مقاله پژوهشی
توصیف کارکردی در حقوق بین الملل خصوصی؛ بازخوانی رویه دادگاه های آلمان در پرونده های بین المللی مطالبه مهریه
کلیدواژهها
چکیده
در چند دهه اخیر، افزایش شــمار مهاجران مســلمان در کشــورهای غربی موجب شده برخی قواعد برخاسته از فقه اسلامی ناگزیر در بسترهای حقوقی جدید و در دادگاه های کشورهای غیر مسلمان مطرح شود. یکی از مهمترین جلوه های این تحول، طرح دعاوی مطالبه مهریه توسط زنان مسلمان در دادگاه های خارجی است؛ پدیده ای که دادگاه مقر را به بررســی ماهیت مهریــه و تطبیق آن با نهادهای حقوق داخلی وادار کرده اســت. هدف این مقاله، پرداختن به نقش مهم توصیف کارکردی در حقــوق بین الملل خصوصی با تمرکز بر مطالعه رویه دادگاه های آلمان در تعیین تکلیف مهریه در پرونده های دارای عنصر خارجی اســت. در نیم سده اخیر و در پی مواجهه با دعاوی مطالبه مهریه، دادگاه های آلمان کوشــیده اند با رویکردی مبتنی بر توصیف کارکردی، کارکردهای مهریه را بررســی و آن را با نهادهای حقوق داخلیمقایســه نمایند تا از این رهگذر ماهیت مهریه شناســایی شود و قانون حاکم بر آن از مجرای قواعــد حل تعارض تعیین گردد. نقطه عطف این تلاش، رأی دیوان عالی فدرال آلمان به سال ۲۰۰۹است که مهریه را بهعنوان «اثر ازدواج» ذیل ماده 14قانون مقدماتی قانون مدنی قابل توصیف دانســت؛ با ایــن حال، پس از این رأی نیز نظام حقوقی آلمان همچنان در رابطه با موضوع در حال تکامل و تکون است. این مطالعه، با تکیه بر تحولات حقوق آلمان در برخورد با نهاد مهریه، بر اهمیت فرایند توصیف و نقش تعیین کننده آن در حقوق بین الملل خصوصی تاکید داشته و ظرافت های این مرحله را به ویژه در مواردی که چندین عامل ارتباط از بســترهای فرهنگی مختلف دخیل است و موضوع توصیف در حقوق مقر، متناظر و معادل مستقیم ندارد، بازتاب می دهد.