مقاله پژوهشی
عدم تحقق مطلوب نظارت بر اعمال حکومت در چهارچوب حقوق عمومی ایران بهمثابۀ نوعی هستی اجتماعی
کلیدواژهها
چکیده
حرکت از واقعیت بهسوی آرمان گامی در جهت فهم چرایی عدم تحقق مطلوب نظارت بر اعمال حکومت ورای نقد روانشناسانه و اخلاقی صاحبان مناصب عمومی و پرهیز از تفکر انتزاعی و غیرتاریخی و دعوت به یک شیفت پارادایمی در اندیشۀ حقوقی خواهد بود. به عبارت دیگر، پرسش محوری نوشتار کنونی عبارت است از آنکه ورای نقد روانشناسانه و اخلاقی صاحبان مناصب عمومی، حلقۀ مفقودۀ عدم تحقق مطلوب نظارت بر اعمال حکومت در چهارچوب حقوق عمومی ایران چیست؟ یافتههای پژوهش معطوف به آن است که، صرف ترویج اصول و مفاهیم حقوق عمومی و بهتبع آن وضع طیف گستردهای از قوانین و پیشبینی شیوههای نظارتی به ایده و آرمان نظارت بر اعمال حکومت واقعیت نمیبخشد بلکه نظارت بر اعمال حکومت در چهارچوب نهادهای حقوق عمومی نوعی هستی اجتماعی یا شکلی از زندگی جمعی است که از دل مناسبات میان بازیگران قدرتمند اجتماعی در بستر تاریخ و توازن میان این نیروهای حقیقی اجتماعی جان میگیرد و معنا مییابد. فهم اخیر این بصیرت بنیادین را به دنبال دارد که تلاشهای ما برای تحقق ایدۀ نظارت بر اعمال حکومت در حقوق عمومی ایران، با فقدان رویکردی تاریخی، ساختاری، فرایندی، کلنگرانه، بدون توجه به توسعهنایافتگی تاریخی حقوق عمومی در ایران و بدون در نظر گرفتن واقعیتهای اجتماعی و شرایط عینی جامعۀ ایرانی و تلاش برای تغییر آنها به سرانجام نمیرسد.