مقاله پژوهشی
تأملی در مسئلۀ دشواری بازنگری قانون اساسی در ایران
کلیدواژهها
چکیده
دشواری بازنگری، بایستۀ استواری قانون اساسی است و ازاینرو، اصل بر دشواری امکان بازنگری است. اما هیچ متنی بیعیبونقص نیست و گذشت زمان مثبت این امر است؛ بنابراین، میزان دشواری بازنگری قانون اساسی باید حد مشخصی داشته باشد و اگر چنین نباشد، آثار سوء آن در سلامت قانون اساسی رخ مینماید. ازاینرو لازم آمد طی پژوهشی مجزا، مسئلة دشواری بازنگری قانون اساسی و ابعاد مختلف آن بررسی و نظری به وضعیت نظام حقوقی ایران شود. نگارندگان با روش تحلیلی - توصیفی و برپایۀ رویکرد مشاهدهمحور، ابتدا مسئله دشواری بازنگری را تشریح کردند و سپس وضعیت دشواری قواعد بازنگری در ایران را سنجیدند. نتیجه آن شد که میزانِ دشواری قواعد بازنگری در ایران بالاست و همین، موجب ناکارآمدی قواعد بازنگری، پیدایش گونهای نامناسب از «فرهنگ جهتدهی مجدد» و متروک شدن برخی از قواعد قانون اساسی شده است. ازاینرو، پیشنهاد شد که شاکلة قواعد بازنگری دگرگون شود؛ اینگونه که بازنگری از حالت تکمسیره به درآید و وضعیت چندمسیره و چندموضوعه به خود گیرد