مقاله پژوهشی
تحلیل فقهی–حقوقی حق حضانت با تأکید بر پارادوکس مفهومی و نظریه ترکیب حقیقی نوین
کلیدواژهها
چکیده
این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی پارادوکس «حق حضانت» میپردازد که از یک سو متضمن «حق» (با محوریت مصلحت ذیحق) و از سوی دیگر ناظر بر «حضانت» (با محوریت مصلحت مولیعلیه) است. بررسی دیدگاههای موجود نشان میدهد که رویکردهای حقمحور، تکلیفمحور و ترکیبی کلاسیک به تنهایی قادر به تبیین این نهاد نیستند. در پاسخ، «نظریه ترکیبی نوین» به عنوان چارچوب نظری برگزیده شده که ماهیت اصیل حضانت را ولایی میداند، اما در «ظرف تشاح»، «حقِّ الحَضانَة» را به عنوان امتیازی برای فرد شایستهتر جعل میکند. پذیرش این نظریه دارای آثار حقوقی زیر است: نخست، استقرار الگوی دو مرحلهای (تکلیف ولایی در وضعیت عادی و اعطای حقِ امتیازی در صورت اختلاف). دوم، تبیین منطقی مبانی تصمیمگیری قضایی و شفافسازی استدلالهای دادگاهها در دعاوی مختلف حضانت. سوم، تفسیر دقیق قابلیت اسقاط حقِّ الحَضانَه (قابل اسقاط در مرحله تشاح، ولی بقای تکلیف عام ولایی). چهارم، تعیین جایگاه مصلحت کودک به عنوان محور در مرحله تکلیف و پیشفرض در مرحله اعطای حق. پنجم، ارائه چارچوبی برای حل تعارضات در نهادهای مشابه مانند ولایت قهری.در نتیجه، این نظریه با عبور از تقلیلگرایی، پارادوکس ظاهری را حل کرده و ابزاری کارآمد برای تحلیل منسجم و ایجاد وحدت رویه در حقوق خانواده فراهم میسازد.