مقاله پژوهشی
فرایند تکوین اقتدار مذهبیِ اسلام در شرایط خلأ حکومتی و هنجاری عربستان
کلیدواژهها
چکیده
هیچ دیانتی در خلأ شکل نمیگیرد. بقا و تأثیرگذاری ادیان در بسترهای تمدنی، برآمده از زمینهها و عوامل گوناگون سیاسی، اقتصادی و محیطی است. محمد رسولالله (ص) در سرزمینی به رسالت مبعوث شد که شاهد غلبۀ زندگی بدوی و هویتها و عصبیتهای قبیلهای بود. عربستان، جز خطّه یمن، فاقد هرگونه تجربۀ اقتدارِ سیاسی، نهادی و هنجاری متمرکز بود. اقتصادِ عربستان جز مناطق محدودی چون یثرب و مکه، اغلب به شکل معیشتی و فاقد تولیدِ مازاد بر مصرف سامان یافته بود که این امر بر شکل نگرفتن سیاست، حکومت و نیز تجارت مؤثر بود. قبایل بدوی فقط با دامپروری معیشتی و نیز غزوات و غارت یکدیگر روزگار میگذراندند. شناسایی این زمینهها، موضوع پژوهش برخی صاحبنظران همچون محمد بمیه در کتاب «خاستگاه اجتماعی اسلام» بوده است. در این مقاله با بهرهگیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و بهمنظور شناسایی دقیقتر زمینهها و عوامل دخیل در مختصات زمانی و مکانی ظهور اسلام، ردپای این رِقّت نهادی و اقتداری و نیز تأثیر سبک زندگی بدوی و صحرانشینانه و الزامات این سبک زندگی برای بقا را بر عناصر مختلف دیانت اسلام مشاهده خواهیم کرد. بهطور مشخص تأثیر «الله» در رفع خلأ پادشاهی و دولت مرکزی در عربستان را به بحث میگذاریم. بر اساس یافتههای این مقاله، درمییابیم که رستگاریشناسی وظیفهگرا و متکی بر تبعیت مطلق و قاطع از شریعت، رِقّت هنجاری و قانونی در عربستان را تلطیف کرد و اسلام توانست عناصری از نظامهای عرفی و هنجاری حضری و بدوی را با الزامات نظم جدیدی که خود در پی تأسیسش بود، به یک سنتز مثمر رساند.