مقاله پژوهشی
مبنای کاربست اصول کلی حقوق در دیوان دعاوی ایران-ایالات متحده
کلیدواژهها
چکیده
تعیین قانون قابل اعمال یکی از مراحل ضروری در رسیدگی دیوانهای بینالمللی در حل و فصل دعاوی است. بر همین اساس دیوان دعاوی ایران-ایالات متحده نیز در ماده 5 سند مؤسس خود، یعنی بیانیۀ حل و فصل دعاوی، نظام جامعی را برای تعیین قانون قابل اعمال در دعاوی معرفی کرده است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، ارزیابی رویۀ دیوان و دکترین مرتبط، به این نتیجه رسیده است که دیوان در دعاوی با ماهیت بینالمللی، اصول کلی حقوقی را، به عنوان منبع حقوق بینالملل، به صورت مقتضی اعمال کرده است. اما در دعاوی تجاری که مرتبط با اجرای قرارداد است، نمیتوان حقوق بینالملل را قانون حاکم تلقی کرد. اما بخش عمدهای از استفادههای دیوان از اصول کلی حقوقی در این دسته از دعاوی بوده است. روشن است که در این موارد دیوان اصول کلی حقوقی را در مقام منبع حقوق بینالملل اعمال نکرده است. نتیجهگیری مقاله آن است که دیوان اصول کلی حقوقی را، به عنوان مجموعۀ مستقلی از اصول، حاکم بر روابط تجاری دانسته است؛ در مجموع اصول کلی حقوقی بکارگرفتهشده در رویۀ دیوان محدود به اصول مورد شناسایی نظامهای حقوقی داخلی نبوده و بر حسب مورد اصول کلی فراتر از آن را نیز در بر گرفته است.