مقاله پژوهشی
از سکوت تا روایت؛ تحلیل جنبش «من هم» (می تو) به مثابه عدالت روایی
کلیدواژهها
چکیده
این پژوهش با تمرکز بر مفهوم «عدالت روایی»، به واکاوی دستاوردها و چالشهای جنبش «من هم» میپردازد. این جنبش با برجسته ساختن حق روایتگری قربانیان خشونت جنسی، به یک کنش سیاسی و جمعی تبدیل شد. با اینحال، این مقاله با رویکردی تحلیلی-توصیفی نشان میدهد که این حرکت، با وجود دستاوردهای گفتمانی، اغلب در مرحله «افشاگری» باقی مانده و با پارادوکسی بنیادین در عدالت کیفری روبرو شده است: تقابل میان حق بر شنیده شدن قربانی و حق بر بی گناه فرض شدن متهم. این پژوهش با نقد راهحل تاریخی، یعنی سرکوب یا خاموش کردن روایتها به سود فرض برائت، نتیجه میگیرد که رویکرد منصفانه، در برقراری توازنی نهفته است که به نحوی نسبتاً مطلوب هر دو حق را تضمین نماید. نظام عدالت کیفری موظف است از حق بنیادین برائت و لزوم اثبات اتهام ورای هرگونه شک معقول، حمایت کند؛ همانطور که باید حق بنیادین قربانیان را برای شنیدهشدن و دادخواهی به رسمیت بشناسد. این الگوی پیشنهادی، گرچه یقیناً تمام پیچیدگیها را حل نمیکند، دست کم به جای بستن این پارادوکس به سود یک طرف، آن را به شکلی مسئولانه و عادلانه «باز» نگه میدارد.