یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / مقالات
مقالات

نگاهی دوباره به برداشتهای شکلی و ماهوی از حاکمیت قانون

🗓 ۱۳ مرداد ۱۴۰۵⚖️ یک قاضی
مقاله پژوهشی

نگاهی دوباره به برداشتهای شکلی و ماهوی از حاکمیت قانون

دانشگاه یا مؤسسهدانشگاه شهید بهشتی
سال انتشار2012
دوره14
شمارهویژه نامه شماره 5
صفحات335 تا 366

کلیدواژه‌ها

چکیده

حاکمیت قانون نظریه ای چندوجهی، پیچیده و در حال تحول است که در مسیر پر پیچ و خم زمان از یونان باستان تا زمان حال همواره دستخوش منظومه ای از مفاهیم و برداشت های متفاوت بوده است گاهی از آن به معنای مساوات در برابر قانون تعبیر شده و زمانی حاکمیت قانون در مقابل با حکومت شخص معنا شده است. اصولاً در تحلیل "مفهومی" از واژه حاکمیت قانون نیل به توافق حداقلی بر معنای اولیه این اصطلاح (حکومت قانون به جای حکومت شخص) کمال مطلوب تلقی می شود. در حالی که در "برداشت" از این واژه گامی فراتر از صرف درک حداقلی و مشترک برداشته شده و در جولان گاه اندیشه مجالی برای ابراز تئوری های مختلف سیاسی، فلسفی، و حقوقی رقیب مهیا می شود. به طور کلی "برداشت" از اصطلاح حاکمیت قانون را می توان در قالب دو طیف عمده برداشت های شکلی و برداشت های ماهوی تقسیم بندی نمود. مهم ترین ویژگی حاکمیت شکلی قانون را می توان در اندیشه محدود کردن قدرت فرمان روایان از طریق قانون و اعمال اصل قانونیت خلاصه نمود. در حالی که برداشت ماهوی از حاکمیت قانون از دیدگاه شکلی عبور کرده و قانون را به رعایت برخی از ویژگی های ماهوی ملزم می سازد. تأکید بر آموزه های اخلاقی و لزوم انطباق قوانین با ارزش هایی نظیر عدالت، آزادی و دموکراسی در این رویکرد کاملاً مشهود است. در این مجال بر آنیم تا با تبیین مختصر تاریخچه و مفهوم حاکمیت قانون، به بررسی دقیق تر عناصر تشکیل دهنده برداشت های شکلی و ماهوی و وجوه افتراق آن ها از یکدیگر بپردازیم.

مقالات مشابه

این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید