مقاله پژوهشی
راهبرد بازسازی بانکها و مؤسسات مالی و اعتباریِ ورشکسته: ماهیت، مرجع اجرا و قابلیت اعتراض
کلیدواژهها
چکیده
امروزه در موارد عدیدهای، توقف و ورشکستگی بانکها و مؤسسات مالی و اعتباری از شمول قواعد عام «ورشکستگی تجار، شرکتها و دیگر اشخاص حقوقی» خارج شده و مشمول قواعد افتراقی قرار گرفته است. نقش کلیدی در اتخاذ تصمیم مبنی بر «بازسازی (احیای حیات مجدد) بانکها و مؤسسات مذکور» را حسب مورد مقامات نظارتی آنها، بیمههای سپرده و دادگاههای ذیصلاح ایفا مینمایند. توجیه فلسفی ایفای نقش توسط این مراجع در دستیابی به اهدافی ازجمله حفظ نظم و مصلحت عمومی (احیای نظم بانکی)، تأمین منافع شهروندان متضرر و حفظ اعتماد عمومی به نظام بانکداری ملی ریشه میدواند. در نظام پولی و بانکی ایران نیز کارآمدی راهبرد «بازسازی»، نیازمند تفویض اختیاراتی به دولت اسلامی و بانک مرکزی به نمایندگی از آن و صندوق ضمانت (بیمه) سپردهها است تا بتوانند با وضع و اجرای قواعد افتراقی، بدون نیاز به جلب الزامی رضایت طلبکاران به نحو همزمان به اهداف مذکور نائل آیند. در این مقاله در سایه روش تحقیق کتابخانهای و تحلیلی ـ توصیفی و با نگاهی تطبیقی به وضعیت رویه موجود در کشور و چگونگیِ مواجهه دولت ایران و بانک مرکزی آن با بحرانهای پدیدآمده، به ماهیتشناسی راهبرد بازسازی، شناسایی مراجع ذیصلاح، نحوه بهاجراگذاری و تبیین قابلیت اعتراض ذینفعان نسبت به اتخاذ و اجرای راهبرد مذکور و ارائه پیشنهادهای لازم برای طراحی، تدوین، تصویب و اجرای بهینه این راهبرد پرداخته شده است.