مقاله پژوهشی
شورا در اندیشه مهدی بازرگان
کلیدواژهها
چکیده
شورا در اندیشه بازرگان در امور متغیر، با استناد به عقل روز است، اما از یک سو شورا و عقلِ روزِ بشر بیعنایت به جهتگیریهای عام دین نیست و از سوی دیگر تشخیص جهتگیریهای عام دین بدون ابزارِ عقل میسر نیست، زیرا عقل همچنان که مرجع تشخیص روشهاست، پایه و مبنای شناخت دین است. به این تعبیر عقل و دین از هم جدا نیستند و شورا در افکارِ بازرگان نمونه بارزی از طرح همسویی عقل و دین است. جهت توجیه این ادعا به مبنای شورا در اندیشه بازرگان در سه قسمت شامل منبع شوراییِ حکومت و منبع وحیانی رسالت، عرفی کردن حکومت یا جدایی دین از حکومت و نه جدایی دین از سیاست و تفکیک حوزه ارزشها از روشها پرداخته میشود. با استناد به این سه مبنا در توجیه شورا است که همزمان از اصالت عقل و اصالت دین در مفهوم شورا در اندیشه وی میتوان سخن گفت. نخستوزیری بازرگان در دولت موقت پس از انقلاب 57 که وی را با مسئله حکومت به شکل واقعی روبهرو ساخت، اسباب تغییرات تدریجی در افکار وی نسبت به رویکرد مبارزاتی او در دهه 40 و 50 شد و جایگاه اسلام را از ایدئولوژی فراگیر که برای تمامی برنامههای سیاسی اجتماعی دستور دارد، به ایدئولوژی فقط جهتدهنده در یک سری اصول و کلیات محدود کرد. از این رو محدوده شورا که در افکار ایشان پیش از انقلاب محدود به امور اجرایی بود به حیطه تقنینی گسترش یافت که در این مقاله تلاش میشود ضمن تفصیل آن به این تغییر تدریجی حاصل از زمان نیز پرداخته شود.