مقاله پژوهشی
حق بر بایکوت رژیم صهیونیستی؛ از روایی نظری تا چالشهای رویهای در آمریکا و اتحادیه اروپا
کلیدواژهها
چکیده
حق بایکوت، بهمعنای تحریم و قطع روابط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی با یک کشور یا نهاد خاص، با کشیدن خط بطلان بر این تفکر ایدئولوژیک است که قلمرو خصوصی از جمله انتخاب مصرفکنندگان و آزادی قراردادی، فضایی عاری از قدرت است. این حق از طریق بازسیاسی نمودن روابط غیرسیاسی و همراه نمودن ارادههای جمعی، به خودسامانی و دموکراسی دامن میزند. از دهههای پیشین، این حق، بهمنظور ایجاد نوعی الزام در راستای اصلاح سیاست برخی کشورها در حمایت از رژیم صهیونیستی بهکار گرفته شده، ولی از سوی نظام پارلمانی و قضایی برخی کشورها، تردیدهایی در روایی این حق نسبت به رژیم صهیونیستی اعمال شده است. از اینرو، مساله اصلی این نوشتار، واکاوی امکان شناسایی «بایکوت» بهمثابه یک حق در منظومه حقوق بشر و پس از آن، تحلیل چالشهای رویهای این حق در آمریکا و اتحادیه اروپا خواهد بود. اهمیت بررسی این مساله از آن رو است که شناسایی و نقد مواضع اتخاذی علیه این حق در اروپا و آمریکا، میتواند در راستای حمایت از مردم فلسطین، توقف تجاوزات رژیم صهیونیستی و ایجاد اجماع جهانی برای مقابله با این تجاوزات موثر باشد. این جستار که با روش توصیفی تحلیلی سامان گرفته، به نتایج متعددی دست یافته است؛ از جمله آن که حق بر بایکوت، بر نظریات مختلفی از رفاه اقتصاد خرد، دکترین مسئولیت حمایت از حقوق بشر، بازار ایدهها و خودگردانی استوار گردیده، و ماهیتی از قبیل «آزادی بیان»، «آزادی تشکل»، «حق درخواست از دولت» و «حق خودآیینی» در آن وجود دارد؛ امّا از حیث رویهای، با وجود حمایت تقنینی اتحادیه اروپا و نظام قضایی آمریکا، در سطح کشورهای عضو اتحادیه و نیز برخی رسیدگیهای قضایی در آمریکا، چالشهایی حقوقی نسبت به حق بایکوت رژیم صهیونیستی قابل احصاء است. از جمله، تخصیص انحصاری حق بایکوت به مصرفکنندگان و رفتارهای مسالمتآمیز، یا سلب ماهیت «گفتار محض» از بایکوت به منظور اخراج آن از دایره حمایتهای متمم اول قانون اساسی ایالات متحده، استناد افراطی به اصل حاکمیت دولتها و امنیت ملی، و احتساب حق بایکوت به عنوان «تحریک به نفرت» در نظام قضایی فرانسه.