مقاله پژوهشی
رابطه شرط و عقد از دیدگاه محقق خویی
کلیدواژهها
چکیده
تحلیل رابطه شرط و عقد، از مباحث بنیادین برای استنباط احکام شرط است. برخی شرط را جزء واقعی عقد، برخی جزء لبّی عقد، گروهی قید عقد و بعضی عقد را ظرف شرط دانستهاند. فقیه امامی معاصر، آیتالله سیدابوالقاسم خویی (ره) معتقد است که شرط میتواند دو نوع رابطه با عقد داشته باشد: (1) تعلیق اصل عقد بر التزام مشروطٌعلیه به انجام شرط و (2) تعلیق التزام مشروطٌله به عقد، بر تحقق شرط در خارج. حسب رأی ایشان، در «شرط فعلی» که در ضمن عقدی قابل فسخ مانند بیع گنجانده میشود، عرف هر دو رابطه را لحاظ میکند؛ اما در «شرط فعلی» که در ضمن عقد غیرقابلفسخ مانند نکاح درج شده است، تنها رابطه نخست و در «شرط وصف» فقط رابطه دوم حاکم است. یافتههای نوشتار حاضر که به شیوه توصیفی تحلیلی نگارش شده است، نشان میدهد که نظریه محقق خویی تاثیری ژرف بر مسائل مرتبط با شروط دارد؛ بهعنوان نمونه، طبق این نظریه در صورت تخلف از شرط فعل، مشروطٌله اختیار دارد که عقد را فسخ کند، یا الزام مشروطٌعلیه به انجام شرط را بخواهد. همچنین بر اساس این نظریه، شرط نامقدور، شرط نامشروع و شرط غیرعقلایی صحیح است. هر چند مبنای محقق خویی در نگاه اول، کامل به نظر میرسد معهذا قابل پذیرش نیست؛ زیرا التزام به عقد در اختیار طرفین نیست و جزء احکام غیرقابلتغییر است. وانگهی، بر خلاف ادعای مطروحه، ذهن بسیط عرفی، از شرط ضمن عقد تعلیق اصل عقد یا تعلیق التزام به عقد یا هر دو تعلیق را ادراک نمیکند.