مقاله پژوهشی
جنگ رمضان و مسائل حقوق بینالملل دریاها
کلیدواژهها
کلیدواژهای ثبت نشده است.
چکیده
در برهة کنونی، اجرای حقوق دریاها بین ایران و دیگر طرفهای تخاصم متوقف شده و حقوق جنگ دریایی (یا به عبارت دقیقتر، حقوق مخاصمة مسلحانه در دریا) حاکم بر وضعیت است که از بسیاری جهات در تقابل با حقوق دریاها است. در واقع، حقوق جنگ دریایی با تعلیق برخی اصول و قواعد حاکم بر حقوق دریاها، چارچوبی متفاوت و مبتنی بر ملاحظات مخاصمة مسلحانه را جایگزین آن میکند. در جریان جنگ چهل روزه یا همان جنگ رمضان، ایران اقدام سرنوشتسازی را رقم زد؛ و آن بستن تنگة هرمز بود که مسائلی را در پی داشت و تفاسیر متعددی نسبت به آن ارائه شده است. ازجملة مسائل اینکه نیمی از تنگة هرمز در دریای سرزمینی عمان قرار دارد و ایران انسداد را عملاً در دریای سرزمینی عمان انجام داده است؛ نیز اینکه با ایجاد منطقة خطر از سوی ایران که ترافیک مسیرهای ورود و خروج در تنگه را دربرمیگیرد و تردد در تنگه را مختل کرده است از نظر حقوق دریاها محل بحث است. علیرغم همة این مسائل، تمرکز ما در اینجا بر محاصرة دریایی است زیرا آنچه سبب توقف تجاوز شد، بستهشدن تنگة هرمز بود که بر روی اقتصاد جهانی و بازارهای انرژی تأثیر گذاشته بود. در غیر این صورت، بسیار بعید و دور از ذهن بود که ایالات متحده و رژیم اسرائیل، تن به آتشبس بدهند. از وقایع بعد از آتشبس، برگزاری یک دور مذاکره در اسلامآباد بین ج.ا.ایران و ایالات متحده بود، که مسدودبودن تنگۀ هرمز و تسلط نظامی ایران بر آن، موضع برتری را به هیئت ایرانی مذاکرهکننده بخشید. در واقع، با مسدودشدن تنگة هرمز، دسترسی کشورهای حوزة خلیج فارس به آبهای آزاد قطع شد، در حالی که ایران صادرات خود را از مسیر تنگة هرمز انجام میداد. در نتیجه، ایالات متحده به دنبال اهرم فشاری متقابل بود. در این نقطه بود که به فکر محاصرة دریایی ایران افتاد. با توجه به این وضعیت، برخی از محاصرة دریایی ایالات متحده علیه ایران بهعنوان «محاصرۀ متقابل»[1] تعبیر کردهاند. به عبارت سادهتر، ایالات متحده در صدد انتقال این پیام به ایران بود؛ حال که شما اجازة تجارت دریایی به متحدین ما از طریق تنگة هرمز را نمیدهید، ما هم مانع تجارت دریایی ایران خواهیم شد. [1]. Counter-blockade.