مقاله پژوهشی
نگاهی نو به تعدیل یا تغییر قواعد ارث
کلیدواژهها
چکیده
گذر زمان، موضوعات و پرسشهایی نو پیشروی انسان و اندیشمندان هر جامعه خواهد گذاشت تا درباره آن بیاندیشند، پاسخ های درخور بیابند و در نهایت مشکلات جامعه خویش را چارهجویی کنند. مسلمانان از این امر به دور نبوده و نیستند و هماره، با مسائلی که فقیهان آن را «مسائل مستحدثه» مینامند رویاروی بودهاند. از دیگر سوی، برخی موضوعات از بدو ظهور اسلام - یا بهعبارت دقیقتر، پیش از اسلام - هم در دیگر ادیان و هم در جامعه عرب وجود داشته، اما امروز میتوان چنین پرسید که آیا موضوعی که اکنون با همان نام دیروز از آن یاد میشود، واقعاً همان موضوع عتیق است با همه ویژگیها و عناصر سازنده آن، یا چنین نیست و از آن موضوع فقط نام یا بخشی از نام آن باقی مانده است و نه جمله آن با تمام ویژگیها و عناصر سازنده آن؟ از شمار این موضوعات، «ارث» و قواعد آن است. آیا امروزه قواعد و احکام ارث باید عیناً همان باشد که در صدر اسلام بوده است؟ یا میتوان شیوهای متفاوت، هرچند اندک تصور کرد؟ یافته اصلی نوشتار حاضر این است که امضائی بودن احکام ارث و دگرگونی احکام آن در صدر اسلام، هکذا امکان تغییر در ماهیت و مفهوم نصّ، بهعلاوه ادعای توقیفی نبودن احکام ارث که تأثیر زمان و مکان را در آن ممکن میسازد، گواه آن است که تعدیل و حتی اندکی تغییر در قواعد ارث - البته طی زمان و با درایت فقهی، حقوقی و ملاحظه شرایط زمان و مکان - هم قابل تصور است و هم قابل پذیرش و اجراء.