مقاله پژوهشی
بایستههای اقتباس قانون اساسی در کشورهای اسلامی
کلیدواژهها
چکیده
پیرو نهضت تدوین قانون اساسی، نظامهای حقوقی برای طراحی قانون اساسی کشور خود از منابع متعددی بهره میگیرند که یکی از این منابع، قانون اساسی سایر کشورها است. به عبارت دیگر، تدوینکنندگان قانون اساسی در یک نظام حقوقی، یکی از مهمترین منابع قابل مراجعه برای خود را تجربهای میدانند که سایر کشورها در انجام همین تکلیف - یعنی تدوین قانون اساسی - سابقاً بهکار بستهاند. برای آنکه عملیات انتقال یک ایده از قانون اساسی یک کشور بیگانه بهدرستی صورت گیرد، باید ضمن توجه به ابعاد مختلف این فرایند، چهارچوبی مشخص برای آن تدوین گردد. از این روی حقوقدانان با شناسایی این پدیده در قالب مفهومی تحت عنوان «اقتباس قانون اساسی» در پی تحقق این مهم بودهاند. اقتباس صحیح قانون اساسی در صورتی رخ میدهد که بایستههای مربوط به آن رعایت شود. علاوه بر آنکه اصول حاکم بر اقتباس بهصورت عمومی برای همه نظامهای حقوقی قابل طرح است، برای برخی از نظامهای حقوقی که وجهی مشترک دارند نیز میتوان اصولی اختصاصی مطرح کرد؛ یکی از این وجوه مشترک، ابتناء بر دین است که نمونه آن در کشورهای اسلامی قابل مشاهده است. بدین منظور، پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی در صدد پاسخ به این پرسش است که «بایستههای اقتباس قانون اساسی در کشورهای اسلامی چیست؟». در نتیجه این پژوهش، مفهومی دقیق از اقتباس قانون اساسی ارائه میشود که تحقق کارکرد صحیح آن در کشورهای اسلامی منوط به رعایت 16 بایسته است. از جمله بایستههای مذکور میتوان به رعایت اولویت راهبردی در نظامسازی اسلامی، تطبیق عناصر مورد اقتباس با مبانی و محکمات اسلام و تأمین تؤامان مشروعیت دینی و مقبولیت برای عناصر مورد اقتباس اشاره کرد.