مقاله پژوهشی
تحلیل فقهی «بازارگردانی» در بازار سرمایه اسلامی
کلیدواژهها
چکیده
«بازارگردانی» بهعنوان یکی از نهادهای نوپدید و ابزار کلیدی تنظیمگری در بازار سرمایه، نقشی محوری در تأمین نقدشوندگی، کاهش نوسانات قیمتی، انتظامبخشی به جریان معاملات و ایجاد تعادل عرضه و تقاضا ایفا میکند. اما با وجود توسعه سریع بازارهای سرمایه اسلامی و اهمیت نهاد بازارگردانی در بازارهای متعارف، بررسی بازارگردانی در این بازارها، مطابق با چارچوب حقوقی و مالی اسلام همچنان مغفول مانده است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی توصیفی و رویکرد حقوقی اسلامی بهتبیین ماهیت قرارداد بازارگردانی، ارزیابی مشروعیت شرعی و استخراج الزامات فقهی آن میپردازد. یافتهها نشان میدهد: قرارداد بازارگردانی به دلیل ویژگیهای خاص خود، از جمله استمرار فعالیت، ورود سرمایه و پذیرش ریسک، با هیچیک از عقود معین همچون جعاله، وکالت، مضاربه و اجاره عمل انطباق ندارد و باید بهعنوان عقد نامعین و نوظهور عقلایی تحلیل شود. مشروعیت این قرارداد بر مبنای اطلاق آیات قرآنی «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» و «تِجارَةً عَنْ تَرَاضٍ»، روایت «المُؤمِنونَ عَندَ شُروطِهِم»، قاعده سلطنت، سیره عقلا، اصل لزوم و اصل آزادی قراردادها اثبات میگردد. البته رعایت اصول بنیادی مالی اسلامی همچون ممنوعیت ربا و نفی غرر، منع قمار و اکل مال بهباطل، قاعده لاضرر، تسهیم ریسک و پشتوانهدار بودن معاملات، شرط صحت و کارآمدی قرارداد بازارگردانی در نظام مالی اسلامی است. بازارگردانی اسلامی مطلوب، ترکیب خدمت و سرمایهگذاری، و پذیرش ریسک با تأکید بر تعهد بازارگردان تعیینشده، نظارت شرعی مستمر، شفافیت اطلاعاتی و پاداش مبتنی بر عملکرد واقعی و ریسکپذیری است. نتیجه پژوهش آن است که بازارگردانی، نهادی مشروع و لازمالوفا در فقه اسلامی محسوب میشود و میتواند با رعایت الزامات شرعی و حقوقی، بهعنوان یکی از ابزارهای نوین تنظیمگری در بازار سرمایه اسلامی پذیرفته شود.