنوان روی لفاف یا علائم دیگری معلوم شود که برگها متعلق بغیر متوفی است دادرس برگها را بصاحبان آن رد نموده و رسید دریافت می نماید و مشخصات آنرا در صورت مجلس می نویسد و اگر صاحبان برگها حاضر نباشند آنرا تامین می نماید تا صاحبان آنها مطالبه نمایند.</p>
<p> حکم این ماده در موردی جاری است که معارضی نباشد و الا مطابق ماده قبل رفتار خواهد شد.</p>
<p id="m184"><strong>ماده ۱۸۴</strong></p>
<p>هرگاه وصیت نامه در لفاف نباشد دادرس اوصاف آنرا در صورت مجلس نوشته آنرا بدادگاهی که برای رسیدگی بامور ترکه صالح است میفرستد.</p>
<p id="m185"><strong>ماده ۱۸۵</strong></p>
<p>دادگاهی که لفاف مذکور در مواد فوق بآنجا فرستاده شده است آنرا باز می کند و در صورتی که برگ ها جزو ترکه باشد امانت نگاه میدارد و الا اگر صاحبان آن حاضر باشند بآنها داده میشود و اگر حاضر نیستند محفوظ میماند تا صاحبان آن حاضر شوند و اگر معلوم نباشد که برگها متعلق بکیست برگها در دادگاه میماند تا صاحب آن معلوم شود.</p>
<p id="m186"><strong>ماده ۱۸۶</strong></p>
<p>اگر بدادرس در ضمن عملیات مهر و موم اطلاعی راجع بوجود وصیت نامه داده شود دادرس جستجو نموده و چنانچه وصیت نامه موجود باشد بترتیب مذکور در ماده ۱۸۳ عمل می کند.</p>
<p id="m187"><strong>ماده ۱۸۷</strong></p>
<p>در مواردی که وصیت نامه معتبری بنظر دادرس میرسد که آن وصیت نامه مشتمل بر امور فوری باشد دادرس اجازه میدهد که امور مذکور انجام داده شود.</p>
<p id="m188"><strong>ماده ۱۸۸</strong></p>
<p>در موقع مهر و موم یا برداشتن مهر و موم اشیاء یا نوشتجاتی که داخل در ترکه نبوده و متعلق بزن یا شوهر متوفی یا متعلق بغیر باشد بصاحبان آنها رد و مشخصات اشیاء نامبرده در صورت مجلس نوشته میشود.</p>
<p id="m189"><strong>ماده ۱۸۹</strong></p>
<p>آن مقدار از اثاث البیت و غیره که برای زندگانی عیال و اولاد متوفی ضرورت دارد و همچنین اشیائیکه قابل مهر و موم نیست مهر و موم نمی شود و اشیاء مزبور در صورت مجلس توصیف می گردد.</p>
<p id="m190"><strong>ماده ۱۹۰</strong></p>
<p>هزینه که برای کفن و دفن متوفی با رعایت شئون او لازم و ضروری است از وجوه نقد برداشته می شود و اگر وجه نقد نباشد از ترکه برداشته شده و بفروش می رسد و بقیه مهر و موم خواهد شد.</p>
<p id="m191"><strong>ماده ۱۹۱</strong></p>
<p>در صورتی که متوفی مالی نداشته یا مال قابل مهر و موم نباشد دادرس صورت مجلسی تنظیم نموده و این مطلب را در آن قید می نماید.</p>
<p id="m192"><strong>ماده ۱۹۲</strong></p>
<p>بعد از تحریر ترکه درخواست مهر و موم پذیرفته نمیشود و اگر در اثناء تحریر ترکه درخواست مهر و موم بشود فقط آن مقداری که تحریر نشده است مهر و موم می گردد.</p>
<p id="m193"><strong>ماده ۱۹۳</strong></p>
<p>اشیاء ضایع شدنی یا اشیائی که نگاهداری آنها مستلزم هزینه بی تناسب است یا اموال کم قیمتی که حمل و نقل و نگاهداری آنها مستلزم زحمت و اشغال مکان وسیعی است ممکن است مهر و موم نشود و در اینصورت اگر اشیاء نامبرده مورد احتیاج اشخاص واجب النفقه نباشد فروخته شده و پول آن در صندوق دادگستری یا یکی از بانک های معتبر تودیع می شود.</p>
<p>فصل سوم – در برداشتن مهر و موم</p>
<h3>فصل سوم – در برداشتن مهر و موم</h3>
<p id="m194"><strong>ماده ۱۹۴</strong></p>
<p>کسانیکه حق درخواست مهر و موم ترکه را دارند می توانند رفع مهر و موم را هم درخواست نمایند.</p>
<p id="m195"><strong>ماده ۱۹۵</strong></p>
<p>درخواست برداشتن مهر و موم از دادگاه بخشی میشود که برای رسیدگی بامور ترکه صالح است و هرگاه ترکه در حوزه دادگاه بخش دیگری باشد دادگاه بخش محل وجود ترکه بدستور دادگاه مذکور اقدام برفع مهر و موم مینماید و صورت مجلس مربوط باین عمل را بدادگاهی که دستور برداشتن مهر و موم را داده است میفرستد.</p>
<p id="m196"><strong>ماده ۱۹۶</strong></p>
<p>دادگاه بخشی که مهر و موم را برمیدارد روز و ساعت برداشتن مهر و موم را معین و به عموم وراث و وصی و موصی لهم که معروف و محل اقامت آنها در حوزه آن دادگاه بخش باشد ابلاغ می نماید.</p>
<p id="m197"><strong>ماده ۱۹۷</strong></p>
<p>نسبت به اشخاص ذینفع که محل اقامت آنها خارج از حوزه دادگاه بخش باشد ابلاغ وقت به آنها لازم نیست و اگر وقت باشخاص مذکور اطلاع داده نشود دادگاه بجای آنها متصدی دفتر رسمی یا یکنفر از معتمدین محل را معین و او را دعوت میکند که با حضور او مهر و موم برداشته شود.</p>
<p id="m198"><strong>ماده ۱۹۸</strong></p>
<p>عدم حضور اشخاصی که وقت برداشتن مهر و موم بآنها اطلاع داده شده مانع از برداشتن مهر و موم نخواهد بود.</p>
<p id="m199"><strong>ماده ۱۹۹</strong></p>
<p>در صورتیکه بین ورثه غائب یا محجور باشد رفع مهر و موم بعد از تعیین وکیل یا امین برای غائب و تعیین قیم برای محجور بعمل خواهد آمد.</p>
<p id="m200"><strong>ماده ۲۰۰</strong></p>
<p>دادرس دادگاه بخش میتواند برداشتن مهر و موم را خود انجام دهد یا بکارمند علی البدل رجوع نماید.</p>
<p id="m201"><strong>ماده ۲۰۱</strong></p>
<p>در موقع برداشتن مهر و موم صورت مجلسی مشتمل بر امور زیر تنظیم میشود:</p>
<p>۱ – تاریخ – ساعت – روز – ماه – سال با تمام حروف.</p>
<p>۲ – نام و مشخصات درخواست کننده.</p>
<p>۳ – حضور و اظهارات اشخاص ذینفع و نمایندگان آنها و اشخاصی که دادگاه بخش دعوت کرده است.</p>
<p>۴ – مهر و موم صحیح و بی عیب بوده یا دست خورده با توصیف کامل از دستخوردگی.</p>
<p>۵ – نام و سمت کسی که مهر و موم را برمیدارد.</p>
<p>۶ – امضاء کسی که مهر و موم را برمیدارد و سایر حاضرین.</p>
<p id="m202"><strong>ماده ۲۰۲</strong></p>
<p>در موقع برداشتن مهر و موم صورت ریز آنچه از ترکه مهر و موم شده مطابق ترتیب مذکور در تحریر ترکه برداشته خواهد شد و اگر تنظیم صورت ریز ترکه در یک جلسه تمام نشود در آخر هر جلسه آنقسمتی از ترکه که مهر و موم آن برداشته شده مجدداً مهر و موم میشود.</p>
<p id="m203"><strong>ماده ۲۰۳</strong></p>
<p>اگر در ضمن ترکه اشیاء یا نوشتجاتی متعلق به غیر باشد و صاحبان آنها استرداد آنرا درخواست نمایند باید بکسیکه حق گرفتن اشیاء و نوشتجات را دارد رد شود و هرگاه صاحبان اشیاء و نوشتجات حاضر نباشند اشیاء و نوشتجات نامبرده حفظ میشود تا بصاحبان آنها رد شود.</p>
<p id="m204"><strong>ماده ۲۰۴</strong></p>
<p>در موارد زیر مهر و موم بدون تنظیم صورت ریز ترکه برداشته میشود:</p>
<p>۱ – در صورتیکه درخواست کننده مهر و موم درخواست رفع مهر و موم را بدون تنظیم صورت ریز ترکه نماید و بین ورثه محجور یا غائب و علت دیگری برای مهر و موم یا تحریر ترکه نباشد.</p>
<p>۲ – در صورتیکه مهر و موم بدرخواست بستانکار بعمل آمده و ورثه پرداخت طلب او را تعهد نمایند یا بستانکار با برداشتن مهر و موم بدون تنظیم صورت ریز ترکه رضایت دهد و علت دیگری برای مهر و موم یا تحریر ترکه نباشد.</p>
<p>۳ – اگر علت مهر و موم قبل از برداشتن مهر و موم یا در جریان آن مرتفع شود.</p>
<p id="m205"><strong>ماده ۲۰۵</strong></p>
<p>هرگاه بین ورثه غائب یا محجور باشد و همچنین در صورتیکه وارث متوفی معلوم نباشد در موقع برداشتن مهر و موم ترکه باید تحریر شود.</p>
<p>فصل چهارم – در تحریر ترکه</p>
<h3>فصل چهارم – در تحریر ترکه</h3>
<p id="m206"><strong>ماده ۲۰۶</strong></p>
<p>مقصود از تحریر ترکه تعیین مقدار ترکه و دیون متوفی است.</p>
<p id="m207"><strong>ماده ۲۰۷</strong></p>
<p>درخواست تحریر ترکه از ورثه یا نماینده قانونی آنها و وصی برای اداره اموال پذیرفته میشود.</p>
<p id="m208"><strong>ماده ۲۰۸</strong></p>
<p>امین غائب و قیم محجور باید در ظرف ده روز از تاریخ تعیین و ابلاغ سمت نامبرده بآنها در صورتیکه ترکه تحریر نشده باشد درخواست تحریر ترکه نمایند.</p>
<p id="m209"><strong>ماده ۲۰۹</strong></p>
<p>در صورتیکه سهم محجور از ترکه متوفائی قبل از تعیین قیم معین نشده باشد قیم باید بمحض انتصاب خود درخواست تحریر ترکه نماید و همچنین است در صورتیکه پس از تعیین قیم سهمی از ترکه متوفائی بمحجور برسد.</p>
<p id="m210"><strong>ماده ۲۱۰</strong></p>
<p>دادگاه بخش برای تحریر ترکه وقتی را که کمتر از یکماه و بیش از سه ماه از تاریخ نشر آگهی نباشد معین کرده و در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار آگهی میدهد که ورثه یا نماینده قانونی آنها بستانکاران و مدیونین بمتوفی و کسان دیگری که حقی بر ترکه متوفی دارند در ساعت و روز معین در دادگاه برای تحریر ترکه حاضر شوند.</p>
<p> علاوه بر آگهی فوق برای هر یک از ورثه یا نماینده قانونی آنها و وصی و موصی له اگر معین و در حوزه دادگاه مقیم باشند برای حضور در وقت مقرر احضاریه فرستاده میشود.</p>
<p id="m211"><strong>ماده ۲۱۱</strong></p>
<p>هرگاه میزان ترکه کمتر از یکهزار ریال باشد آگهی مذکور در ماده فوق لازم نیست و دادگاه وقتی را برای تحریر ترکه معین کرده و باشخاص ذینفع که معلوم و در حوزه دادگاه مقیم باشند اطلاع میدهد.</p>
<p id="m212"><strong>ماده ۲۱۲</strong></p>
<p>غیبت اشخاصی که احضار شده اند مانع از تحریر ترکه نخواهد بود.</p>
<p id="m213"><strong>ماده ۲۱۳</strong></p>
<p>برای تحریر ترکه صورتی از ترکه برداشته میشود و این صورت باید مشتمل بر امور زیر باشد:</p>
<p>۱ – توصیف اموال منقول با تعیین بهاء آن.</p>
<p>۲ – تعیین اوصاف و وزن و عیار نقره و طلا آلات.</p>
<p>۳ – مبلغ و نوع نقدینه.</p>
<p>۴ – بهاء و نوع برگهای بهاء دار.</p>
<p>۵ – اسناد با ذکر خصوصیات آنها.</p>
<p>۶ – نام رقبات غیرمنقول.</p>
<p id="m214"><strong>ماده ۲۱۴</strong></p>
<p>ارزیابی اموال منقول بتوسط ارزیابیکه مورد تراضی ورثه یا مورد اعتماد دادرس باشد بعمل میآید.</p>
<p id="m215"><strong>ماده ۲۱۵</strong></p>
<p>مطالبات و بدهی متوفی که به موجب احکام نهایی و اسناد رسمی یا دفاتر و برگهای مربوط به متوفی یا اقرار مدیونین و ورثه مسلم است نیز در صورت ترکه نوشته میشود.</p>
<p id="m216"><strong>ماده ۲۱۶</strong></p>
<p>در موقع تحریر ترکه صورت مجلسی برداشته میشود که مشتمل بر امور زیر باشد:</p>
<p>۱ – نام و سمت متصدی تحریر ترکه.</p>
<p>۲ – نام و مشخصات کسانیکه احضار شده و کسانیکه حاضر شده اند.</p>
<p>۳ – محلیکه تحریر ترکه در آنجا صورت میگیرد.</p>
<p>۴ – اظهارات اشخاص راجع بدارائی و بدهی و ترکه متوفی.</p>
<p>۵ – نام و مشخصات کسیکه اسناد و اموال باو داده میشود.</p>
<p id="m217"><strong>ماده ۲۱۷</strong></p>
<p>اگر در ضمن ترکه دفاتر بازرگانی باشد جاهای سفید آن با دو خط متقاطع پر میشود و اگر دفاتر مطابق قانون پلمپ نشده باشد متصدی تحریر ترکه صفحات دفتر را امضاء مینماید و اگر بین صفحه هائی که نوشته شده جای سفید مانده باشد آنجا دو خط متقاطع کشیده می شود.</p>
<p id="m218"><strong>ماده ۲۱۸</strong></p>
<p>در مدتیکه ترکه تحریر میشود تصرف در ترکه ممنوع است مگر تصرفاتی که برای اداره و حفظ ترکه لازم است.</p>
<p id="m219"><strong>ماده ۲۱۹</strong></p>
<p>عملیات اجرائی راجع به بدهی متوفی در مدت تحریر ترکه معلق میماند.</p>
<p id="m220"><strong>ماده ۲۲۰</strong></p>
<p>مرور زمان نسبت به مطالبات متوفی در مدت تحریر ترکه جاری نمیشود.</p>
<p id="m221"><strong>ماده ۲۲۱</strong></p>
<p>دعاوی راجعه بترکه یا بدهی متوفی در مدت تحریر ترکه توقیف میشود ولی بدرخواست مدعی ممکن است خواسته تأمین شود.</p>
<p id="m222"><strong>ماده ۲۲۲</strong></p>
<p>صورت ترکه و همچنین صورت مجلس تحریر ترکه در دفتر دادگاه بایگانی میشود و اشخاص ذینفع میتوانند بآن مراجعه نموده و رونوشت بگیرند.</p>
<p id="m223"><strong>ماده ۲۲۳</strong></p>
<p>هرگاه در موقع تحریر ترکه اختلافاتی بین ورثه راجع باداره ترکه باشد دادگاه سعی میکند که اختلاف آنها بطریق مسالمت مرتفع شود و الا بدرخواست یکی از ورثه کسی را از ورثه یا غیر آنها برای حفظ ترکه موقتا معین مینماید.</p>
<p id="m224"><strong>ماده ۲۲۴</strong></p>
<p>خاتمه تحریر ترکه بورثه اطلاع داده میشود و هرگاه ورثه یا اقامتگاه آنها معین نباشد اطلاع مزبور به وسیله آگهی در روزنامه خواهد شد.</p>
<p>فصل پنجم – راجع بدیون متوفی</p>
<p>مبحث اول – استیفاء دین از ترکه</p>
<h3>فصل پنجم – راجع بدیون متوفی</h3>
<p id="m225"><strong>ماده ۲۲۵</strong></p>
<p>دیون و حقوقیکه بعهده متوفی است بعد از هزینه کفن و دفن و تجهیز متوفی و سایر هزینه های ضروری از قبیل هزینه حفظ و اداره ترکه باید از ترکه داده شود.</p>
<p id="m226"><strong>ماده ۲۲۶</strong></p>
<p>ورثه ملزم نیستند غیر از ترکه چیزی به بستانکاران بدهند و اگر ترکه برای اداء تمام دیون کافی نباشد ترکه مابین تمام بستانکاران به نسبت طلب آنها تقسیم میشود مگر اینکه آن را بدون شرط قبول کرده باشند که در این صورت مطابق ماده ۲۴۶ مسئول خواهند بود.</p>
<p> در موقع تقسیم دیونی که بموجب قوانین دارای حق تقدم و رجحان هستند رعایت خواهد شد بستانکاران زیر هر یک بترتیب حق تقدم بر دیگران دارند:</p>
<p> الف – حقوق خدمه خانه برای مدت سال آخر قبل از فوت.</p>
<p>ب – حقوق خدمتگذاران بنگاه متوفی برای مدت ششماه قبل از فوت.</p>
<p>ج – دستمزد کارگرانی که روزانه یا هفتگی مزد میگیرند برای مدت سه ماه قبل از فوت.</p>
<p> طلب اشخاصیکه مال آنها بعنوان ولایت یا قیمومت تحت اداره متوفی بوده نسبت بمیزانیکه متوفی از جهت ولایت و یا قیمومت مدیون شده است.</p>
<p> این نوع طلب در صورتی دارای حق تقدم خواهد بود که موت در دوره قیمومت یا ولایت و یا در ظرف یک سال بعد از آن واقع شده باشد.</p>
<p> طلب پزشک و داروفروش و مطالباتیکه بمصرف مداوای متوفی و خانواده اش در ظرف سال قبل از فوت رسیده است.</p>
<p> طبقه چهارم</p>
<p> الف – نفقه زن مطابق ماده ۱۲۰۶ قانون مدنی.</p>
<p>ب – مهریه زن تا میزان ده هزار ریال.</p>
<p> سایر بستانکاران.</p>
<p id="m227"><strong>ماده ۲۲۷</strong></p>
<p>اگر چیزی از ترکه در مقابل دینی رهن باشد مرتهن نسبت به مال مرهون بر سایر بستانکاران مقدم است و اگر بهای مال مرهون از طلب مرتهن زاید باشد مقدار زاید مابین بستانکاران تقسیم میشود و اگر کمتر باشد مرتهن نسبت به باقی مانده طلب خود مانند سایر بستانکاران خواهد بود.</p>
<p id="m228"><strong>ماده ۲۲۸</strong></p>
<p>ورثه میتوانند دیون را از ترکه یا از مال خود ادا نمایند.</p>
<p id="m229"><strong>ماده ۲۲۹</strong></p>
<p>تصرفات ورثه در ترکه از قبیل فروش و صلح و هبه و غیره نافذ نیست مگر بعد از اجازه بستانکاران و یا اداء دیون.</p>
<p id="m230"><strong>ماده ۲۳۰</strong></p>
<p>ورثه در مقابل بستانکاران ضامن نقص یا تلف ترکه نیستند مگر اینکه نقص یا تلف مستند بتقصیر آنها باشد.</p>
<p id="m231"><strong>ماده ۲۳۱</strong></p>
<p>دیون مؤجل متوفی بعد از فوت حال میشود.</p>
<p id="m232"><strong>ماده ۲۳۲</strong></p>
<p>دعوی بر میت اعم از دین یا عین باید بطرفیت ورثه و یا نماینده قانونی آنها اقامه شود هر چند ترکه در ید وارث نباشد لیکن مادامی که ترکه بدست آنها نرسیده است مسئول اداء دیون نخواهند بود.</p>
<p id="m233"><strong>ماده ۲۳۳</strong></p>
<p>اثبات دعوی بطرفیت بعضی از ورثه نسبت بسهم همان بعض مؤثر است و وارث دیگر که طرف دعوی نبوده میتواند بر حکمی که بطرفیت بعضی از ورثه صادر شده اعتراض نماید.</p>
<p id="m234"><strong>ماده ۲۳۴</strong></p>
<p>ورثه میتوانند برای اثبات طلب یا حقی برای متوفی اقامه دعوی کنند هر چند بعد از ثبوت حق چیزی عاید آنها نشود مثل اینکه دین متوفی مستغرق ترکه او باشد.</p>
<p id="m235"><strong>ماده ۲۳۵</strong></p>
<p>بستانکار از متوفی نیز در صورتی که ترکه بمقدار کافی برای اداء دین در ید ورثه نباشد می تواند بر کسی که او را مدیون متوفی میداند یا مدعی است که مالی از ترکه متوفی در ید او است اقامه دعوی کند.</p>
<p id="m236"><strong>ماده ۲۳۶</strong></p>
<p>در مورد ماده قبل اگر طلب از متوفی محرز نباشد مدعی باید طلب خود را از متوفی بطرفیت ورثه اثبات و پس از آن دعوی خود را بر کسی که مدیون متوفی یا مالی از متوفی نزد او میداند اقامه کند و میتواند بر هر دو در یک دادخواست اقامه دعوی نماید.</p>
<p id="m237"><strong>ماده ۲۳۷</strong></p>
<p>در مواردی که برای اداء دیون متوفی وصی معین شده است اثبات دین بطرفیت وصی و ورثه خواهد شد.</p>
<p id="m238"><strong>ماده ۲۳۸</strong></p>
<p>در مورد ترکه متوفای بلاوارث که مدیر ترکه معین میشود اثبات دین بطرفیت مدیر ترکه می گردد.</p>
<p id="m239"><strong>ماده ۲۳۹</strong></p>
<p>در دعاوی راجع بعین طرف دعوی کسی است که عین در دست او است خواه وارث باشد یا غیروارث مگر اینکه آن کس مقر باشد که عین جزو ترکه است که در این صورت مدعی باید برای اثبات ادعای خود بر تمام ورثه اقامه دعوی نماید.</p>
<p id="m240"><strong>ماده ۲۴۰</strong></p>
<p>ورثه متوفی میتوانند ترکه را قبول کرده که دیون متوفی را بپردازند و یا ترکه را واگذار و رد کنند که به بستانکاران داده شود و نیز میتوانند قبول یا رد خود را منوط بتحریر ترکه نمایند و پس از تحریر ترکه دیون و ترکه را مطابق صورت تحریر قبول یا رد نمایند و یا تصفیه ترکه را از دادگاه بخواهند.</p>
<p id="m241"><strong>ماده ۲۴۱</strong></p>
<p>قیم محجور و امین غائب نمیتوانند ترکه و دیون را بطور مطلق قبول نمایند ولی میتوانند مطابق صورت تحریر ترکه قبول کنند.</p>
<p>مبحث دوم – قبول ترکه</p>
<p id="m242"><strong>ماده ۲۴۲</strong></p>
<p>قبول ترکه ممکن است صریح باشد یا ضمنی.</p>
<p> قبول صریح آنست که بموجب سند رسمی یا عادی قبول خود را بدادگاه اطلاع بدهند.</p>
<p> قبول ضمنی آنست که عملیاتی در ترکه نمایند که کاشف از قبول ترکه و اداء دیون باشد از قبیل بیع و صلح و هبه و رهن و امثال آن که بطور وضوح کشف از قبول ترکه نماید.</p>
<p id="m243"><strong>ماده ۲۴۳</strong></p>
<p>حفظ ترکه و جمع آوری درآمد و وصول مطالبات و بطور کلی اقدامات راجع باداره ترکه کاشف از قبول آن نخواهد بود.</p>
<p id="m244"><strong>ماده ۲۴۴</strong></p>
<p>اگر چیزی از ترکه در معرض تلف بوده یا حفظ آن محتاج بهزینه ای باشد که متناسب با بهای آن نیست وارث میتواند آن را بفروشد و این عمل قبول ضمنی ترکه محسوب نمیشود.</p>
<p> و همچنین در صورتیکه برای هزینه کفن و دفن میت و هزینه ضروری دیگر فروش قسمتی از ترکه لازم باشد این عمل قبول ضمنی ترکه محسوب نیست.</p>
<p id="m245"><strong>ماده ۲۴۵</strong></p>
<p>اگر وارثی قبل از قبول یا رد ترکه فوت کند ورثه آن وارث به جای او می توانند ترکه را قبول یا رد نمایند.</p>
<p id="m246"><strong>ماده ۲۴۶</strong></p>
<p>هرگاه بعضی از ورثه ترکه را قبول و بعضی رد نمایند ترکه باید تحریر شود و بعد از تحریر هم میتوانند قبول یا رد نمایند.</p>
<p id="m247"><strong>ماده ۲۴۷</strong></p>
<p>وارثی که ترکه را قبول کرده است مادامی که تصرف در ترکه نکرده میتواند رد نماید.</p>
<p id="m248"><strong>ماده ۲۴۸</strong></p>
<p>در صورتی که ورثه ترکه را قبول نمایند هر یک مسئول اداء تمام دیون به نسبت سهم خود خواهند بود مگر اینکه ثابت کنند دیون متوفی زاید بر ترکه بوده یا ثابت کنند که پس از فوت متوفی ترکه بدون تقصیر آنها تلف شده و باقیمانده ترکه برای پرداخت دیون کافی نیست که در این صورت نسبت به زائد از ترکه مسئول نخواهند بود.</p>
<p>مبحث سوم – رد ترکه</p>
<p id="m249"><strong>ماده ۲۴۹</strong></p>
<p>وارثی که ترکه را رد میکند باید کتباً یا شفاهاً بدادگاه اطلاع بدهد اطلاع مزبور در دفتر مخصوصی ثبت خواهد شد این رد نباید معلق یا مشروط باشد.</p>
<p id="m250"><strong>ماده ۲۵۰</strong></p>
<p>رد ترکه باید در مدت یکماه از تاریخ اطلاع وارث بفوت مورث بعمل آید اگر در مدت نامبرده رد ترکه بعمل نیاید در حکم قبول و مشمول ماده ۲۴۸ خواهد بود.</p>
<p id="m251"><strong>ماده ۲۵۱</strong></p>
<p>در صورتی که ترکه تحریر شده باشد مدت مذکور فوق از تاریخ ابلاغ خاتمه تحریر ترکه به وارث شروع میشود.</p>
<p id="m252"><strong>ماده ۲۵۲</strong></p>
<p>اگر وارثی قبل از رد ترکه فوت شود حق رد بورثه او منتقل میشود.</p>
<p id="m253"><strong>ماده ۲۵۳</strong></p>
<p>اگر وارث عذر موجهی برای عدم اظهار رد در مدت مقرر داشته باشد دادگاه میتواند مهلت مذکور را تمدید یا تجدید کند.</p>
<p id="m254"><strong>ماده ۲۵۴</strong></p>
<p>هرگاه تمام ورثه ترکه را رد نمایند در حکم ترکه متوفای بلاوارث بوده و مطابق مقررات فصل هشتم این باب رفتار میشود لیکن اگر از دیون متوفی زائدی بماند مال ورثه خواهد بود.</p>
<p>مبحث چهارم – قبول دیون مطابق صورت تحریر ترکه</p>
<p id="m255"><strong>ماده ۲۵۵</strong></p>
<p>در صورتیکه ورثه فقط مطابق صورت تحریر ترکه، ترکه و دیون را قبول کنند باید در ظرف مدت یکماه از تاریخ فوت مورث این مطلب را بدادگاه بخش اطلاع دهند در اینصورت ورثه ملزمند که دیون متوفی را در حدود صورت ترکه بپردازند هر چند بعد از تنظیم صورت تحریر ترکه ادعای طلب شده باشد.</p>
<p id="m256"><strong>ماده ۲۵۶</strong></p>
<p>اطلاع مذکور فوق در صورتی مؤثر است که قبلا ترکه تحریر شده یا بعداً تحریر شود.</p>
<p id="m257"><strong>ماده ۲۵۷</strong></p>
<p>بعد از تحریر ترکه نیز ورثه میتوانند در ظرف یکماه از تاریخ اطلاع بخاتمه تحریر ترکه قبول یا رد خود را اظهار نمایند و دادگاه بخش میتواند به حسب اقتضاء اینمدت را زیاد کند.</p>
<p id="m258"><strong>ماده ۲۵۸</strong></p>
<p>در صورتیکه بعضی از ورثه ترکه را قبول کرده و بعضی رد نمایند وارثی که ترکه را قبول کرده است اقدامات لازمه را برای اداره ترکه و اداء دیون و حقوق و وصول مطالبات و غیره انجام میدهد و وارثی که ترکه را رد کرده است حق هیچگونه اعتراضی بعملیات او ندارد لیکن اگر پس از تصفیه ترکه چیزی از ترکه بماند سهم الارث وارثی که ترکه را رد کرده است باو داده خواهد شد.</p>
<p> در اینصورت وارثی که ترکه را قبول کرده در ازای زحمتی که برای اداره کردن ترکه نسبت بسهم سایرین متحمل شده مستحق دستمزد خواهد بود تشخیص میزان دستمزد در صورت عدم تراضی با دادگاه است.</p>
<p id="m259"><strong>ماده ۲۵۹</strong></p>
<p>در صورت تحریر ترکه وارثی که در مدت مقرر قبول یا رد خود را اظهار نکرده باشد در حکم کسی است که مطابق صورت تحریر ترکه دیون را قبول کرده باشد.</p>
<p>مبحث پنجم – تصفیه</p>
<p id="m260"><strong>ماده ۲۶۰</strong></p>
<p>مقصود از تصفیه ترکه تعیین دیون و حقوق بر عهده متوفی و پرداخت آنها و خارج کردن مورد وصیت از ماترک است.</p>
<p id="m261"><strong>ماده ۲۶۱</strong></p>
<p>وصی و هر یک از ورثه میتوانند از دادگاه کتباً تصفیه ترکه را بخواهند.</p>
<p id="m262"><strong>ماده ۲۶۲</strong></p>
<p>هرگاه بعضی از ورثه ترکه را قبول کرده باشند سایر ورثه نمیتوانند تصفیه ترکه را بخواهند.</p>
<p id="m263"><strong>ماده ۲۶۳</strong></p>
<p>دادگاه بخش پس از درخواست تصفیه منتهی تا یک هفته یک یا چند نفر را بسمت مدیر تصفیه معین مینماید و آنها تحت نظر دادرس امور تصفیه را انجام میدهند.</p>
<p> و اگر اداره تصفیه در محل موجود باشد آنرا باداره نامبرده مراجعه مینمایند.</p>
<p> اداره تصفیه میتواند یک یا چند نفر را بسمت مدیر تصفیه معین نماید که تحت نظر آنها امور تصفیه را انجام دهند.</p>
<p id="m264"><strong>ماده ۲۶۴</strong></p>
<p>در صورتیکه متوفی وصی برای اداره اموال داشته باشد امر تصفیه بوصی واگذار میشود.</p>
<p id="m265"><strong>ماده ۲۶۵</strong></p>
<p>شکایت از عملیات مدیر تصفیه راجع بدادگاهی است که مدیر تصفیه را معین و دادرس بحسب اقتضاء مورد دستور لازم بمدیر تصفیه میدهد و نیز میتواند مدیر تصفیه را تغییر دهد.</p>
<p id="m266"><strong>ماده ۲۶۶</strong></p>
<p>پس از تعیین مدیر تصفیه اموال به مدیر تصفیه تسلیم میشود و در صورتی که ترکه تحریر نشده باشد مطابق فصل چهارم این باب تحریر میشود.</p>
<p id="m267"><strong>ماده ۲۶۷</strong></p>
<p>پس از تعیین حقوق و دیون متوفی و پرداخت آن و اخراج مورد وصیت اگر از ترکه چیزی باقی بماند باقیمانده ترکه بورثه داده میشود.</p>
<p id="m268"><strong>ماده ۲۶۸</strong></p>
<p>مدیر تصفیه باید مطالبات متوفی را وصول و از خراب و ضایع شدن اموالی که در معرض خرابی و تضییع است جلوگیری کرده و آنها را بفروش برساند در نگاهداری اموال مواظبت نموده و تعمیرات ضروری اموال غیرمنقول را بنماید از تعطیل کارخانه و یا تجارتخانه متوفی در صورتیکه دایر باشد جلوگیری کند – درآمد ترکه و محصول را جمع آوری نموده و نظر به مقتضیات انبار نماید و یا بفروش برساند مواد اولیه را که برای دائر ماندن بنگاه صنعتی و یا بازرگانی متوفی لازم است تحصیل و یا تجدید کند.</p>
<p id="m269"><strong>ماده ۲۶۹</strong></p>
<p>مدیر تصفیه کلیه اقداماتی که برای اداره ترکه لازم است بعمل میآورد ولی نباید از حدود اقداماتیکه عادتا برای انجام مأموریت او لازم بوده خارج شود.</p>
<p id="m270"><strong>ماده ۲۷۰</strong></p>
<p>بعد از تحریر ترکه مدیر تصفیه وقتی را برای رسیدگی تعیین و بورثه و بستانکاران و اشخاص ذینفعی که خود را معرفی کرده اند اطلاع میدهد که در وقت معین حاضر شوند.</p>
<p id="m271"><strong>ماده ۲۷۱</strong></p>
<p>مدیر تصفیه در وقت مقرر شروع برسیدگی نموده و پس از رسیدگی کلیه دیون و حقوقی را که به ترکه تعلق میگیرد تأدیه مینماید.</p>
<p id="m272"><strong>ماده ۲۷۲</strong></p>
<p>بستانکاری که در موعد مقرر برای تحریر ترکه خود را معرفی نکرده یا پس از معرفی طلب او تصدیق نشده باشد میتواند در دادگاه صلاحیتدار تا مقداریکه از ترکه بورثه داده شده است بر ورثه اقامه دعوی نماید.</p>
<p> و اگر چیزی بورثه نرسیده یا آنچه رسیده است کافی برای تأدیه طلب نباشد میتواند بر بستانکاران دیگر که ترکه به آنها داده شده برای اخذ حصه غرمائی خود اقامه دعوی نماید.</p>
<p id="m273"><strong>ماده ۲۷۳</strong></p>
<p>کسی که ادعای طلبی نموده و طلب او تصدیق نشده باشد و نیز کسیکه طلب او کسر شده یا حق رهن و یا حق رجحان او منظور نشده میتواند در دادگاه صلاحیتدار اقامه دعوی نماید.</p>
<p id="m274"><strong>ماده ۲۷۴</strong></p>
<p>تصفیه ترکه متوفی در صورتیکه متوفی بازرگان باشد تابع مقررات تصفیه امور بازرگان متوقف است.</p>
<p id="m275"><strong>ماده ۲۷۵</strong></p>
<p>فروش اموال متوفی بتوسط مدیر تصفیه باید بطریق مزایده باشد مگر اموالیکه دارای نرخ معینی است یا تمام اشخاص ذینفع در قیمت آن موافق باشند ترتیب مزایده در آئین نامه وزارت دادگستری معین میشود.</p>
<p>فصل ششم – راجع بوصیت</p>
<p><strong>پرسش های متداول</strong></p>
<div class="dv-faq">
<p><strong>چه زمانی برای غایب امین تعیین می شود؟</strong></p>
<p>اگر غایب مفقودالاثر برای اداره اموال خود نماینده نداشته باشد، دادگاه مطابق مواد ۱۲۵ به بعد می تواند امین تعیین کند.</p>
<p><strong>مهر و موم ترکه چه هدفی دارد؟</strong></p>
<p>هدف آن حفظ فوری اموال و جلوگیری از دخل و تصرف تا تعیین تکلیف قانونی است.</p>
<p><strong>تحریر ترکه چیست؟</strong></p>
<p>تحریر ترکه صورت برداری از دارایی ها و دیون متوفی با تشریفات مقرر است و مبنایی برای تصمیم وارثان و تصفیه به شمار می آید.</p>
<p><strong>آیا وارث می تواند ترکه را رد کند؟</strong></p>
مواد مربوط به رد ترکه، مهلت و آثار آن را تعیین کرده اند؛ اقدام یا تصرف قبلی وارث می تواند در نتیجه مؤثر باشد.</p>
<p><a class="a2a_button_facebook" href="https://www.addtoany.com/add_to/facebook?linkurl=https%3A%2F%2Fdadvarzyar.com%2F%25d9%2582%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2588%25d9%2586-%25d8%25a7%25d9%2585%25d9%2588%25d8%25b1-%25d8%25ad%25d8%25b3%25d8%25a8%25db%258c1319%2F&linkname=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%20%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1%20%D8%AD%D8%B3%D8%A8%DB%8C%20%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8%20%DB%B1%DB%B3%DB%B1%DB%B9%D8%9B%20%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF%20%DB%B1%DB%B0%DB%B3%20%D8%AA%D8%A7%20%DB%B2%DB%B7%DB%B5" title="Facebook" rel="nofollow noopener noreferrer" target="_blank"></a><a class="a2a_button_email" href="https://www.addtoany.com/add_to/email?linkurl=https%3A%2F%2Fdadvarzyar.com%2F%25d9%2582%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2588%25d9%2586-%25d8%25a7%25d9%2585%25d9%2588%25d8%25b1-%25d8%25ad%25d8%25b3%25d8%25a8%25db%258c1319%2F&linkname=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%20%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1%20%D8%AD%D8%B3%D8%A8%DB%8C%20%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8%20%DB%B1%DB%B3%DB%B1%DB%B9%D8%9B%20%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF%20%DB%B1%DB%B0%DB%B3%20%D8%AA%D8%A7%20%DB%B2%DB%B7%DB%B5" title="Email" rel="nofollow noopener noreferrer" target="_blank"></a><a class="a2a_button_x" href="https://www.addtoany.com/add_to/x?linkurl=https%3A%2F%2Fdadvarzyar.com%2F%25d9%2582%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2588%25d9%2586-%25d8%25a7%25d9%2585%25d9%2588%25d8%25b1-%25d8%25ad%25d8%25b3%25d8%25a8%25db%258c1319%2F&linkname=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%20%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1%20%D8%AD%D8%B3%D8%A8%DB%8C%20%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8%20%DB%B1%DB%B3%DB%B1%DB%B9%D8%9B%20%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF%20%DB%B1%DB%B0%DB%B3%20%D8%AA%D8%A7%20%DB%B2%DB%B7%DB%B5" title="X" rel="nofollow noopener noreferrer" target="_blank"></a><a class="a2a_button_skype" href="https://www.addtoany.com/add_to/skype?linkurl=https%3A%2F%2Fdadvarzyar.com%2F%25d9%2582%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2588%25d9%2586-%25d8%25a7%25d9%2585%25d9%2588%25d8%25b1-%25d8%25ad%25d8%25b3%25d8%25a8%25db%258c1319%2F&linkname=%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%20%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1%20%D8%AD%D8%B3%D8%A8%DB%8C%20%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8%20%DB%B1%DB%B3%DB%B1%DB%B9%D8%9B%20%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF%20%DB%B1%DB%B0%DB%B3%20%D8%AA%D8%A7%20%DB%B2%DB%B7%DB%B5" title="Skype" re
گفتوگوی حقوقی
دیدگاه خوانندگان دربارهٔ این مطلب



